تاریخچه منطقه گلپایگان
گلپایگان شهری در استان اصفهان ایران است.
این شهر بین الیگودرز، نجفآباد، خمین و محلات و درفاصله ۳۵۲ کیلومتری تهران و ۲۰۰ کیلو متری شمال غربی اصفهان قرار دارد. سلسله کوههای مرکزی و رود قبله، که از کوههای جنوبی خوانسار
سرچشمه میگیرد، از گلپایگان میگذرد.
شهری است با فرهنگ کهن، پرداخته سمره (هُمای بنت بهمن، چهره آزاد)، از سلسله کیانیان، که دراصل نامش، وردپاتکان (سرزمین گل ُسرخ) بودهاست.
وجه تسمیه گلپایگان
گلپایگان را همای بنت بهمن کیانی ساخت و بنام خود سمره خواند که در اول همای را سمره گفتندی. دخترش آن را تجدید عمارت کرد و گلبادگان یا گربادگان گفت. (تاریخ جهانآرای عباسی یا عباسنامه، تألیف میرزا محمدطاهر وحید قزوینی، نزهةالقلوب: حمدالله مستوفی، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تاریخ ایران: تألیف سرجان ملکم، ترجمه میرزا حیرت، قاموس الاعلام ترکی و ذیل جامع التواریخ رشیدی ص ۱۷۲ و مجمل التواریخ گلستانه ص ۲۷۳ و تاریخ گزیده ص ۹۹، ۴۱۷، ۵۴۳، ۶۹۹، ۶۷۰، ۶۷۷ و ۷۱۵)
گلپایگان از ترکیب سه کلمه ( گل - پای - گان ) تشکیل شدهاست.
نام اولیه شهر، گردپاذگان بودهاست.(برهان قاطع،۱۳۶۱، ذیل گلپایگان)، گروهی دیگر نام اصلی آن را گَرپادگان به معنی کوهپایه میدانند. «گَر» در زبان پارسی میانه به معنای کوه است. در اواخر ساسانیان و اوائل اسلام «گردپادگان» خوانده میشد و تازیکان معرب نموده «جرباذکان» نامیدهاند. (معجم البلدان یاقوت دیده شود). سپس از روی قاعده دیگری که آن نیز در زبانشناسی ایران معروف است، را و دال تبدیل به لام گشته و کلمه گارد مبدل بگال و سپس مبدل بگول و سپس مبدل به گل شده و بالاخره وردپاتکان و گلپایگان، شده یعنی شهر گلباد، و چنانکه گفتیم گلباد از نامهای معروف ایرانی بودهاست. (مقالات کسروی ج ۱ صفحه ۱۲۲-۱۲۱)
برخی گفتهاند در اصل «ورتپاتکان» به معنی شهر یا سرزمین ورتپات بوده که یکی از نامهای ایران نیز میباشد. سپس به مرور زمان وردپاتکان، «وردپاذکان»، «گردپاذکان»، «گلپادگان» و سرانجام «گلپایگان» شدهاست. ورد، به معنی گل سرخ است و در نتیجه تغییراتی که از روی قواعد زبان شناختی در آن روی داده، واژه ورد تبدیل به « گل » شدهاست. پات از مصدر پاییدن، به معنی نگاهبانی کردن است. و «وردپات» گل نگاهدار معنی میدهد. پات پس از مدتی «پاذ» و سرانجام تبدیل به «پای» شدهاست. واژه «کان» که سپس «گان» گردیده در آخر نام شهرها و آبادیهای بسیاری چون اردکان، زنگان، ارزنگان و ارزنکان… آمدهاست.
موقعیت جغرافیایی
کوهستانهای پوشیده از مراتع و رودخانههای منطقه چشم انداز طبیعی زیبایی به وجود میآورند.سلسله جبال مرکزی ایران از این شهرستان میگذرد.
آب وهوای این شهرستان متغیر و دارای زمستانهای نسبتا سرد با حداقل حرارت ۲۱- درجه و تابستانهای گرم و خشک است که حداکثر حرارت آن تا۵/۳۷+ درجه میرسد. بارندگی غالبا درزمستان و میزان آن حدود ۳۰۰ میلیمتر است.
گلپایگان از طرف شمال به محلات و کمره (خمین) و از طرف مغرب به کوههای بختیاری و الیگودرز و از طرف جنوب به خوانسار و کوههای بختیار[[۲]]ی و از طرف مشرق به میمه و کوه شیخ احمد و کوه صالح محدود است. ارتفاع آن از سطح دریا ۱۸۱۸ متر است. (مبنای ارتفاع = سطح متوسط آب خلیج فارس در منطقه فاو که مبنای مسطحات اروپائی میباشد.)
گلپایگان از مناطق نیمه صحرایی است و به علت نزدیکی به کویر مرکزی، بارندگی آن کم و هوایش متغیر است. دشت گلپایگان، وسیع و آب آن از رودخانه و قنات و چشمه و منابع آبهای زیرزمینی تامین میگردد.
تغییر شکل سطح زمین در دشت گلپایگان که برداشت بیروّیه آب زیرزمینی یکی از عوامل اصلی آن است، دارد خودش را نشان میدهد.
فرونشست زمین میتواند باعث آسیبهای جبرانناپذیری به ساختمانها، چاهها، زمینهای کشاورزی و شریانهای حیاتی گردد.
فرونشست زمین، یکی از پدیدههای زمینشناسی است که در اثر زیاده رویهای آدمی در بسیاری از نقاط جهان از جمله در گلپایگان، درحال وقوع است.
پوشش گیاهی
پوشش گیاهی درمناطق کوهستانی استپ کوهی همراه باانواع گوَن و به ویژه «کتیرا» است که مصرف صنعتی و بهداشتی دارد و به خارج هم صادر میشود. استپ کوهی از غرب به شرق کاهش مییابد از این رو منطقه غرب که دارای پوشش گیاهی بهتر و آب بیشتر است، محل پرورش گوسفند و گله داری است. گیاهان خودرو مانند مُک کو (شیرین بیان) که ریشه آنها استفاده داروئی دارد، گل گاو زبان، شاتره، کاسنی، تره کوهی، چندال، مرزنجوش، دینارو (که بسیار خوش عطر و بو است)، شوید کوهی، پافغلاق، ریش قازی، شنگه، جوقاسم، گوش بره، خاکشیر، مرزنگوش، بارهنگ (بالنگ)، بادرنگ، بابونه، بالنگو، قدامه، کرچک،...همه برای مردم شهر آشنا است.
در گلپایگان گندم، جو، پنبه، چغندر قند، تنباکو، شبدر، یونجه، سبزیهای خوردنی، صیفی جات، آلو، زالزالک، سیب، هلو، آلوچه، گیلاس، آلبالو، زردآلو، مو (انگور از همه رقم: کشمش، عسکری، شآاونی (شاهونی)، مونقّا، ریش بابا...)،همه عمل میآید.
درختان قابل رویش این منطقه، عبارتند از: چنار، صنوبر، وهنو، بید مشک، عناب، بادام کوهی، انجیر وحشی، سنجد، زبان گنجشک، بلوط، انجیر وحشی،نارون،توت،کاج،سپیدار،و درختان میوه. ازجمله سیب،گلابی، بادام و گردو...
ارتفاعات شهرستان گلپایگان
ارتفاعات شهرستان گلپایگان که دنباله شرقی سلسله جبال زاگرس و غالباً از کوههای اطراف خرم آباد جدا شده، متعلق به دوران دوم زمینشناسی بوده و به صورت چندین رشته موازی از شمال غربی به جنوب شرقی امتداد مییابد. مهمترین ارتفاعات را در گلپایگان میتوان به چهار دسته تقسیم کرد: الف – ارتفاعات کوههای شمالی و شمال غربی که قلههای بلند آن عبارتند از:
تخت پهلوان صابر با ارتفاع ۳۴۱۰ متر قله الوند با ۳۱۲۱ متر ارتفاع قله حاجی قارا با ۲۴۲۰ متر ارتفاع که از طبقات آهکی دوران دوم زمینشناسی و به همراه رسوبات گچی، سنگهای گرانیتی و شنهای آتشفشانی دوران سوم، دیده میشود. این کوه در ۲۰ کیلومتری شمال شرقی گلپایگان قرار دارد. ب. ارتفاعات کوههای شرقی که قلههای بلند آن عبارتند از:
کوه صالح پیغمبر با ۳۹۲۲ متر ارتفاع
شیخ احمد با ۲۴۳۸ متر ارتفاع با سنگهای گوناگونی از قبیل فیلیت، کوارتزیت، پاراگینس و مرمرهای پرکامبرین و سلیسها و ماسه سنگهای ژوراسیک و آهکهای کرتاسه و توفهای آتشفشانی و دولومیت، معادن سنگهای ساختمانی و سنگ چینیِ گُدار سرخ وصالح پیغمبر که یکی از مراکز بزرگ سنگهای معدنی گلپایگان است درهمین ارتفاعات قرار دارند.
ج. ارتفاعات جنوبی که کوههای خوانسار باشد، قلههای بلند آن عبارتند از:
قلعه جمال، حاجی ابراهیم، له پبین، سرخ، چهل گزی که آنها از ۲۵۰۰ متر بیشتر ارتفاع دارند و از شیلها و شیستهای آهکی دوران دوم و سوم زمینشناسی تشکیل شدهاند.
بلیتون: در دهستان پشتکوه ۲۴ کیلومتری گلپایگان در شمال روستای هرستانه حدود ارتفاع ۲۳۵۰ متر ازسطح دریا.
پیشکوه: در دهستان جلگه شهرستان گلپایگان ۲۰ کیلومتری شرق گلپایگان، ارتفاع ۲۸۷۷متر.
تیله کوه: در دهستان رحمت آباد شهرستان گلپایگان ۳۶ کیلومتری شرق گلپایگان در جنوب روستای دُر ارتفاع ۲۳۴۰ متر
چاق باغ: واقع در رحمت آباد شهرستان گلپایگان ۳۷ کیلومتری جنوب شرق گلپایگان ارتفاع ۲۹۱۰ متر
دربند: واقع در دهستان پشتکوه، شهرستان گلپایگان، ۲۵ کیلومتری جنوب غربی گلپایگان، ارتفاع ۲۷۰۰ متر
سوخته: دهستان رحمت آباد شهرستان گلپایگان، ۴۲ متری شرق گلپایگان، با ارتفاع ۳۰۰۰ متر
صاف: در دهستان پشتکوه ۲۵ کیلومتری جنوب غربی،در شمال ویست ارتفاع ۳۰۴۲ متر
گرموستا: در دهستان رحمت آباد گلپایگان ۳۹ کیلومتری جنوب شرقی،در شمال در ارتفاع ۲۷۲۰ متر
لومبین: واقع در حومه وانشان ۱۱ کیلومتری جنوب گلپایگان، شمال کوه ابراهیم در ۲۵۳۲ متر
موربلند: واقع در دهستان رحمت آباد گلپایگان، ۳۵ کیلومتری جنوب شرقی گلپایگان شمال در ارتفاه ۲۲۶۰ متر
مورچاقدار: واقع در دهستان حومه گلپایگان، ۲۱ کیلومتری جنوب گلپایگان ارتفاع ۲۱۵۰ متر
مورهورسور: واقع در دهستان رحمت آباد گلپایگان، ۴۴ کیلومتری جنوب شرقی گلپایگان شمال تیکن ارتفاع ۲۹۱۵ متر
هنده: واقع در دهستان پیشکوه ۲۷ کیلومتری جنوب غربی شمال هنده ارتفاع ۲۸۰۰ متر (گلپایگان در آئینه تاریخ. فیروز اشراقی)
الوند گلپایگان
در ایران چهار قله با نام الوند وجود دارد که یکی از آنها کوهستانی است واقع در شمال باختری گلپایگان که از شمال باختری به طرف جنوب خاوری کشیده شده طول آن حدود ۱۵ کیلومتر و عرض متوسط آن ۵ کیلومتر است. ارتفاع بلندترین نقطه الوند گلپایگان ۳۱۱۱ متر میباشد که در محل به نام «کلنگ سیاه» شناخته میشود. از فراز این قله شهرستان خمین در شمال باختری و شهرستان گلپایگان در جنوب خاوری دیده میشوند. در دامنههای جنوبی این قله و در ارتفاع حدود ۲۸۰۰ متری در نقطهای با نام محلی «کول خران» یک جان پناه فلزی - چوبی به همت کوهنوردان گلپایگانی بر پا گشتهاست.
از این نقطه در جهت شمال بقایای یک معدن متروکه نقره در درهای به نام «دره نقره» و در جهت خاور مزرعه و امامزادهای به نام «امامزاده گوشه» دیده میشوند. در پایین دست دامنههای جنوبی کوه نیز چشمهای زیبا و چهار فصل به نام «چشمه خضر» وجود دارد. که جادهای خاکی به طول حدود ۱۲ کیلومتر از گلپایگان تا نزدیکی آن کشیده شدهاست. ارتفاع شهر گلپایگان از سطح دریا حدود ۱۸۳۰ متر میباشد. مبدأ صعود به ارتفاع ۲۰۰۰ متر در جنوب شرقی قله قرار دارد و مسیر صعود از میان درهای است که به خط الراس اصلی «کول خران» منتهی میشود. تا پناهگاه حدود ۵/۱ ساعت راه است و از پناهگاه تا قله ۲ ساعت میباشد.
[ویرایش] زبان و لهجه گلپایگان
در گلپایگان بجز عده محدودی از روستاهای منطقه که زبان خاص خودشان را دارند بیشتر مردم به زبان فارسی (و با لهجه گلپایگانی) صبحت میکنند.
متاسفانه در گلپایگان هم مانند هر جای دیگری لهجه و گویش محلی و فرهنگ خاص منطقه دارد از بین میرود.
رواج لهجههای فرهنگی مسلط از طریق وسایل ارتباط جمعی، آداب ورسوم و گویش مردم منطقه مخصوصا نسل جوان را متاثر و گویش مخصوص منطقه را تغییر شکل دادهاست و امروز بجز افراد مسن کمتر به گویش مخصوص گلپایگان صحبت میشود.
در چند روستای گلپایگان لهجههای خاص خود آن روستا وجود دارد. اینان مهاجرانی هستند که در زمان صفویه از دیگر نقاط به این منطقه وارد شدهاند و درعین خال زبان و لهجه خود را با کمی تغییرات حفظ کردهاند.
مردم منطقه عربستان لهجه خاص خود را دارند چون مردم این منطقه مهاجرانی از نواحی خراسان هستند که به زور در سالهای دور به این منطقه کوچانده شدهاند و هنوز به زبان مخصوص خود با تغییراتی نسبت به زبان اصلی مادری صبحت میکنند.
گویش مردم وانشان که وانشانی، ونیشونی و مردم این روستا اونشونی مینامند (و در آن واژههای اصیل فارسی کم نیست) ــ جزئی از گویشهاى ایران مرکزى و شمال غربى (از گویشهای رایج در منطقه کاشان - اصفهان) است و شباهت هایی به گویش خوانساری دارد.
مردم روستای هنده لری صبحت میکنند.اهالی حاجیله، قرغن و عباس آباد هم لهجه خاص خود را دارند که باز ماندهای است از لهجه زبان مادری محل سکونت قبل از مهاجرت و ترکیبی است از زبانهای مجاور محل سکونت.
در روستای کوچک ماکوله به زبان ترکی تکلم میشود که ترکی تغییر یافته زبان مادری آنها که همان ترکی آذری است زیرا در زمان صفویه مردمانی از آذربایجان به این نواحی کوچانده شدهاند که در روستاهایی مانند ارجنک - کهرت ( از توابع خوانسار ) ساکن میباشند.
حروف پ، چ، و گاف (که مخصوص زبان فارسی است) در زبان گلپایگانی کم نیست. (پکا بیار= کمی صبر داشته باش)، تپنه، گندم (کُر چالی)،..تپله، لهپَر، چِهپَر، گل تغنه (جوجه تیغی)، پشوه، پسین...هرچون، چمچاره، چرنگی،...چولاری، چی شی، چُم (چمدونم=نمیدانم)، په چکا (پس چرا)، زورچپون، گالش، گورون، دلنگون، دیگوله، ریگوزل، ماست گلگونی...
زنده یاد جواد غیاثی در گردآوری لغات و اصطلاحات گلپایگان تلاش بسیار نمود.
ناگفته نماند که لهجه گاپلهای که نام محلی لهجهای فارسی مردم منطقه چاپلق ازنا در دشت جاپلق در استان لرستان ایران است ـ تحت تأثیر لهجه گلپایگانی است.
دو نمونه شعر با لهجه گلپایگانی
توضیح: ابیات زیر بخش کوتاهی از کل اشعار است.
۱
دیه ولایتمون مثل اون قدیما نیست
صفای پیرشو خوشروئی جوونش کو؟
کجاست دومن صحرا و دشت سرسبزش ؟
بهار خرم و زیبائی خزونش کو ؟
گلی زخنده روی لبی نمیبینی
نگاه مهر به چشمون مردمونش کو ؟
نشون وجد و سروری به صورت کس نیست
اگه که هست دل شاد پس نشونش کو؟
۲
من احمد آخاله م از تبار گلفاگون
که لک زده ست دلم بخ دیار گلفاگون
جهنم است ز دود و دم هوا. تیرون،
بهشت اگه طلبی رو به دار گلفاگون
به عطر یونهٔ تل سنجون دمی خوش باش
نزیک شاخوئی و سبزه زار گلفاگون
به کوچری برو و پا مینکولی بنشین
به اختخون هو ببین آبشار گلفاگون
[ویرایش] سابقه سکونت در گلپایگان
سابقه سکونت در گلپایگان این کهن شهر دوران کیانی، به دوران پارینه سنگی میانه و نو سنگی میرسد. شواهد این ادعا از سنگ نگارههایی که بیانگر اشیایی از قبیل چماق و تیر و کمان و کمند و کهنترین سازهای ایرانی است، بدست میآید.
سنگ نگارهها کهنترین آثارتاریخی و هنری بجامانده از بشر هستند.
البته روشهای علمی مانند آزمایشات موسوم به نیمه عمر کربن، پتاسیم آرگون (Potassium Argon) و تعیین جهت قطب مغناطیسی (Magnetic Polarity Chronology) و یا مقدار اورانیوم توریوم (Uranium Thorium) که برای تعیین تاریخ دورههای پارینه سنگی به کار میرود، هنوز بر روی آثار به دست آمده از گلپایگان انجام نشدهاست، و به همین دلیل نمیتوان بطور دقیق سابقه سکونت در گلپایگان را مشخص نمود.
[۲] گفته میشود بزرگترین و کاملترین مجموعه سنگ نگارههای ایران در شهرستان گلپایگان قرار دارد. در مناطق ۲۱ گانه غرقاب و کوچری میتوان بیش از دهها هزار نقش بر سنگها پیدا کرد.
این سنگ نگارهها از لحاظ گستردگی، فراوانی، قدمت و تنوع نقوش در دورههای تاریخی ایران بینظیر است و سیر تکاملی خط مانند خط سطری، هندی، پهلوی، عربی، فارسی و عبری در این سنگ نگارهها وجود دارد.[۳]
آثار باستانی گلپایگان به توجه بیشتر نیاز دارد.
سنگ نگارهها مبانی هنر، خط و فرهنگ در ایران هستند. باید از یادگار نیاکانمان چون مردمک چشم مواظبت کنیم. متاسفانه یکی از سنگ نوشتهها در ضلع جنوبی گنبد مسجد جامع گلپایگان، غریب افتاده است!
• بررسی سنگوارههای موجودات دریایی و فسیلهایی که گفته میشود در اطراف قلعه جمال و حاجی قارا پیدا شدهاست،
• سنگ نوشتههای تنگه غرقاب،
• کتیبه خط پهلوی در رباط چم اسبه،
• وجود برخی افسانههای اساطیری در شرح تاریخ گلپایگان،
• مراسم قدیمی عروسی قنات،
• جویبار «هرانگ»،
• قلعه گبری و پایههای پلی نزدیک آن، • بنا شدن مسجد جامع ﺑﺮ روی یک آﺗﺸﻜﺪه ﺳﺎﺳﺎنی، و ـ
• وجود دهاتی مانند نیوان و فقستان و «ویست»... ـ همه و همه، بیانگر قدمت سکونت آدمی در منطقهاست.
پیشینه ویست (ویس)، به دوران مادها بر میگرددویست، واژه ای بسیار قدیمی است و در زبان پهلوی، شاهزاده معنی میدهد. فقستان هم به معنی بتکده است و روستای فقستان در گذشتههای دور آتشکده داشته است.
(نام بجستان که معرب بغستان است از بغ به معنی خدا گرفته شده و یاد آور بیستون، بغداد و فقستان بود که معنی آن «محل خدایان» است.)
...
سنگ نگارهها کهنترین آثارتاریخی و هنری بجامانده از بشر هستند. به تعبیری بستر بوجود آمدن حروف رمزی، خط، تبادل پیام، زبان، تاریخ،اسطوره ها، هنر و فرهنگ از سنگ نگارهها است.
عمر بعضی از آنها به چهل هزار سال میرسد و بشر تا کنون موفق به کشف هیچ پدیده تاریخی و هنری بدین قدمت نشدهاست. گلپایگان بیش از ۵۰۰۰ نمونه سنگ نگاره یا Petroglyph در محوطههای غرقاب، کوچری، هورستانه و هاجیله دارد [۴]که قدمت بعضی از آنها به هزاره پانزدهم قبل از میلاد یعنی ۱۷۰۰۰ سال پیش میرسد.. بر روی یکی از سنگنگاره هایی که از غرقاب گلپایگان به دست آمده، نوشته شدهاست: این سه چیز را همیشه مقدس بشمار راغ آب، دریای آب و آتش هیزم [۵] از سنگنگارههای تنگ غرقاب درمی یابیم که روستای غرقاب یکی از مراکز مهم شکار در دوران ماقبل کشاورزی بوده است. سنگوارههای موجودات دریایی و فسیلهایی که در اطراف قلعه جمال و حاجی قارا پیدا شده، نشانگر این است که در طول دورانهای زمینشناسی این قسمت در زمانهایی زیر آب بوده است. مطالعات زمینشناسی این نکته را تایید میکنند.
گلپایگان در زیر ضربات تاریخ
در دهههای نخستین سده نخست هجری قمری، گلپایگان به دست اعراب [۱]افتاد و نام زیبایش معرب گشته و جرفادقان خوانده شد.
تنها نام گلپایگان را عوض نکردند. نامهای باستانی بسیاری از شهرهای ایران به عربی تغییر یافت که این تغییر هم در تلفظ و هم در نوشتار به انجام رسید که از آن میان میتوان به تغییر نام سپاهان یا اسپهان به اصفهان، زنگان به زنجان، دژپل به دزفول، بروگرد به بروجرد، و کرمانشاه به قرمیسین اشاره کرد.
گلپایکان از آن پس در قلمرو امویان، عباسیان، صفاریان، دیلمیان، سلجوقیان، خوارزم شاهیان، مظفریان و ایلخانیان مغول قرار داشت. در دوران بعد از اسلام به ویژه در دوران عباسیان، گلپایگان از مناطق آباد کشور بودهاست، اوج شکوفایی شهر در زمان حکومت سلجوقیان به خصوص محمد بن ملکشاه سلجوقی بوده که بناهای زیادی از جمله مناره و بازار و مسجد جامع را از خود باقی گذاشتهاست.
تیمور لنگ وقتی برای تسخیر اصفهان و شیراز خیز برداشت، خود را از گلپایگان به سده و اصفهان رسانید و کشتار فجیعی به راه انداخت. جهانشاه قراقوینلو نیز، با بهرهگیری از درگیری امیرزادگان تیموری، هنگامیکه برای مقابله با سلطان محمد به اصفهان رفت، در جُربادقان (گلپایگان) متوقف شد و حضور سپاهیانش مردم را آزار فراوان داد. گلپایگان در حمله مغولها آسیب فراوان دید. به دنبال آشوبهای اسماعیلیه و فتنه مغول این شهر از اعتبار و رونق ساقط گشت و تنها در زمان «اوزون حسن» (ابو النصر حسن بیگ بن عثمان بیگ، سرسلسله آق قویونلو) ۸۸۲- ۸۲۸ ق بار دیگر نامی از آن بر سر راه تجاری همدان به اصفهان به میان میآید. وجود کاروانسراهای متعدد در منطقه و آثار تاریخی حکایت از اهمیت و آبادانی این شهر دردورههای مختلف تاریخی دارد.
آخرین دوران طلایی رونق شهر مقارن با دوران حکومت شاه عباس کبیر و امارت امامقلی خان [۲]سردار بزرگ صفوی در گلپایگان میباشد. گلپایگان در روزگار فرمانروایی صفویان از مراکز مهم علم و ادب بودهاست. با شروع فتنه افغان، گلپایگان که مقر فرماندهی علیمردان خان بختیاری و محل تجمع نیروهای کمکی به اصفهان بود به شدت از طرف محمود افغان مورد انتقام جویی واقع گشت و نه تنها اکثر اهالی آن از دم تیغ گذشتند بلکه اغلب آثار و ابنیه و تاسیسات کشاورزی و قنوات آن هم تخریب گشت و دیگر هرگز این شهر به اعتباری که در گذشته داشت، دست نیافت. (اشراقی، ۱۳۸۳، ص۱۵۷ به نقل از تاریخ مسعودی نوشته ظل السلطان) در زمان قاجاریه خصوصاً زمان ناصرالدین شاه و حکومت ظل السلطان بر اصفهان، شهر در استانه نابودی قرار گرفت. فرستادن حکام جبار وخونریزی چون سراج الملک –حشمت الدوله –میرزا حسن خان انتظام الملک و تحمیل فوج سرباز به فرماندهی صارم الدوله باعث شد اکثر مردم سر به کوه و بیابان بگذارند. غارتگرانی چون رجبعلی لر و علقلی زلکی، هم...براستی بیداد کردند.
از ۱۳۲۰ به بعد خصوصاً در زمان مرحوم دکتر عبداله معظمی [۳]و با ساخته شدن سد گلپایگان ـ توسعه آموزش وپرورش [۴] و احداث دانشسرای مقدماتی، [۵]اقداماتی در راه توسعه گلپایگان انجام شده و بعد از انقلاب نیز با اجرای پروژههایی مانند کارخانه پنیر (که برخلاف امروز، تا ۱۵ سال قبل ۲۰ درصد کل پنیر ایران را تامین میکرد.) ـ کارخانه آرد ـ مجموعه تولید قطعات خودرو ـ توسعه کشاورزی ودامپروری ـ احداث شهرک صنعتی و مجموعه تاریخی ارگ گوگد ـ احداث سد کوچری و مراکز آموزش عالی... ــ گلپایگان چهره دیگری گرفتهاست. گلپایگان هماکنون به دنیای مجازی راه یافته و وبلاگها و سایتهای اینترنتی فعال شدهاند، ساختمان سازیها تغئیر کرده و چشم مردم مدتها است به آسانسور هم روشن شده است!
احداث ایستگاه آتش نشانی، گشایش فاز نخست میدان میوه و تره بار، رشد ارتباطات و به تکاپو افتادن موسسات و شرکتهای جدید، تا چند سال پیش هم متصور نبود.
در گذشته روزانه دو یا سه اتوبوس (از گاراژ تهران مشهد و ایران مشهد...) راهی تهران میشدند. حالا تا نیمههای شب اتوبوس پشت اتوبوس به راه است.
گویی همه چیز ازاینرو به آنرو شدهاست.
البته در حالیکه گلپایگان، بیش از ۲۱۶ مسجد و ۱۳۳ امامزاده دارد، هنوز فاقد موزه [۶]و تئاتر و سینما است و مراکز آموزشی و ورزشی کافی ندارد.
سالن چند منظوره مجتمع فرهنگی این شهرستان، سینما محسوب نمیشود.
واقعش این است که مشکل سینما (و تئاتر) گلپایگان به سالهای قبل که مراجع بزرگی مانند آیت الله صافی و آیت الله محمدی و آیت الله گلپایگانی از تاسیس سینما و حتی دیدن تلویزیون منع نمودند، برمی گردد.
تاسیس انجمن نمایش کوثر گلپایگان و یا اکران این یا آن فیلم مذهبی، کافی نیست. هنر اصیل نیاز به توجه بیشتر دارد و این واقعیت بر اهل دانش و فضل پوشیده نیست. [۷]
مذهب اکثریت مردم گلپایگان بعد از اسلام به تبع قدرتهای حاکمه، شافعی بودهاست. وقتی آل بویه به قدرت رسید، گروهی شیعه شدند ولی رویکرد اکثریت مردم به تشیع در زمان صفویه بود که عالمان و فقهای جبل عامل و امثال محقق کرکی از لبنان وارد سرزمین ما شدند و به تبلیغ شیعه پرداختند.
در گلپایگان سالیان دراز یهودیان با صلح و صفا زندگی میکردند. بازار و محله و مراسم خودشان را داشتند که پس از تشکیل دولت یهود از این منطقه کوچ کردند.
در زمان شاه منوچهر مختاری (فرزند هنرمند بزرگ گلپایگان استاد محمد مختاری)، فرامرز شریفی (فرزند فرج الله شریفی) و مهندس حسینجان زینلی...در مبارزه با دیکتاتوری از جان خود گذشتند. بعد از انقلاب نیز بیش از پنجاه دانشجو و دانش آموز (از شهرستان گلپایگان) اعدام شدهاند. ۳۵۶ نفر هم در جنگ هشت ساله عراق و ایران جان خود را فدا کردند. گلپایگان همچنین در این جنگ، ۸۰۰ جانباز داشته است.
آثار تاریخی گلپایگان
مسجد جامع
از مساجد مهم تاریخی دوران سلجوقی و از مساجد بزرگ ایران زمین است که با توجه به تاریخ ساخت آن شاید بتوان گفت معماری ایرانی - اسلامی این مسجد الگویی بودهاست برای ساخت مسجدهای بزرگ دیگر بویژه مناطقی که در قلمرو حکومت سلجوقیان بودند.
مسجد جامع گلپایگان در سال ۵۰۸ هجری قمری، در دوران حکومت ابوشجاع محمدبن ملکشاه سلجوقی بنا شدهاست.
پیش از آن به استناد نام ابوشجاع که در کتیبه دور گنبد است، زمان ساخت مسجد گلپایگان را بین سالهای ۴۹۸ تا ۵۱۲ هجری قمری، یعنی دوران حکومت وی، میدانستند تا این که باستان شناسان با خواندن کتیبههای محراب دریافتند که بخشی از کتیبهها در زیر کف شبستان مسجد است و به احتمال قوی تاریخ بنا هم روی آن نوشته شدهاست.
چنین بود که تاریخ دقیق ساخت مسجد روشن شد.
مسجد جامع گلپایگان به دستور ابونصر ابراهیم بن محمد بن ابراهیم بابا عبدالملک ساخته شده و نام این شخص در ۲ جای مسجد، یکی در کتیبه دور گنبد و دیگری در حاشیه محراب درج شدهاست.
دیگر این که مسجد را یک معمار قزوینی به نام ابوعمر بن محمد القزوینی (معروف به بواسار کسرار) ساخته و نام او نیز در بالای محراب در زیر کتیبه دور گنبد، در ۲ سطح نقش بستهاست.
از دیگر آثاری که نام سلطان ابوشجاع محمد بن ملکشاه سلجوقی به یادگار روی آنها نقش بستهاست، عبارتند از: منار مسجد جامع ساوه به تاریخ ۵۰۴ هجری، مسجد جامع قزوین به تاریخ ۵۰۸ هجری، ۲ حجره در مسجد جامع دیار بکر ترکیه به تاریخ ۵۱۱ هجری و دیوار روبه روی شبستان مسجد اموی در دمشق به تاریخ ۵۰۳ هجری قمری.
وقتی تاریخ ساخت مسجد گلپایگان را با تاریخ ساخت مسجدهایی دیگر که در دیار بکر، سوریه، قزوین و ساوه میسنجیم، میفهمیم که در یک دوره کوتاه چند ساله از سال ۵۰۳ تا ۵۱۱ هجری قمری چند مسجد در دوره حکومت سلجوقی و مناطق دور از هم بنا شدهاست که با توجه به این نکته از یک سو در مییابیم که حکومتها، در طول تاریخ، برای کسب مشروعیت و نشان دادن اقتدار و وسعت قلمرو خود به مسجد به عنوان یک رکن اساسی نگریستهاند.
از سوی دیگر شاید بررسیهای دقیق در شیوه معماری این مسجدها تشابهات قابل توجهی را نشان دهد.
این مسجد دارای صحن و شبستان وسیع و گنبد بزرگ آجری میباشد و متعلق به زمان محمد بن ملکشاه سلجوقی میباشد. ازخصوصیات مسجد و گنبد آن دارا بودن کتیبههای آجری متعدد و تزئینات فراوان دوره سلجوقی است.
در متن کوفی گنبد، نام محمد بن ملک شاه خوانده میشود و اطراف محراب بزرگ زیر گنبد در متن کتیبهای نام بانی آن بنای عظیم را، ابونصربن محمد بن ابراهیم آوردهاند. همچنین بر بدنههای مختلف شبستان نام بزرگان دین و جملات مذهبی را به خط کوفی آجری نوشتهاند.
در زمان فتحعلی شاه قاجار شبستانهای ساده طرفین گنبد و بناهای شرقی و غربی مسجد را احداث نموده و بر ساختمانهای گنبد عهد سلجوقی افزودهاند.
ساختمان گنبد عهد سلجوقی متعلق به اوایل قرن ششم هجری قمری است. صحن مسجد جامع گلپایگان بدون احتساب هشتیها، حجرهها و رواقها حدود یک هزار و ۶۰۰ متر مربع مساحت دارد و ارتفاع گنبد مسجد ۲۲ متر و ابعاد گنبد از داخل ۱۲ در ۱۲ متر است. یک حوض آب بزرگ و کم عمق نیز در وسط صحن مسجد قرار دارد که علاوه بر مکانی برای وضو گرفتن نمازگزاران بر زیبایی این مسجد افزودهاست.
سر در مسجد گلپایگان از سمت داخل محوطه رو به صحن با آجرهای آبی رنگ با جمله «یا علی» بصورت زیبایی مزین شده و شبستان اصلی مسجد جامع گلپایگان همچون سایر بناهای عصر سلجوقی فاقد کاشی کاری است. در کتیبه مسجد جامع که شرح نوشتهها به خط کوفی است، نام ابابکر صدیق، عمر بن خطاب، عثمان، علی ابن ابیطالب و طلحه و زبیر و عبدالرحمن بن عوف...آمدهاست.
(البته بعدها عده ای خواستهاند در اصل کتیبه دست ببرند و جملاتی را در رد و لعن ابابکر و عمر و عثمان و...در کنار کتیبه افزوده اند.)
محراب مسجد از دو بخش تشکیل شدهاست که در قسمت پایینی متصل به کف محراب و در قسمت بالای محراب کلمات «الله احد» و «الله صمد» به خط کوفی مشهود است.
آیاتی از قرآن کریم نیز در اطراف محراب بزرگ مسجد جامع گلپایگان به خط کوفی نقش بستهاست.
شکارچیان گنج از جمله Lorenz korn و تیم همراهش (که به گلپایگان نیز آمدهاند)، با شگفتی از کتیبههای مسجد جامع گلپایگان یاد کردهاند. (منبع: مقاله Schatzsuche unter der Moschee شکار گنج در مسجد)[۸]
مسجد جامع گلپایگان در تاریخ نهم مرداد سال ۱۳۱۲، به شماره ۱۹۱ در فهرست آثار ملی (ایران) ثبت شدهاست.
در سند مربوط به مسجد جامع گلپایگان چنین آمده است:
نمره ۱۷۵۳/۵۲۴۳۸ دولت شاهنشاهی ایران، وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه
نظر به فصل اول قانون عتیقات مصوبه ۱۲ آبان ۱۳۰۹ شمسی، نظر به فصل اول نظامنامه اجرای قانون عتیقات مصوبه ۲۸ آبان ۱۳۱۱ شمسی، و نظر به پیشنهاد مدیر کل عتیقات ـ وزارت معارف مقرر میدارد:
بنای مسجد جامع گلپایگان که (...) بنای مرکزی آن در سلطنت محمد ولد ملکشاه سلجوقی (۴۹۸ و ۵۱۱ هجری قمری) / و قسمتهای دیگر در زمان فتحعلی شاه قاجار ساخته شدهاست، تحت نمره ۱۹۱ جزو آثار ملی به ثبت برسد.
سند را مدیر کل عتیقات و وزیر معارف امضاء کردهاند.
در کتاب «مرآت البلدان» یا «مرآت ناصری» تالیف «محمد حسن خان اعتماد السلطنه»، از این مسجد تاریخی یاد شدهاست. [۹]
...
دوپوش گنبد مسجد جامع گلپایگان مانند دوپوش گنبد مسجد جامع یزد و اغلب گنبدهای قرن هفتم به بعد، گسسته (و نه پیوسته) است.
دو پوش گنبد گاهی پیوسته و گاه گسسته است.
گنبدهای پیش از اسلام (و همچنین گنبد هایی مانند گنبد سلطانیه و گنبد مسجد شیخ لطف الله و گنبد خاگی مسجد جامع اصفهان)، دو پوش پیوسته است. چنانکه گاهی دو پوسته بی هیچ واسطه ای به هم متصل میشده و گاهی هم فقط صندوقه یا کندو و شیاره ای میان آنها فاصله بوده است.
در گنبدهای گسسته (مثل گنبد مسجد جامع گلپایگان)، گاهی دو پوسته در کلاله از هم فاصله میگیرند.[۱۰]
مسجد جامع گلپایگان در سال ۱۳۱۰ ه.ش. به سرپرستی آندره گدار فرانسوی تعمیر شده است.
استاد محمد کریم پیرنیا مولف «گنبد در معماری ایران»، «آشنایی با معماری اسلامی ایران»،...</ref>
بازار چهار سوق
واژه سوق یا چار سوق برگرفته از کلمه چهارسو در اصل محل تقاطع دو راسته اصلی و مهم بازار بود. در برخی موارد سوق را در محل برخورد دو راسته طراحی شده بازارقرار میدادند و به شکل فضایی به صورت چهارسو میساختند که به سبب موقعیت ارتباطی آن ارزشمند به شمار میآمد.
چهار سوی بازار اصفهان، بازار لار، بازار تهران، بازار کرمان، بازار تاشکند، بازار بخارا و چار سوی بازار گلپایگان از نمونههای خوب باقیمانده، به شمار میآیند.
اعرابی (عرب منهای اسلام)،که به سرزمین ما آمدند خیلی از واژههای فارسی را تغئیر دادند و چار سو را چار سوق (سوق به عربی یعنی بازار) تلفظ میکردند که خوشبختانه چا نیافتاد و مردم از دیرباز نام درستش (چار سو)[۱۱]
را تکرار نمودند.
چارسو (سوق) از نظر معماری از جمله عناصر و فضاهای مهم شهری و ارتباطی در بازارهای سنتی ایران محسوب میشود و از آن جا که بازارهای اصلی ایران غالبا به شکل خطی و در امتداد مهمترین معبر شهری شکل میگرفت، مهمترین بخش و عنصر اصلی یک بازار، راسته اصلی آن بود. (راستا بازار) علاوه بر سوق، راسته اصلی از مهمترین عناصر معماری در بازار ایرانی بود که در سادهترین شکل آن با دکانهای واقع در دو سوی آن شکل میگرفت.
در امتداد یک راسته اصلی، اصناف گوناگونی در دکانهای دو سوی راسته مستقر میشدند، به این ترتیب که هر صنف در بخشی از راسته اصلی جا میگرفت. در بعضی از شهرهای بزرگ دو یا چند راسته اصلی به صورت موازی یا متقاطع پدید میآمد. راسته فرعی، دالان و میدان نیز از دیگر فضاهای ارتباطی در معماری بازارهای سنتی ایران هستند که گاه دارای کاروانسرا نیز بودهاند.
سادهترین و کوچکترین، اما مهمترین عنصر و فضای بازار نیز حجره یا دکان است که محل اصلی عرضه انواع کالاها هستند و معمولاً حدود ۲۰ تا ۳۰ متر وسعت دارند و بسته به شرایط مختلف کوچک تر یا گاه بزرگ تر بوده اند.
بازار سنتی گلپایگان [۱۲]با دهانهای وسیع و طاق بندی و سقف ضربی آجری سبک بناهای سلجوقی را دارد.
چهار سوق از یک طرف روبروی مناره شهر گلپایگان و از طرف دیگر به مسجد جامع شهر راه دارد.
نزدیکی بازار و مسجد و نقش آن در جامعه قابل بررسی میباشد.
امروزه بازار جدید و بزرگ گلپایگان در اطراف بازار چهار سوق گسترش یافتهاست و این بازار تاریخی را احاطه کردهاست. مجموعه بازار سنتی گلپایگان بنابر سبک معماری و موقعیت جغرافیایی و سوابق تاریخی، بیانگر موقعیت تجاری با اهمیت منطقه بودهاست. اهمیت این بنا بیشتر از جهت سبک معماری وموقعیت مکانی که پل ارتباطی بین مناره گلپایگان و مسجد جامع میباشد حائز اهمیت است.
در احداث این بنا همچون بازارهای سنتی سایر شهرهای قدیمی از طاق آجری و تناسب ترکیب، فضاها و تعبیه فضاهای جانبی مانند تیمچه، قهوه خانهها (در واقع چای خانه ها) و نور طبیعی بدون حرارت و برودت استفاده شدهاست و تاریخ ساخت آن در حدود ۴۰۰ سال پیش برآورد شدهاست.
بازار سنتی گلپایگان شامل بازار مسگرها، کوزگرها، فرش فروشان، بازار گیوه دوزان، بازار اصلی و تعداد زیادی پاساژ میباشد.
بازار سنتی گلپایگان همانند بازارهای شهرهای قدیمی ایران دارای طاقهای گنبدی ضربی آجری با گوشههای جالب است و به آجرکاریهای دوران صفوی در بازار بزرگ اصفهان شباهت دارد.[۱۳]
پیشخوانها، درهایی که به شکل تختههای ضخیم چوب ساده در دو شکاف چوبی بالا و پائین جلوی دکان به دنبال هم ردیف میشدند، قفلهای پیچی که در همان گلپایگان ساخته میشد و صاحبان مغازه بعد از بستن در به آن فوت میکردند و قل هوالله میخواندند که دزد نبرَد...همه، در خاطرهها باقی است.
سبدها، تفتهای چلواری، چولاریها و کپه ها، دستاس، ترازوهای قدیمی، حساب سیاقی و دفتر و دستک دکان، چراغانی در نیمه شعبان، نصب چراغهای روغنی با روغن کرچک، فانوس نفتی هایی که شب بپا میشد و بوق سحر جمعش میکردند، نگهبانی سگها و سر و صدای داروغه ها... همه را کهنسالان از بازار قدیم گلپایگان تعریف میکنند.
تیمچه نیز به معنی کاروانسرا به معنی تیم کوچک یا کاروانسرای کوچک بوده است. اما در دوره معاصر به کاروانسراها یا سراهای کوچک و سرپوشیده، تیمچه میگویند. تیمچه فضای مناسبی برای عرضه کالاهای گرانبها مانند فرش، دور از آسیب باد و باران و آفتاب پدید میآورد. به همین سبب فضای تیمچهها، غالبا نسبت به کاروانسراها از لحاظ اقتصادی گران تر بوده و برای عرضه اجناس ارزان قیمت استفاده نمیشدهاست.
مناره آجری سلجوقی
مناره ۱۸ متری شهر گلپایگان که به آن «میل گلپایگان» هم گفته میشود، در زمره بلندترین منارههای قرن پنجم هجری قمری است. مناره گلپایگان در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۱۵، با شماره ۲۵۰ جزو آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این بنا در سال ۱۳۱۷ -۱۸ مرمت شدهاست.
منار گلپایگان دارای دو در است و در درون آن پلکانی تعبیه شدهاست. قسمتهای پایین و بالای مناره مرمت گردیده و دارای کتیبه آجری است که این کتیبه به خط کوفی نوشته شده و فاقد تاریخ میباشد و متن کتیبه آن از آیات کلام الله مجید است.
این مناره با قدمتی حدود ۹۰۰ سال در برابر عوامل طبیعی (زلزله، باد، باران، سرما و گرما) سرفراز برجای ماندهاست و از جمله بلندترین منارههای ایران میباشد. دو راه پله دارد که بصورت دورانی با ۶۴ پله به بالای مناره میتوان صعود کرد.
این مناره از زمان سلجوقیان میباشد که ساختمان آن را احتمالا با ساختمان مسجد جامع و بازار چهارسوق همزمان میدانند. تا حدود چهل سال قبل، اطراف آن خرابه و چاله چوله بود که مردم گاهی از آنجا خاک میبردند و قطعههای ظروف سفالین شکسته نیز دیده میشد و آن محل را چالههای پامناره میگفتند. حول و حوش منار، خلافهای گوناگون صورت میگرفت و کلاً محل خوبی نبود...
بزهکاران که دعوا راه میانداختند ورد زبان شان این بود که «اگه راست میکی بیا پا منار»
در محل منار گلپایگان جای خندقی هم بود که یک قسمت آن را برای زمین ورزش صاف کرده بودند ولی اکنون فقط چند متری اطراف مناره را حصار نمودهاند. گفته میشود این مناره برای راهنمایی کاروانیان بوده و بالای آن چراغ نصب میکردهاند و در جنوبی چهارسوق از جلوی مناره شروع میشدهاست.
فعلاً خیابان، گودتر از سطح پای مناره و بازار چهارسوق است. در داخل منار و بالای راه پلهها در میان اشعار و یادگاریهای نوشته شده، این شعر هم دیده میشود:
منار است و نشان باستان است
چه تاجی بر سر گلپایگان است.
دریغا کاین نشان آسمانی
که «کو...»ش بر زمین و سر بر آسمان است.
زیر این شعر امضاء شده بود: «سید علی آقا ابطحی اهل گوگد و ساکن تهران»
دو شیر قبلا در محل پاشیرا نزدیک مقبره باباعبدالله در کنار جاده قافله و ابتدای کوچه حکومتی بودند. میدان پاشیرا نسبتا وسیع و دکه بازی و ورزش بچههای محل بود و براین شیرها که وسیله سرگرمی بچهها بود سوار میشدند و بازی میکردند. بعد از خیابان کشی چون خیابان چند متری از جاده قافله فاصله پیدا کرد و زمینهای اطراف پاشیرا را با قسمتی از جاده قدیم به مالکین آن حدود دادند و میدان پاشیرا را هم گودبرداری نمودند که رختشوی خانه بسازند. شیرهای سنگی را با تخته و گرده چوب و غلطک که بوسیله دو گاو نر کشیده میشد، تک تک به پای مناره منتقل کردند.
از دو شیر سنگی امروز، یکی تنها شده و در زیر سایه مناره سلجوقی در فراق دوست بسر میبرَد. یکی از شیرها را چند سال قبل در شبی دزدیدند و الان تنها یک شیر در پای منار است.
شیرهای به این سنگینی که با غلتک و ۲ گاو نر آوردند معلوم نشد چطور بردند و هنوز هم اثر آبادی از آن نیست. گویی آب شده و زیر زمین رفته است..
البته خود منار در امن و امان است، چون برای دزدیدن آن اول باید چاهش را کند !
بنای سیدالاسادات
این بنا که مربوط به دوران قرن هشتم هجری است، دارای ایوان و غرفههای دو طبقه و گلدسته و گنبدی به بلندی ۹ متر است. تزئینات سمت شمال شرقی و جنوب شرقی این بقعه از نظر ظرافت کار شایان توجه میباشد.
درسال ۱۳۵۴ شمسی یک خیابان جدید کنار این امامزاده و ساختمان مسجد جامع احداث گردیدهاست. بنا به نوشته اشعاری که برروی سنگ حک شدهاست و سنگ مزبور در طرف راست در ورودی بقعه میباشد، سه تن از فرزندان حضرت امام موسی کاظم (ع) به نامهای: امامزاده اسحاق،امامزاده منصور و امامزاده رضا در آنجا مدفون اند.
در این بقعه قبر دیگری منسوب به امامزاده یحیی فرزند حضرت امام علی النقی (ع) نیز قرار دارد. این بقعه در زمان سلطنت فتحعلی شاه قاجار توسط مردی محتشم به نام حاج میرزا مهدی خان تعمیر و مرمت گردیدهاست.
امثال فتحعلیشاه قاجار و همه کسانیکه برای سوءاستفاده از عواطف مذهبی مردم در ظاهر به اماکن متبرکه توجه میکردند، حتی در اشعاری که برای توصیف امامزادگان سروده شده، مدح خودشان را میافزودند.
بخشی از اشعار روی سنگ (در بقعه سیدالاسادات
این مبارک بقعه کامد زائرش روح الامین
وین مقدس روضه کامد رشک فردوس برین
وادی طوراست این یا قصری از باغ جنان
بیت معمور است این یا آسمانی بر زمین
هاتفی گفت این حرم باشد ز اولاد رسول
بهترین خلق عالم پیشوای مرسلین
چار سید چار سرور خفته در این بارگاه
کعبه ارباب دین را هر یکی را رکن دین
شاه منصورو دگر شهزاده اسحق و رضا
نورچشم موسی کاظم امام هفتمین
چارمین شهزاده یحیی اِبن هادی نقی
کوکب برج امامت هادی راه یقین
بود چندی منهدم این روضه رضوان ترست
از مرور گردش ایام در شهر و سنین
تا بعهد داور جم شوکت دارا شکوه
تا زمان دولت شاهنشه نصرت فزین
شاه شاهان جهان فتحعلی شه کامده
جبهه سا بر آستان درگهش خاقان چین
حاجی مهدی خان که باشد از علوّ جایگه
طایف بیت الحرام و زائر سلطان دین
بهر تاریخ نیایش سر زجان افکن بگو
بانی این بقعه را منزل به فردوس برین
سنه ۱۲۴۰
فتحعلیشاه بعد از ویرانی شهر گلپایگان و سرکوب معترضین توسط گماشتگانش، به رُخ مردم میکشد که حتی خاقان چین هم به دستبوس او میآید.
شاه شاهان جهان فتحعلی شه کامده
جبهه سا بر آستان درگهش خاقان چین...
ارگ تاریخی گوگد
ارگ تاریخی گوگد از بناهای بزرگ خشت و گلی ایران است که زمان ساخت آن به حدود چهار قرن پیش میرسد. تنها سند مکتوبی که از این بنا موجود است متعلق به حدود ۱۳۰ سال پیش است که نشان میدهد نصف بنای ارگ توسط شخصی به نام علیخان به عنوان مهریه به همسرش واگذار شدهاست و از آن پس به عنوان ارگ علیخانی نامیده شدهاست.
ارگ گوگد در زمان صلح به عنوان کاروانسرا مورد استفاده قرار میگرفته و با توجه به وضع و موقعیت ویژه خود نسبت به کاروانسراهای مجاور، محل استراحت کاروان تجار سرشناس و یا حاکمان و والیهای سایر ایالات ایران بودهاست و حتی به استناد اظهارات افراد مسن شهر گوگد، آقا محمدخان قاجار نیز در لشکرکشیهای خود چند روزی را در این محل اُتراق کردهاست.
ارگ تاریخی گوگد در زمان جنگ و حمله اشرار به عنوان دژ نظامی مورد استفاده قرار میگرفته و در بالای درب ورودی شمالی قسمتی به عنوان شاهنشین وجود داشتهاست که هماکنون به عنوان سوئیت ویژه مورد استفاده قرار میگیرد و حوض آبی در این شاهنشین وجود دارد که هر زمان درب توسط مهاجمین آتش زده میشد محافظین با تخلیه آب حوض آتش را خاموش میکردهاند.
همچنین سوراخهایی روی دیوارهای مرتفع وجود دارد که از آن به عنوان سیستم امنیتی هشدار دهنده استفاده میشد به این صورت که کبوترهایی را در این سوراخها اسکان میدادهاند که شبها با بیقراری و سر و صدای این کبوتران متوجه ورود مهاجمان توسط قلاب و یا نردبان میشدند.
از طرفی چاهی در قسمت جنوب شرقی ارگ وجود دارد که نشان میدهد برای روزهای مقاومت فکر آب آشامیدنی نیز میشدهاست.
بر روی در ورودی ارگ دو درکوب وجود دارد که بزرگتر را مردکوب و کوچکتر را زن کوب مینامیدهاند. که برعکس بقیه مناطق ایران زنکوب در سمت راست قرار گرفتهاست.
در ساختمان ارگ وجود بنا در اطراف و فضای باز در وسط، همچنین وجود طبقات پائین و بالا نشان از معماری کاروانسرایی دارد که بیانگر رعایت نظام طبقاتی در اجتماع آن روز است به این صورت که استر و استربانان در طبقه پایین و در مجاورت هم و بازرگانان و افراد شاخص در طبقات بالا مسکن میگزیدهاند که این فضاها پس از بازسازی هم اینک به عنوان مهمانسرا با امکانات مدرن شامل سوئیتهای زیبا با سرویسهای بهداشتی، رستوران و... پذیرای گردشگران ایرانی و خارجی است.
| یکی دژ برآمد ز راه نخست | ز رزم آوران نام آن را بجست | |
| شنید این سخن نام دژ گوگد است | در او ایمن از هرچه دیو و دد است |
هفدهتن
امامزاده هفدهتن از ابنیه قرن یازدهم هجری است که در زمان شاه عباس اول صفوی احداث گردیده و به شماره ۲۹۰ آثار باستانی به ثبت رسیده است.
بقعه هفدهتن بر طبق کتیبه سر در آن در سال ۱۰۳۲ هجری قمری ساخته شدهاست. بر روی بنای هشت گوش گنبد کاشی کاری باشکوهی قرار گرفتهاست که از لحاظ ساختمانی و تزئین کاشیکاری بسیار جالب و زیبا است.
در وسط حیاط هفدهتن دم در ورودی به طرف شیر سنگی که سرش را شکستند و بردند ـ کتیبه کاشی معرق نفیسی هست و دم در، چوب منبت کاری شده زیبایی به چشم میخورد که کار استاد عبدالحسین (پدر اوسا علی آقا معظمی) است.
روی این چوب، آیات قرآن و گل بوته به شکل پنجره احداث شده و قسمتهای فاصل بین آیات قران و گل و بوته رابه کلی بریده و حذف کرده اند، از این حیث یکی از شاهکارهای منحصر به فرد دوران گذشته به شمار میرود.
در داخل حرم (دور گنبد) کتیبه منظوم ارسی مفصلی در چاپلوسی و مدح شاه عباس اول صفوی نوشتهاند.
امامزاده هفدهتن ۴ درب و ۳ سرراهی زیبا و با عظمت دارد که در اطراف آن کتیبه زیبایی به خط غیاث الدین علی جوهری شیرازی نوشته شدهاست.
بقعه از جمله کارهای بسیار زیبای معماری عهد صفویه و به دستور سردار امامقلی خان ساخته شدهاست و دارای کاشیکاری معرق و منقوش و دارای کتیبه به خط کوفی است.
طبق شجره نامه موجود در اداره اوقاف و هفدهتن (که بینیاز از نقد و پژوهش نیست)، افرادی که در این محل مدفون اند عبارتند از: امامزاده ابو الحسن فرزند امام حسن مجتبی (ع)، سلطان اسماعیل فرزند امام جعفر صادق (ع)، صالح و قاسم فرزندان جعفربن علی (ع)، عباس و حسین فرزندان حضرت موسی بن جعفر(ع)، شهربانو و حلیمه و صفورا دختران حضرت حضرت موسی بن جعفر (ع)، علی اکبربن علی بن حسین (ع)، محمد بن محسن بن علی بن حسین(ع)، محمود و محسن و عبدالله بن یحیی بن امام موسی الکاظم (ع)، موسی و مظفر فرزندان جعفر طیار، اسحق فرزند ا براهیم که مشخص نیست ابراهیم مزبور به کدام امام منتسب است.
در گلپایگان شایع است که سرهای شهیدان (هفده سر) در شیراز به نزد حاکم وقت برده شده که با واقعیتهای تاریخی خوانایی ندارد.
در گذشته (پیش از آنکه دستبردی صورت گیرد) بالای در ورودی حرم، سنگ رُخامی بود که بر روی آن با خط زیبا در مدح علی بن ابطالب شعری از حکیم شفائی اصفهانی نوشته شده بود:
آنکه مهر نبوتش خوانی
نقش پای علی ست گر دانی
__________________________
موقوفات هفدهتن
هفدهتن دارای موقوفات مهمی در زمان امامقلی خان پسر اللهوردیخان سردار معروف شاه عباس که لقب امیرالامرائی و قوللر آغاسی داشت و سالیان درازی حاکم فارس و لارستان و جزایر جنوبی ایران بود. او توانست پرتغالیهای اشغالگر را از جزیره ایرانی (هرمز) بیرون کند، وقف نامه مفصلی داشته و امروز فقط وقف نامه معروف به خدیجه خانم در دست است که با خطی فوق العاده زیبا نوشته شده و رقبات زیادی را وقف امامزادگان کرده و حتی متولی آنرا تعیین کرده که خلاصه آن چنین است:
‹‹وقـف صحیـح شرعی و حبس مخلد برعلی امام واجب التعظیم نمود›› وقف نـامـه میگوید:
به امر قبله عالم و زبده بعضی از اولاد بنی آدم اعنی پادشاه جم جاه ملایک پاسبان پادشاه طهماس دام ظلله العالی امام قلی خان وقف نمود تمامی باغچه حرم و میدان اقباق مع حمام و درب امامزاده و یک سُبع از مزرعه خم پیچ را از املاک و باغات و رشته قنات بالا و پائین مع آنچه در مزرعه مزبور میباشد... غفران پناه سلاله السادات، شرف الدین میر محمد متولی نسلاً بعد نسل بر اولاد میر شرف الدین محمد مسمی به میرزا جعفر برکف باکفایت عالی حضرت السید النجیب الحسیب میر شمس الدین، محمد مادامی که در قید حیات باشد.
__________________________
کتیبههای سر درب و بیرون و داخل بقعه هفدهتن
- کتبیه سردرب حیاط امامزاده به طرف شمال، به خط ثلث با کاشی معرق زرد رنگ، بر متن لاجوردی سیر: (این کتیبه همانند کتیبه طولانی زیر گنبد، اگرچه با نام خدا و پیامبر و آل علی (ع) آغاز شده، پر از چاپلوسی نسبت به شاه صفوی (جانشین خدا در زمین و قهرمان آب و خشکی...) است.
الحمدالله الذی منه التائید و الیه الانتها و الصلوه والسلام علی خاتم الانبیاء الاصفیا محمد المصطفی وآله، سیماالمرتضی علی و... العصومین و بعد فقد امر بعماره هذا الروضه المنوره فی الایام خلافه خلیفه الله فی الارضین قهرمان [۱۴]الماء الطین ابوالمطفر شاه عباس الحسینی الصفوی بهادرخان خلدالله تعالی ملکه و سلطانه و افاض علی العالمین بره واحسانه الخان العادل امیرالامراء فی الزمان، ناشرالمعدله والبروالاحسان امامقلی خان ایده الله تعالی ضلاله العلی الی انقراض الزمان فی، ۱۰۳۳.
- کتیبه بالای ایوان امامزاده به خط ثلث سفید بر متن لاجوردی باکاشی معرق
قال الله سبحانه تبارک و تعالی و الذین آمنوا وعملوالصلحات فی روضات الجنات لهم ما یشاوون عند ربهم ذلک هوالفوز الکبیر، ذالک الذی یبشر الله عبادالذین آمنو و عملوالصالحات قل لااسئلکم علیه اجرالاللموده فی القربی و من یقرف حسنه یزوافیها حسبان الله غفور شکور صدق الله فی ۱۰۳۱،
- در دو طرف ایوان به همان سبک در دولوحه مربع عبارت ذیل نوشته شدهاست:
‹‹غلام با اخلاص پادشاه›› سمت راست ‹‹دین پناه امام قلی خان فی ۱۰۳۲›› سمت چپ در آوردند، متضمن سوره هل اتی (سوره انسان)، است، از ابتدا تا انتها جز دوکلمه آخر که گویا جا نبوده و نوشته نشدهاست.
- کتیبه روی سنگ معجر در ورود به حرم به خط نستعلیق گل و بوته دار برجسته:
زنده یاد جاج ابوالقاسم مهاجری که اذان معروفش در مسجد حاجی، اذان موذنزاده اردبیلی را تداعی میکرد و، زنده یاد حاج آقا تقی میثمی که به خاطر صدای ملکوتیاش همانند عندلیب تولایی در خاطره مردم گلپایگان همیشه زنده است، اشعار کتیبههای هفدهتن را برای مردم میخواندند. آشیخ، فرزانه مرد نابینایی که در هر ماه رمضان در مسجد جامع گلپایگان، دعای «یا علی یا عظیم یا غفور یا رحیم» را میخواند نیز ـ این اشعار را از حفظ داشت.[۱۵]
شهی که ترک فلک شد کمینه چاکـر او
به قدر، در دوجهان نیست کس برابر او
مـرا اگـر طلبـی رو بـرآستـان شهـی
کـه هیچ کـس نـرود نـا امیـــد از در او
ز آفـتــاب قیــامت نبــاشدش بـاکـی
کسی که سایه لطف علـی است بر سـر او
محمــد عربــی آبروی هـر دو سـرا
کسی که خاک درش نیست خاک بر سر او
شنیده ام که تکلم نموده همچو مسیح
بـــدین حدیـث لب لعــل روح پــرور او
که من مدینه علم و علی دراست مـرا
عجب خجسته حـدیثی کـه مـن سگ در او
دلا مـحبت حیـدر مـجو بـی پـدری
کـه دست غیـر گـرفتـه است پـای مادر او
مـدام کاشی مـداح وصف شه گوید
علی است در دو جهان شاه و میـر و سرور او
__________________________
- کتیبه طولانی زیر گنبد به خط نستعلیق طلائی بر متن سفید ـ در حاشیه در سقف زیر گنبد:
این کتیبه نیز با چاپلوسیهای زشت نسبت به شاه صفوی همراه است که عادلی تمام عیار است و هرگاه روترش کند، رستم دستان هم از بیمش خواهد لرزید و...
هـزار شکـر کـز آثـار فضل سبحانـی
جهان رهیـد زالطاف شـه ز ویـرانــی
خـدیو دهر شهنشاه شه نشان عبـاس
کـه چره میکنـدش چاکـری و دربانی
زمانه گشته به عدل وی آن چنان معمور
که نیست درخم زلــف بـتان پریشانی
زبیم آب شـود زهــــره در دل رستـم
گهی که از غضبش چین فتد به پیشانی
ولـی امـام قلی خــان کـه هیچ ننماید
بـه جیب دولت او شـوکت ثـمرخــانی
بنـای گنبد ایـن روضه را اشاره نمــود
تمـام گشت بـه اقبـال و فــر یـزدانی
چه روضه غیرت بستان برای روضه خلد
چــه روضه قبــله کــروبیـان روحانی
مـقام مـدفن بـرهان اتقیــا یــعنــی
ابـوالحسن دُرِ درج علـی عمـــــرانی
ابوالحسن گـلی از گلشن امــام حسن
که هست خاک درش، سرمه سلیمانـی
عمارتش که بـود زیـب کـارخانـه کن
بــه خاک بوسی و عجز، آفتاب نورانی
ز آستـانــه او نـــور اقـــتباس کنـد
هــزار کشتی مهر، اندر اوست طوفانی
اگر چه صد چو نظامی و انـوری و ظهیر
نمی سزنـــد سخن سنج مجلس خانی
در کتبی چون « بحرالانساب الکبیر فی انساب العلویین » که منسوب به منصوربن موسی کاظم است و قیس آل قیس (منصورالباز الشهب) آنرا تصیحیح کردهاستـ اشاراتی به هفدهتن، سفر هیئتی از جرفادقان (گلپایگان) به مدینه و دیدار با حضرت علی (ع) و... شده که بدون نقد و پژوهش نمیتوان پذیرفت.
بقعه ناصر بن علی
درقسمت شرقی هفدهتن و در فاصله چند متری آن است. در مورد شهادت ناصربن علی شایعاتی وجود دارد که سنگدلی قاتلین او را میرساند. مردم میگویند کسانی که او را شهید کردهاند (شهریار و دار و دسته اش)، از ایادی خلیفه عباسی بودهاند و در نهایت بی رحمی ناصربن علی را زنده لای جرز دیوار گذاشته و شهید کردهاند. این بقعه نیز توسط امامقلیخان سردار لایق دربار صفویه ساخته شده که بعداً تعمیر گردیدهاست.
مسجد حجه الاسلام
این بنا یادآور آخوند ملا زین العابدین گلپایگانی (صاحب انوارالهدایه و معروف به حجه الاسلام) است.
در ورودی مسجد به راهرویی بطول چهل متر با سقف زیبایی به ارتفاع ۵ متر راه دارد.
صحن مسجد ۳۲ متر طول و ۲۴ متر عرض دارد. مسجد در سمت غرب واقع شده و در دو سمت در ورودی آن دو دهلیز قرینه بنا شده است.
روبروی در مسجد، محراب زیبا و جذاب آن به طول ۳ متر و عرض دو متر و ۶۰ سانتیمتر قرار دارد. این مسجد که حدود ۱۷۰ سال پیش ساخته شده، گنبد دوپوشی دارد که ارتفاعش تا صحن مسجد ۱۶ متر است.
مسجد حجه الاسلام گلدسته ندارد و سقف آن با طاق ضربی با آجر و کاشیهای زیبا پوشانده شده است.
در سمت شرق مسجد، شبستان با ستونهای جذابش قرار دارد. آرامگاه حجه الاسلام (آخوند ملا زین العابدین) هم در همین مسجد واقع شده که در منبتکاری شده و گچ بریهای زیبایی دارد.
مسجد حجه الاسلام در خیابان امام حسین گلپایگان واقع شده و به شماره ۱۴۲۰۹ به ثبت آثار ملی ایران رسیده است.
گنبد بابامصری
گنبد بابامصری در مسجدی به نام مسجد میرزا ابوالحسن قراردارد و سابقاً در جنب گنبد فوق حمامی هم به این نام وجود داشتهاست این بنا دارای ارزش تاریخی وهنری است و احتمالاً بنای آن در دوره ایلخانی روی بنای قدیمی دوره سلجوقی ساخته شدهاست وتاریخ ساخت آن ۱۲۲۵ هجری قمری است.
مسجد جامع سر آور
مسجد جامع سرآور در روستای سرآور در ۱۸ کیلومتری شمال خاوری گلپایگان قرار دارد و از لحاظ معماری و سقف بندی ساختمان و ستونها و حمالهای چوبی بنا، قابل توجهاست. روی در مسجد، تاریخ ۹۷۹هـ. ق دیده میشود. منبر چوبی مسجد دارای کتیبهای به خط نسخ است و در پایان کتیبه سال ۸۱۱هـ. ق کنده شدهاست.
این مسجد در ۱۲ کیلومتری گلپایگان قراردارد وساختمان مسجد مربوط به قرن هشتم هجری و دارای طرحی بسیار ساده وبصورت مربع است. براساس کتیبه موجود «نجار محسن» سازنده دربهای مسجد است. درهایی که براستی ارزش تاریخی دارد.
در کتیبه نوشته شده: «عمل الاقل العبد نجار محسن»
همچنین بنا بر کتیبه مسجد سر آور، تاریخ ساخت آن ۹۷۹ هجری شمسی است.
متاسفانه دزدان هنر، همانند شیر پای منار و سنگ رُخام بالای در ورودی بقعه ۱۷ تن ـ بخشی از در مسجد کوچک سرآور را نیز، دزدیدند. زراندوزان هنوز به منبر معروف مسجد سرآور که پیشتر مورد دستبرد قرار گرفت، نظر دارند...
شهر باستانی آذرآباد
آذرآباد که به دوران ساسانیان مربوط است، یادآور نیاکان زردتشتی ما است که به آتش (آذر) به چشم احترام مینگریستند. این شهر امروز در منطقه ورزنه گلپایگان (گلشهر) و در فاصله ۲۵ کیلومتری گلپایگان قرار دارد. برخی آذرآباد را نام قدیم ورزنه امروزی که بخشی از شهرستان گلپایگان است میدانند.
امامزاده ابوالفتوح در وانشون
بقعه زیبای امامزاده ابوالفتوح سلیمان بن موسی بن جعفر(ع)، که جاذبه هایش کمتر از روستای معروف ابیانه نیست، در ۱۲ کیلومتری گلپایگان، در روستای وانشان (وانشون) قرار دارد که با توجه به کتیبه داخل حَرم، به قرن دهم هجری مربوط میشود.
برفراز بقعه چهارگوش آجری گنبدی هرمی و دوازده ترکی کشیده شدهاست که از زیبائی خاصی برخوردار است.
روی صندوق آیاتی از قرآن مجید نوشته شده و کلمه «صندوق شاه حسین فرید ونشکوه» دیده میشود.
در میان دیدنیهای وانشان (بابادودورشاه، لمبی، مورا، دزی، دیگا، کوه محد حیدر، قلعه جمال، حسن آباد، سدکرا، مقبره بهلون، برج حاج فرج الله و مزرعه امیریه) ـ امامزاده ابوالفتوح، جایگاه ویژهای دارد.
فضای داخلی گنبد (گنبذ) دارای یک صندوق چوبی منبت کاری شده بسیار نفیس است که در حال حاضر ضریح روی آن قرار گرفته است.
زیر سقف چوبی نقاشی و خوشنویسی زیبایی با خط نستعلیق دیده میشود که کار استاد محمود نجار و استاد یوسف خوانساری است.
درب قدیمی امامزاده ابوالفتوح که یکبار در سال ۱۳۰۹ زراندوزان یهودی به آن طمع کردند، شاهکار منبت کاری در زمان شاه تهماسب صفوی است.
در متن عربی زیارتنامه این امامزاده (در سطر پنجم زیارتنامه که در حرم است)، کلمه فارسی شاهزاده به چشم میخورد.
این زیارتنامه قدیمی، در سال ۱۳۵۱ با خط زیبای محمد صانعی خوانساری مجدداً خوشنویسی شدهاست.
السلام علیک یا سیدی وابن سیدی یا شاهزاده ابوالفتوح...
شمعون کلیمی و در عتیقه شاهزاده ابوالفتوح
در سال ۱۳۰۹ هجری شمسی شخصی به نام شمعون کلیمی برای خرید درب عتیقه شاهزاده ابوالفتوح روستای وانشان به خادم آن مراجعه میکند و ایشان هم حکم شرعی فروش دربها را از روحانی محل (مرحوم آیه الله شیخ محمد صادق علامه) میپرسد،
کهنسالان نقل کردهاند که ایشان پاسخ میدهد :اگر این درب قابل استفاده نیست، فروش آن مانعی ندارد و باید پول آن را خرج تعمیر و مرمت زیارتگاه شاهزاده ابوالفتوح کنید..
پس از این فتوا، درب امامزاده به فروش میرسد. اما بعد از مدتی شمعون هنگام خروج از مرز ایران، گیر میافتد و در بازجویی میگوید که این در را از خادم زیارتگاه شاهزاده ابوالفتوح خریده است.
ماموران حکومتی به خادم شاهزاده ابوالفتوح مراجعه میکنند او هم میگوید: من به حکم مجتهد محلمان این درب را فروخته ام و سرانجام شیخ محمدصادق علامه را برای محاکمه به اراک احضار میکنند. این محاکمه سالها طول میکشد و در نهایت در تاریخ ۵ فروردین ۱۳۱۹ دادگاه استان تهران به این دلیل که معامله درب امامزاده سال ۱۳۰۹ صورت گرفته و درب امامزاده دراول آذر سال ۱۳۱۰ درفهرست آثار ملی ثبت شده، روحانی مزبور را تبرئه میکنند.
هیئت دادرسان شمس الدین امین علائی و محمدحسن خاتون آبادی بوده و پرونده مزبور در وزارت دادگستری شماره ۵۸۱۰/۱۸ دارد.
بقعه باب شیخ / دره شهیدان / گوشه
در دامنه ارتفاعات کوه الوند در شمال شهر گلپایگان کمی بالاتر از معدن سرب بقعه ساده و بی الایش باب شیخ (بابا شیخ) قرار دارد. دره شهیدان و گوشه هم در همین مسیر است.[۱۶]
صالح پیغمبر
این زیارتگاه در در قله کوه واقع شدهاست. در گذشتههای دور راه برای صعود به قله کوه وجود داشته و امروزه از زیر قله به دامنه کوه شیبی بسیار تند مانند دیواره سنگی وجود دارد و صعود به آن یکی از مشکلات کوهنوردی است.
در افواه شایع است که آجرها را پشت بز میبستند و از راهی که امروزه صاف و پرتگاه شدهاست به قله کوه حمل میکردهاند. در زیر کوهپایه، تخته سنگ عظیمی است که شبیه به شتر خوابیدهاست. مردم پاک و خوش قلب آنرا «ناقه صالح» میپندارند و جالب آن است که داستان مشهور سامسون و دلیله (درباره صالح پیغمبر) بین مردم رواج دارد.
امامزاده عمران ابن علی
بقعه امامزاده عمران ابن علی در گوگد قرار دارد. در گوگد مردم معتقدند که این بقعه بسیار قدیمی است. درهای ورودی این بارگاه، ارزش زیادی داشته است و گویا در محل دیگری نگهداری میشود. این بنا در ۲۰ سال گذشته بازسازی شدهاست.
ظرف آتشدان مفرغی
یکی از اشیاء باستانی گلپایگان (که در موزه ایران باستان نگهداری میشود)، ظرف آتشدان مفرغی ۶ ضلعی است به بلندی ۷۱ سانتی متر و گشادی دهانه بالا ۹۴/۵ سانتی متر. این آتشدان دارای سه پایهای به شکل پنجه پای شیر است و سه دستگیره نیز دارد. از آثار قرن سوم یا چهارم هجری است که نام جرفادقان هم شبیه کتیبههای قدیمی به زبان عربی بر دسته آن کنده کاری شدهاست. آیا این آتشدان، متعلق به آتشکده پیش از اسلام است؟
قلعه باقر خان
در شمال شرقی گلپایگان و در دشت باباعبدالله قلعهای وجود داشت که در جنگها مورد استفاده قرار میگرفت و به مرور ایام خراب شد. گرچه اکنون در حوالی قلعه کشت و زرع میشود اما، هنوز آثار آن پابرجا است. باقرخان از سواران دلیر و سرکرده فوج گلپایگان بود. دیگر قلعههای شهر عبارتند از:
قلعه ادیب (پشت بارو)، قلعه قدسی، قلعه سر رباطان (سلواتون)، قلعه اسفنجه، قلعه گبری، قلعه رکابدار، قلعه اختخوان، قلعه حسن فلک، قلعه حسن آباد، قلعه وداغ (تپه تاریخی و دیدنی روستای وداغ که در زیر آن تمام امکانات زندگی پیشینیان شامل حمام و سرداب با استفاده از اصول معماری حیرت انگیز بنا شده بود.)...
رودخانه گلپایگان (رود قبله)
رودخانه گلپایگان که از ارتفاعات زاگرس در مجاورت سرشاخههای زاینده رود و دز سرچشمه میگیرد اصلیترین شبکه زهکش منطقه را تشکیل میدهد.
این رودخانه علاوه بر اینکه مهمترین منبع تأمین آب شهرستان گلپایگان محسوب میگردد وظیفه تخلیه سیلابهای حوضه را نیز به عهده دارد. همچنین حجم زیاد از منابع شن و ماسه را برای منطقه فراهم میکند.
بیشه زارهای اطراف رودخانه از در بند کوچری تا انتهای دربند در دراز به فاصله بیش از ۲۵ کیلومتر، اکوسیستمی بی همتا و اصلیترین مرکز طبیعی گردشگری را برای گذران اوقات فراغت مردم شهرستان گلپایگان ایجاد نموده است.
اطراف رودخانه گلپایگان از محل صفر احمد تا دربند در دراز به طول بیش از ۲۵ کیلومتر دارای بیشه زارهای سرسبز و متراکمی از انواع درختان تبریزی سپیدار، چنار بید، زبان گنجشک، سنجد، گز، نسترن، قیچ، اشک ارژن و انواع علفهای هرز مانند نی، مرغ، شیرین بیان، تلخ بیان، پونه، ترشک، چگن، خارشتر انواع خار و دیگر گیاهان خودرو بوده و در تراسهای و ماندرهای آن به غیر از کاشت انواع محصولات زراعی، و صیفی درختان مثمری چون با دام، گردو زردآلو، سیب، آلوچه، آلبالو، به، انگور و آلو کاشته شده است.
در این بخش آب رودخانه دائمی بوده به همین سبب انواع ماهیان رودخانهای و کپور ماهیان، بخصوص در نواحی عمیق و محل بندهایی که آب را به مزارع و روستاها میرسانند زندگی میکنند.[۱۷]
این رودخانه که از کوههای جنوبی خوانسار هم میگذرد، پس از گذشتن از گلپایگان لعل بار (اناربار) نامیده میشود و مازاد آن در مشرق شهرستان قم به مسیله میریزد. [۱۸]«پل قاضیید»، با پایههای سنگی و طاقهای آجری که در سیلابهای عظیم سالهای ۱۳۱۳-۱۴ گلپایگان را نجات داد، روی همین رودخانهاست. روی رودخانه مزبور، در نزدیکی قریه اختخوان از توابع گلپایگان سد مهمی بستهاند.
رود گلپایگان رودخانه مهم این شهرستان است که در کتابهای جغرافیایی رود قبله نیز نامیده میشود. این رودخانه از این جهت رود قبله نام گرفته که جهت جریان آب آن رو به قبله (از جنوب باختری به شمال خاوری) است. شاخهها یا شعبات این رودخانه از خاور کوه سفید (شمال گردنه پس گله)، کوه دره روغنی در شمال باختری روستای خلعت پوشان، بلندیهای مشرف به روستای مغاندر و کوه قبله واقع در جنوب باختری آبادی آغچه (آقچه یا آخچه) سرچشمه میگیرند. این مناطق همگی جزو منتهیالیه شمال باختری شهرستان فریدن هستند.
دیگر آثار قدیمی گلپایگان
- کاروانسرای طور در روستای دُر که شباهت زیادی با مهمانسرای عباسی شهر اصفهان دارد،
- باغ برج علی اکبری در سر رباطان،
- خانه احمدی،
- حمام ملا اسدالله،
- مسجد حجتالاسلام،
- پل قاضی زاهد،
- حمام بابا عبدالله،
- خانه معظمیها و خانه شجاع نظام در سر رباطان،
- حمام حاجی از دیگر آثار قدیمی گلپایگان است.
کفترخانههای گلپایگان
گلپایگان براستی دیدنی است، این شهر در میان دشتی که از همه سو به کوههایی بلند منتهی میگردد قرار دارد. تمامی دشت از درختان پوشیده شدهاست، در میان باغات، کفترخانه (کبوترخانه)های متعددی وجود دارد.
کبوتر خانهها، بناهای خشتی بزرگی هستند که توسط کشاورزان بنا میشدهاند. این بناها دارای تیرهای چوبی متعدد در ناحیه فوقانی و شبکه لانه زنبوری و متخلخلی در بخش داخلی خود هستند که مکان مناسبی برای زندگی کبوتران است. کبوترها برای تغذیه از آفات مزارع استفاده میکردهاند و فضولات آنها نیز بعنوان کود در مزارع کاربرد داشتهاست..
همچنین کشاورزان برای تغذیه خود نیز از تخم کبوترها استفاده میکردند. این روش نگهداری از مزارع، بسیار مترقی است.
معمار ایرانی به دلیل نگاه عالمانه به اقلیم و علم زیست شناسی، عجایبی حیرت برانگیز و ماندگار را در این سیاره خاکی تحت عنوان کبوترخانههای ایرانی خلق کردهاست.
معماری داخلی کبوترخانهها استثنایی است؛ عظمت این بناها هم به سبب گستردگی و شکوه و هم به سبب تنوع در فرم اعجاب برانگیز است و این بناها مانند سایر آثار معماری ایرانی هم از عملکرد وافر و هم از فرم زیبایی پیروی کردهاست.
طراحی و عملکرد کبوترخانه ها، بسیار جالب و عالمانه بوده، به گونه ای که در جذب کبوتران و خلق زیستگاهی امن برای کبوتر، حیرت برانگیز بودهاست.
کبوترخانهها مانند دژ نظامی در برابر همه دشمنان کبوتر که کم هم نیستند، مقاوم و نفوذ ناپذیر بودهاست.
ساختار معماری کبوترخانه به گونه ای بوده که نه تنها پرندگان شکارچی مانند قوش، جغد و کلاغ، بلکه هرگز پرندگان مهاجم را نیز درون برجها راهی نبودهاست؛ چرا که نحوه ساخت این کبوترخانه به گونه ای بوده که امنیت همراه با آرامش و آسایش کبوتران را تأمین میکردهاست. دقت در اجرای این برجهای کبوتر، به حدی بودهاست که درصد اشتباه ورود پرندگان مزاحم را به صفر میرسانیده، چرا که اگر حتی یک مورد پرنده یا حیوان مهاجمی به درون این کبوترخانه راه مییافت، هرگز هیچ کبوتری احساس امنیت نمینمود و کبوترخانه خالی از حضور کبوتران میشد.
فضای داخلی کبوترخانه گاهی محل تجمع حدود ۲۵ هزار کبوتر میشد. آشیانهها آن چنان زیبا و منظم با مدولهای یک شکل و از مصالح کاهگل ساخته شده بود که در تابستان بسیار خنک و به گونه ای بودهاست که باد در فضای آن جاری (بادگیر) بوده و برعکس در زمستان گرم و از وزش بادهای سرد محلی در امان بودهاست. همه این تمهیدات منجر به خلق این شاهکارهای معماری یعنی کبوترخانههای ایرانی شدهاست.
قطر سوراخهای ورودی کبوتران به داخل برجها به اندازه ای ساخته شدهاست که تنها کبوتران میتوانستند وارد آن شوند و پرندگان مهاجم قادر به ورود به داخل آن نبودند. جالب توجه این که برای دقت یک اندازه بودن قطر سوراخهای کبوتر بویژه در کبوترخانههای سبک گلپایگان از تنوشه (لولههای سفالی) استفاده میشده تا سوراخها یکسان اجرا شود؛ نه بزرگتر بود که پرندگان مهاجم وارد شوند و نه کوچکتر که کبوتران بزرگتر نتوانند وارد کبوترخانهها شوند.
دیگر از تجهیزات دفاعی کبوترخانههای ایرانی تمهیداتی بوده که در مقابل ورود گربه و روباه و تا حدی آدمیزاد و نیز مار و موش اعمال میشدهاست. موش گرچه مستقیماً دشمن کبوتر نبوده، اما با کانال سازی در زیر پی ها، برجها را خالی و سوراخ میکرده و راهی را برای ورود سایر حیوانات شکارچی واز زیرزمین برای نفوذ مارها فراهم میساختهاست.
دیگر از تمهیداتی که ایرانیان در دفع دشمنان کبوتر و جذب کبوتران در کبوترخانهها اندیشیده بودند عبارت بود از استفاده از بوی برخی از جانوران مانند گرگ و کفتار و بوی برخی از گیاهان مانند کندر و سراب برای محافظت کبوتران.در برخی از کبوترخانههای ایران از جمله روستاهای گلپایگان سر گرگ و کفتار را در کبوترخانه میگذاشتند که هنوز هم تا این اواخر سرکفتاری در کبوترخانه رباط ابوالقاسم گلپایگان مشاهده میشد.
معماری زیبای کبوترخانههای ایرانی، همراه با عملکرد اقتصادی آن یعنی کارخانه ساخت مرغوبترین کود شناخته شده در جهان بر کسی پوشیده نیست. از علوم دیگر در ساخت برجهای کبوتر همچون استفاده از دانش فیزیک با توجه به اصل تشدید ( رزنانس) به منظور توجه و پرواز همزمان دسته جمعی حدود ۱۴ هزار تا ۲۵ هزار کبوتر در اثر برخاستن ناگهانی که ارتعاشات بسیار قوی را به دنبال دارد، عالمانه بهره برده شدهاست. هندسه و ریاضیات به خاطر به حداکثر رساندن سطح در حجمی ثابت و بهره گیری از اصول زیباشناختی آن چشم گیر است.
طراحی و انتخاب سایتهای دایره ای برای ساخت کبوترخانه با فضاهای تو درتو در مقاومت بالای آن نقش داشتهاست. نقل شدهاست که مارها قادر به بالا رفتن از سطوح منحنی مانند استوانه نیستند.
توجه به ابعاد طرح توسعه افقی و عمودی و ساخت کبوترخانههای پلکانی و طبقه طبقه بودن بنا، راحتی بازسازی و مرمت را به دنبال داشتهاست. در مناطق گرم و خشک که حضور آب جاری امکان پذیر نبوده، با احداث چاه و ایجاد جایگاههای «آبشخور» امکان استفاده کبوتران از آب را فراهم میساختند.[۱۹]
[ویرایش] سد گلپایگان
سد گلپایگان اولین سد مخزنی خاکی و اولین سد مدرن ایران است.
مطالعات این سد در سال ۱۳۲۳ شروع شد. عملیات ساخت آن نیز در سال ۱۳۲۶ آغاز و در سال ۱۳۳۶ به بهرهبرداری رسید.
سد سنگریزهای گلپایگان با هسته رُسی مایل است و با شیوه قدیمی ساخت سدهای خاکی بر روی پی سنگی شِل ساخته شدهاست.
در سال ۱۳۴۹ـ۵۰، به تراز تاج سد ۵ متر و به تاج سرریز آن، ۷ متر افزوده شد و در نتیجه ظرفیت مخزن از ۲۸ به ۵/۴۲ میلیون متر مکعب افزایش پیدا کرد.
سیستم آبگیر ـ تخلیه کننده سد گلپایگان شامل دو لوله به قطر ۳۶ و ۵۶ اینچ و به طول ۲۱۰ متر میباشد که به دو سری شیرهای هاول بانگر مجهز میگردند.
تجهیزات نصب شده در این خطوط عبارتند از: آشغالگیر ورودی، دریچه تعمیراتی رأس، شیر پروانهای اضطراری و شیر سرویس هاول بانگر.
سد گلپایگان با تلاش بسیار ساخته شد.
سد گلپایگان در ۲۵ کیلومتری جنوب غربی و ۱۸ کیلومتری جنوب باختری شهر گلپایگان در نزدیکی روستای «اختوان» بر روی رودخانه قمرود (اناربار) واقع شدهاست.
هدف از احداث این سد جلوگیری از خسارات ناشی از سیل و تأمین آب کشاورزی شش هزار هکتار از اراضی کشاورزی منطقه بودهاست. ارتفاع سد از سطح زمین ۵۷ متر است.
تجهیزات فنی و امکانات رفاهی در زمان ساخت این سد محدود بود ولی با تلاش شبانهروزی و دلسوزانه سازندگان آن بعد از گذشت سالیان دراز از زمان بهره برداری تاکنون ایمنی و پایداری سد مطلوب و قابل قبول و مهمترین منبع تأمین آب کشاورزی زمینهای گلپایگان است.
با وجود اینکه یک هفته به سبب سرمای شدید و بارش برف زیاد، کار ساخت سد با مشکلات متعدد بر خورد کرده و متوقف شده و از طرفی اصولاً انجام این نوع کار در فضای تنگ، کار مشکلی است و به انجام مقدمات زیاد نیاز دارد. اما ۲۱۱ مترمکعب بتن در آب ریخته شد.
اولین «توپی» بتنی در ایران نیز، به دست متخصصان ایرانی بعد از تلاش مداوم، در سد گلپایگان ساخته شد. حجم کل مخزن این سد ۴۵ میلیون مترمکعب و حجم مفید مخزن ۴۲ میلیون مترمکعب است.
نقش مهندس علینقی بیانی در بنای سد گلپایگان
در آغاز ساختن سد اختخوان گلپایگان، مهندس طالقانی مسوول ساختن آن بود اما وی با آمریکاییها برای ساخت سد کرج ارتباط پیدا کرد و استعفا داد. بعد از او مهندس علیقلی بیانی، یکی از موسسین شرکت آب منطقه ای تهران و از مجریان طرح لوله کشی آب تهران (نویسنده کتاب «عشق عرفانی » و مترجم کتاب حسّ مذهبی، بعد چهارم روح انسانی اثر «کرونتایم») که رشته تحصیلی اش مرتبط با سدسازی و لوله کشی شهرها بود به اختخوان رفت و دوسال و نیم آن جا بود و با وجود شرایط سخت زندگی در آنجا، نخستین سد خاکی کشور را تاسیس کرد.[۲۰] در ساختن سد گلپایگان،این استاد فرزانه نقش بیهمتایی داشتهاست.
سد گلپایگان به عنوان اولین سد مدرن ایران و بدون هیچکونه ابزار دقیقی در داخل و خارج بدنه آن با بیش از نیم قرن فعالیت همچنان مهمترین منبع تامین آب زمینهای کشاورزی شهرستان گلپایگان میباشد.
اگرچه آخرین عملیات هیدروگرافی مخزن سد گلپایگان سال ۱۳۸۷ انجام شده و طی سالهای ۱۳۸۷ تا ۱۳۸۹ برخی تعمیرات در سیستم هیدرو میکانیکال صورت گرفته است اما، به دلیل سپری شدن پنج دهه از عمر مفید سد، بهرهبرداری نامناسب و به تبع آن بروز مشکلات فنی، مکانیکی و سازه ای...، این سد بدون مشکل نیست.
از آنجا که بعد از اتمام طرح انتقال آب سرشاخههای دز، به عنوان سدی رسوبگیر عمل کرده و همواره مخزنی پر آب خواهد داشت و برای تولید انرزی برق میتوان از آن بهره برد، به راهکارهایی چون انجام مطالعات جامع ایمنی، تعمیرات بازهم بیشتر در سیستم هیدرومکانیکال و الکترومکانیکال و ضرورت نصب ابزار دقیق در سد نیاز دارد.
سد گلپایگان در حال حاضر با مشکلاتی چون: شیب تند و عدم محافظ سنگی ریپ راپ Rip Rap در بالادست سد، ریزش جناح راست سرریز و فرسایش بتون کف حوضچه آرامش و، اشکال در سیستم تخلیه برج آبگیر، مواجه است . [۲۱]
عمدهترین مشکلات سد گلپایگان
از عمدهترین مشکلات سد گلپایگان خرابی دریچه تخلیه تحتانی رسوبات است که به به سال ۱۳۵۰ برمی گردد. در حال حاضر سازه تخلیه کننده تحتانی مناسب به منظور تخلیه سد در مواقع اضطراری و خصوصاً تخلیه رسوبات در محدوده دهانه آبگیر برج بتنی وجود ندارد.....[۲۲]
انجام دوباره عملیات هیدروگرافی مخزن سد گلپایگان باید در دستور قرار گیرد. این عملیات جهت تعئین میزان، نوع و چگونگی پخش رسوبات مخزن سد ضرورت دارد.
باید دریچههای رأس، دریچه تخلیه تحتانی و شیرهای پروانه ای مدام کنترل شود و انجام تعمیرات اساسی آنها در اسرع وقت صورت گیرد.
اصلاح و تعمیر شیب و پوشش سنگی بالادست، ترمیم رویه بتنی سرریز و...بسیار ضروری است. [۲۳]
ماهیان موجود در سد گلپایگان
در سد گلپایگان ماهیهای زیر یافت میشود:
سوف، کپور، ماهی سفید رودخانهای و قزل آلا
ماهی سفید و قزل آلای سد گلپایگان بسیار مرغوب است.
کوچری
در منطقه کوچری چهار نمونه خط پهلوی کشف شدهاست که در کل ایران نمونه آن مشاهده نشدهاست. همچنین در این منطقه بزرگترین نقش صخرهای ایران به شکل بز کوهی با ۱۱۲ سانتیمتر طول و ۹۰ سانتیمتر عرض وجود دارد.
در منطقه کوچری بیشترین نقوشی که تکرار شده بز کوهی است که نماد فراوانی، نعمت و زایندگی به حساب میآید.
تنوع نقوش در سنگ نگارهها به بیش از ۷۵ نقش میرسد و از نمونههای جالب سنگ نگارهها میتوان به وجود حفرههای روی سنگ یا کاپ مارک یا فنجان نما اشاره کرد که برای ترسیم صور فلکی و گاهشماری به کار میرفته است.[۲۴]
از کوچری رودخانه گلپایگان (اناربار) میگذرد که طراوت چشمگیری به آن منطقه بخشیدهاست. در گذشته کوچری، آسیاب آبی هم داشته که متاسفانه ویران شدهاست.
برای خیلی از گلپایگانیها کوچری محلی است که میتوانند با دوستان یا خانواده ساعاتی از بعداز ظهر یک روز تعطیل را در کنار رودخانه و هوای بهتری نسبت به شهر سر کنند، اما چند سالی است که جاده کوهستانی کوچری تبدیل به پیست دوچرخه سواری شدهاست. مسافتی که دوچرخه سواران طی میکنند حدود ۵۰ کیلومتر (رفت و برگشت) میباشد.البته برخی از دوچرخه سواران مسیر سرسبز دیگری مثل جاده شرکت زراعی – کارخانه شیر – روستاهای نیوان – گوگد – سعید آباد – قلعه موتور و جاده «حسنحافظ» تا بالای «گدار ماکوله» را بر میگزینند که در برخی موارد از جاده کوچری بسیار زیباتر است.
سد مخزنی کوچری یکی از پروژههای بسیار مهم و حساس از طرح دز به رودخانه قمرود (اناربار) بوده که احداث این سد برای تنظیم جریانات قابل انتقال از حوزه دز پیشنهاد گردیده تا با ذخیره آب در مخزن سد آب شرب شهرهای مورد نظر را در درازمدت با ضریب اطمینان نود و پنج درصد بتواند تامین نماید. با توجه به فقدان محل مناسب برای احداث سد در منطقه، بهترین محل برای ذخیره آبهای قابل انتقال از سرشاخههای دز در تنگه دربند حدود ۸ کیلومتری جنوبغربی گلپایگان در نزدیکی روستای کوچری انتخاب شدهاست.
در گلپایگان برخی با یادآوری آبگرفتگی ویرانگر سال ۱۳۵۹ نگرانی خود را از احداث سد کوچری پنهان نکرده، خواهان بررسی علمی و جدی تاثیرات آن هستند.
سال ۱۳۵۸ و بهار سال ۱۳۵۹ گلپایگان با بارندگیهای بسیار شدید و ویرانگر روبرو شد و شدت بارش و تصاعد آبهای سطح الارضی، مزارع شهر را به باتلاق مبدّل نمود.
بیشتر قناتها که قدمتی دیرینه داشتند بر اثر آب گرفتگی فرو ریخته و ویران شدند و جای خود را به مکینه هائی دادند که در حال حاضر کنتور بر روی آنها بسته شده و آب به صورت (لیتری) وارد مزارع شهر میگردد.
بعد از این واقعه که براستی برای کشاورزان مصیبتی تمام عیار بود، بخش وسیعی از مزارع جنوب غربی شهر ـ صحرای میدون ـ ویرانه شد و متاسفانه این تخریب بر بافتهای قدیمی بناها نیز تاثیر نامطلوب گذاشت و پس از فرو کش کردن آب در منطقه جلگه، باعث شکستگی بناهای قدیمی گردید که قطعا بر روی آثار تاریخی نیز تاثیر منفی را داشته کشاورزی و دام داری
شهرستان گلپایگان یک قطب مهم کشاورزی و دامپروری کشور محسوب میشود.
اراضی آن بالغ بر ۳۰۰۰۰ هکتار (با بیش از ۱۲۰۰۰ بهره بردار) است که بیشتر به صورت اراضی زراعی میباشد.
اکثریت مردم این شهرستان کشاورز و دامدار بوده و غیر مستقیم به عنوان شغل دوم به کشاورزی و دامداری اشتغال دارند.
در بخش دامپروری تعداد دامهای سنگین حدود ۵۱۵۰۰ رأس و دامهای سبک ۱۱۲۰۰۰ رأس میباشد و توان تولید ۶۲۰۰۰۰ تن شیر، ۳۴۹۰ تن گوشت قرمز، ۴۸۰۰تن گوشت سفید با ۱۰۸ واحد مرغداری ۱۴۴۰۰۰۰ قطعه طیور را دارد.
همچنین ۶۵۰۰ کلنی زنبور عسل با حدود بیش از ۷۰۰۰ دامدار در این شهرستان وجود دارد.
نوع و میان تولید سالانه محصولات زراعی و دامی شهرستان به ترتیب عبارتند از :
گندم ۱۵۰۰۰ تن –جو ۸۸۰۰ تن – علوفه خشک ۳۷۰۰۰ تن – سیب زمینی ۹۲۰۰ تن – ذرت علوفه ای ۱۴۰۰۰ تن – خیار و گوجه فرنگی ۶۶۵۰ تن
منابع آبی شهرستان شامل ۸۵۰ دهنه چاه عمیق و نیمه عمیق و سطحی ۷۲ رشته قنات دایر و بایر ۱۸ دهنه چشمه و یک باب سد میباشد.
مساحت اراضی زراعی با احتساب اراضی آیش حدود ۲۸۱۳۶ هکتار و باغی حدود ۱۷۳۲ هکتار است.
مهمترین پتانسیلهای سرمایه گذاری در بخش کشاورزی موارد زیر است:
۱-احداث گلخانههای سبزی، صیفی، گلهای زینتی و...
۲-شرکتهای خدمات مکانیزاسیون کشاورزی
۳-صنایع تبدیلی دامی و کشاورزی
۴- شرکتهای خدماتی حمایتی کشاورزی و دامی
۵-شرکتهای توسعه و جمع آوری گیاهان دارویی از مراتع زارع
۶-شرکتهای پیمانکاری پروژه هی آبی و خاکی و آبیاری تحت فشار
۷-توسعه شیلات و آبزیان
در حال حاضر ۸۰ درصد افراد بومی شهرستان گلپایگان مستقیم و غیرمستقیم به کشاورزی و دامپروری اشتغال دارند.
از یکهزار و ۶۰۶ کیلومترمربع مساحت اراضی شهرستان گلپایگان ۳۰ هزار هکتار زیر کشت است و در صورت تامین آب، این میزان به ۵۰ هزار هکتار قابل توسعه است. البته یکی از چالشهایی که بخش کشاورزی با آن مواجه است کمبود منابع آبی و پایین بودن راندمان آب است.
در تولیدات باغی و زراعی ۱۲ هزار بهرهبردار در شهرستان مشغول به کار هستند که ۲۸۰ هزار تن انواع محصولات کشاورزی را در طول سال به بازار عرضه میکنند، همچنین در تولیدات دامی ۷ هزار و ۸۰۰ بهرهبردار در شهرستان اشتغال دارند که ۱۱۰ نوع محصولات دامی را در طول تولید میکنند.
اگرچه یکی از مهمترین کارخانجان تولید فرآوردههای لبنی کشور با ظرفیت تولید ۱۰۰۰۰ تن انواع محصولات لبنی پاستوریزه در این شهرستان قرار دارد که بخش قابل توجهی از نیاز داخل کشور را تآمین میکند
اگرچه در کشور ما رقم تولید سالانه شیر بیش از هشت میلیون تن است، اما ــ به شیر به عنوان صنعت بنیادی توجه نمیشود.
نقش حیاتی «خانه شیر» برای خیلی از مدیران نیز روشن نیست و استانداردهای شیر تدوین نشده است...
تنها در شهر کوچک گلپایگان سالانه هزاران تن شیر تولید میشود. (رقمی که سایت فرمانداری گلپایگان اعلام نموده، ۶۲۰۰۰۰ تن است.) [۲۵]
...
بخش کشاورزی و دامداری مکانیزه گلپایگان بسیار فعال بوده و در استان سرآمد میباشد و از این مراکز بزرگ میتوان به شرکت زراعی و مرکز دامپروری گلپایگان اشاره داشت که قدیمیترین شرکت سهامی زراعی ایران است.
شرکت سهامی زراعی گلپایگان از سال ۴۷ با مشارکت ۱۳۴ کشاورز صاحب نسق و صاحب زمین و با همکاری دولت تشکیل شد که آورده کشاورزان ۱۲۵۰ هکتار و مشارکت دولت در دو هزار هکتار بود که در مجموع ۳ هزار و ۲۵۰ هکتار زمین تشکیل شد.
در شرکتهای سهامی زراعی زنجیرهای از تولید زراعی مانند گندم، جو، چغندر، علوفه، سیبزمینی، پیاز، ذرت و باغبانی مانند تولید هلو، توت، سیب و سایر محصولات باغبانی و نیز محصولات دامی مانند گاوداری، گوسفندداری به روش مدرن و زیر نظر مهندسان کشاورزی انجام میشود.
گلپایگان براستی شهر گلها است. هر ۵۰ شاخه گل گلپایگان ارزش مادی یک بشکه نفت را دارد. اگر صنعت گردشگری در میهن ما معنی واقعی خودش را داشت، گلهای گلپایگان به همه جای دنیا صادر میشد.
به اعتقاد گلابگیران گلپایگان، هرسال حدود ۴۰ الی ۴۵ تن گلاب ناب و ۲۵۰ (دویست و پنجاه) لیتر اسانس گل محمدی برداشت میشود.
در گلپایگان حدود ۹ هکتار گلستان گل محمدی موجود است و بیشترین سطح زیر کشت این محصول در منطقه گلشهر این شهرستان با ۳ واحد گلاب گیری سنتی میباشد.
کشاورزی در گلپایگان به گونه سنتی است، ولی درسالهای اخیر تراکتور و خرمن کوب هم به کار گرفته میشود.
فرآوردههای کشاورزی شهرستان گلپایگان، عبارتند از: گندم، نخود، آفتاب گردان، لوبیا، عدس، ماش، کنجد، پیاز، سیب زمینی، سبزی، چغندر قند، هویج، کدو، بادمجان، فلفل، خربزه، هندوانه، گرمک، طالبی، خیار، انگور، شبدر و یونجه.
باغداری هم در این ناحیه رونق دارد و گونههای گوناگون میوه مانند سیب، گلابی، گیلاس، گردو، آلبالو، بادام، و … در آن یافت میشود.
همچنین دام پروری و مرغ داری سنتی و علمی در این شهرستان رواج داشته و بسیاری از مردم این منطقه به پرورش دامهای گوسفند، بز، گاو و طیور اشتغال دارند.
پرورش زنبور عسل هم در گلپایگان قابل توجه است. و الان عسل یکی از سوغاتیهای شهر است. الان مزارع پرورش ماهی، مزارع پرورش شترمرغ، پرورش، تولید و نگهداری اسب ایرانی، گاوداریهای بزرگ و کارگاههای لبنیاتی زیادی در شهر هستند. (شرکت لبنیاتی مروارید گلپایگان و...)
نژاد گاو بومی گلپایگان یکی از بهترین نژاد گاو شیری شناخته شده ایران میباشد که در حال حاضر یک مرکز تحقیقاتی برای اصلاح حفظ و تقویت صفات بارز و خوب این نژاد در حال فعالیت میباشد.
فصل درو و آداب پوشیدن لباس در گلپایگان
کشاورزان گلپایگان (به ویژه در روستاهایی مثل دستجرده و شادگون و...)، قبل از این که خوشههای سبز گندم طلایی بشود به فکر آماده کردن پوشش و ابزار مخصوص درو هستند.
به هنگام درو، دروگرها شلوار بلند و گشادی میپوشند.
دروگر، به دست هایش و ساق پای چپش مچ پیچ میپیچد. پیچیدن به ساق پای چپ به این دلیل است که موقع بریدن گندم، داس (دسخاله)، به پای دروگر نخورد.
دروگر یک دستمال بزرگ هم به سرش میبندد. جنس پارچه ی لباس و مچ پیچ از پنبه (قدَک) است.
رنگ پیراهن دروگرها سفید و شلوار آن معمولاً آبی کمرنگ انتخاب میشود.
در گذشته بانوی خانه آن را تهیه میکرد (تیار میکرد) و میدوخت.
پیش از درو علاوه بر دودکردن اسپند، دعای خیر زن و فرزند...، بدرقه راه دروگران بود.
در لباس خیر و برکت (لباس دروگرها) آستین راست پیراهن کمی بلندتر از آستین دست چپ بود و دستکش چرمی دروگرها، گل پنجه نامیده میشد.
...
اگرچه بافت سنتی گلپایگان نسبت به گذشته تغئیرات زیادی کردهاستاما هنوز برخی آداب و رسوم قدیمی پابرجا است.
کُرسیهای داغ که هم میز بود و هم سفره و هم بخاری...، هم کار اجاق و گاز را انجام میداد و دیگوله را در آن بار میکردیم و لبو و چغندر پخته میگذاشتیم و هم گاه گداری لباسهای نمدار را خشک میکرد...
بازیهای یقول دوقول (به زبان وانشونی: آلیچُ والیچ). یقول دوقول و پونزده، هزار و صد و شونزده...، ریگ لِهپَّر، چوق پِل، ریگ گوزل، توقلی به چنده، دایره لنگی، هولوموّنه، حَلهقوقو...آنا نه وانا دودو اسکاچی، آنا وانا که لا چی...خرمن کوبی با چون و هرچون، هی شون کردن، چیل گندم، سنگو (سنگ آب)، کاکشی در تابستون، پایه زدن (با تپاله و هیمههای تر مادگاوا) برای سوخت زمستان، هلیم پزی در زمستون...لوآس چینی (ریواس)، شبدر سرکه، کندن جوقاسم، چیدن شنگه و بافقلاق و... هنوز پابرجا است...
همین امروز هم گرمک درب امام زاده ابراهیم [۲۶]، خربزه نیوان، خیار رکابدار و انگور عربستون (روستاهای رحمت آباد، در، تیکن، شورچه، حاج بلاغ، تجره، میر آباد)، اهالی مشتاق را به طرف خود میکشد، هنوز کاهوی رباط حسینیه که در اردیبهشت ماه پاگشای عروسهای تازه عقد شده بود و اگر ترک میشد به اوقات تلخی خانواده عروس میانجامید، در خاطرهها باقی است. هنوز پخت نان خونگی ( خمیر داشتن ) در هر خانه ای، کلیه همسایهها را از دریافت چند تا نون تازه در پایان خمیر، مطمئن میسازد. هنوز مردم بیآلایش شهر اعتقاد دارند که رسیدن بوی نان تازه به مشام همسایه مدیونی دارد. [۲۷]هنوز پشت خمیری یکی از رایجترین راههای پخت نان اضطراری است که در اغلب خانهها اتفاق میافتد. (پس از پایان پخت نان، یکی از همسایهها مقدار کمی آرد خمیر میکند و از برکت تنور داغ تعدادی نان برای خودش آماده میسازد.)
هنوز بسیاری از کشاورزان در خانه خودشان (در نتدور خودشان) نان میپزند. نون شیری (نان شیری)، نون شاته، نون بابلو، نون گِرده، نون کنجد، تاس خشک، کوله، دوآتیشه، آرتی، شویر نمینی (Shooar namini)... تنها در تنور خانگی پخته میشود.[۲۸]
هنوز آش ترخنه، آش لعابی، آش لوآس (ریواس)، آبگوشت دستی، پتله پلو، دلمه با برگ مو، گُندی و، خیلی غذاهای دیگر... در یادها مانده است. هنوز پدربزرگها و مادربزرگها ارج و قُرب دارند و هنوز دود از کُنده بلند میشود...
[ویرایش] هندو و مشکه
هندو (سنت قرض دادن شیر به هم،مراسم شیرواره) به هزاران سال قبل برمی گردد و در گلپایگان نیز کم و بیش، مثل دیگر شهرهای قدیمی ایران زمین وجود دارد. دامداران در روزهای سخت کم شیری که شیر گاو یا گوسفندان یک خانواده برای گذراندن زندگیشان کافی نیست، دست یاری به سوی هم دراز میکنند و با بستن پیمان « شیرواره » و قرض دادن شیر به هم، باری از دوش هم بر میدارند.
وظیفهٔ جمع آوری و فرآوری شیر در روستا به عهده زنان است. لذا شکل گیری و اداره آن هم به عهده آنان است افرادی که با یکدیگر هم گله یا هم شیر بودند در فصل بهار و آغاز شیر دهی دامها فعالیت خود را آغاز میکنند. شیوهٔ عمل این گروهها هم برطبق قواعد خاصی است...
به نوبت هرفرد متناسب با تعداد دامهایی که دارد، یک تا چند روز شیر جمع آوری شده توسط «همهندوها»ی خودش را گرفته و به صورت یک جا نسبت به تبدیل آن به ماست وکشک و... اقدام میکنند
پس از این که زنان هر روز قبل از طلوع و بعد از غروب آفتاب کار شیردوشی را انجام دادند در خانه فردی که نوبت اوست جمع میشوند وهر فردی شیر را که در «بادیه» یا کشکول ریخته، تحویل میدهد.
در تحویل شیر مقیاس اندازه گیری خاصی وجود دارد (چوقت=چوب خط) برای هر کدام از افراد نشان گذاری انجام شده ومیزان شیر تحویلی او مشخص میشود. فرد موظف است این نشان را وقتی نوبت افراد دیگر فرا میرسد به تدریج مسترد نماید. این جریان تا پایان دوره شیردهی دامها ادامه دارد.
شیر جمع آوری شده پس از این که از صافی (پارچه ای تمیز) گذرانده شد در ظرف بزرگی مسی یا از جنس روی که در محل به آن قزقون میگویند ریخته شده و با استفاده از هیزم (یا هیمه و تپاله) آن را میجو شانند.
بعد از این که برای مدتی شیر جوشید آتش زیر قزقون را خارج کرده، با استفاده از ملاقه ای بزرگ شیر داخل قزقون را هم زده و از ارتفاع نسبتاً بالایی شیرها را روی هم میریزند تا کف کند. بعد روپوشی روی قزن قرار میدهند که حالت سبد مانند داشته و ازترکههای نازک درخت بید بافته شدهاست. بعد از این که شیر سرد شد. لایه ای نسبتاً ضخیم از چربی روی شیر میبندد که به آن سر شیر گویند و این لایهها را به صورت طبق هایی از روی شیر گرفته و به مصرف میرسانند. (اولین سر قزقونی را به همسایگانیکه احتمالاً دام نداشتند هدیه میدادند)
شیر وقتی حالت ولرم پیدا کرد آن را از قزقون به ظروف دیگری به نام کشماله یا سونوئه که ظرف بزرگ سفالی است و برای درست کردن خمیر نیز از آن استفاده میکنند منتقل کرده و با افزودن مایه پنیر آنرا پنیر کرده یا با اضافه کردن مقداری مایه ماست آن را به ماست تبدیل میکنند وقتی ماست آماده شد آنرا در داخل مشکه mashka میریزید ( مشکه: پوست دباغی شده گوسفند است که به صورت کیسه ای استوانه ای شکل که بوسیله چوب و به شکل دسته دار دوطرفه از سقف اتاق از قسمت دریچه آویزان شدهاست و از یک طرف (طرف گردن) باز بوده ماست و آب سرد درون آن ریخته سپس در آنرا بسته و باشدت توسط دو نفر به هم زده میشود این کار برای مدت زیادی صورت میگیرد تا این که چربیهای ماست جداشده وبه صورت تودههای کره در داخل مشکه شناور میشوند.که در اینجا با اضافه کردن مقداری یخ یا آب سرد این چربی جدا میشود و ماست هم تبدیل به دوغ میشود که طبیعتاً از ماست ترش تر و غلظت آن کمتر است.
کره ای که به دست میآید را یا به صورت خام مصرف میکنند و یا آنرا آب کرده جوشانده و روغن زرد تهیه میکنند. تمامی مراحل فوق به صورت دستی و با ابزار ساده صورت میگیرد. دوغها را میجوشانند پس از اینکه دوغ جوشیده شده سرد شد آنرا از سادگیری یا ظروف سفالی بزرگتر مثل «نیم منی» و «یه منی» و «دومنی»، درون کیسههای مدقالی (متقالی)، میریزند تا آب آن گرفته شود آبی که از کیسه خارج میشود را هم نگه داری کرده و از آن قره قوروت تهیه میکنند.
پس از اینکه آب دوغ جوشیده شده کاملا از کیسه خارج شد، درون کیسه حاوی کشک نرم است باید این کشکها را از کیسه خارج کرده و بصورت قطعات کوچکتری در آورده تا راحت تر خشک شود که خود این کار نیز کمک همهندوها (همشیرها) را میطلبد. زنان همسایه یا هم شیر به کمک فرد آمده و پشت بام خانه بر روی سبدهای چوبی (چولاری و...) پارچه ای تمیز انداخته کشکهای گلوله شده را روی پارچه میچینند تا خشک شود و تا زمانی که این کشکها در آفتاب قرار دارد معمولاً یک نفر مراقب است تا مورد دستبرد پرندگان و حیوانات قرار نگیرد. بعضی وقتها هم با یک چوب و چند لباس کهنه «قلاغ ترسونک» (مترسک) درست میکنند که پرندگان نزدیک کشکها نشوند.
این نوع همیاری که ریشه در گذشتههای بسیار دور دارد علی رغم تغییرات اجتماعی هنوز موجودیت خود را حفظ کردهاست.
[ویرایش] منبت کاری و قالی بافی
صنایع دستی مهم گلپایگان قالی بافی، نمد بافی، گلیم بافی، منبت کاری، خطاطی، نقاشی...است. شعر و موسیقی و ادبیات هم در گلپایگان سابقه چندین ساله دارد.[۲۹]
هنر منبت کاری از زمانهای گذشته در این شهر اساتید معروفی داشتهاست.
منبت کاری در گلپایگان پیشینه ای بسیار طولانی دارد و یادگاری از دوران گذشته میباشد که برای رسیدن به مراحل فعلی راهـی بس طولانی را پیمودهاست.
تاریخ منبت کـاری در این شهر به زمانی میرسد که نیاکان ما با مصارف گوناگون چوب آشنا شدند؛بعبارت دیگر تاریخ منبت کاری در گلپایگان، جدا از تاریخ استفاده چوب نیست.
باستان شناسان و مورخان، تاریخ استفاده از چوب برای ساخت خانهها در ایران را مربوط به ۴۲۰۰ سال پیش از میلاد مسیح دانستهاند که مقارن با عصر حجر است یعنی زمانی که بومیها قبل از مهاجرت آریاییها در ایران زندگی میکردند.
منبت کاران، انواع نقشهای جالب را بانیش قلم منبت بر روی چوب گلابی و گردو و امثال آن در میآورند و با تلفیق برش سطحی جوشها و گرههای چوب سنجد و برخی چوبهای جنگلی که برسطح کار میچسبانند، وسائل تزئینی جالبی میسازند. انواع قاب عکس و ظروف و جعبههای منبت که هنرمندان میسازند وسایل تزئینی و دکوراسیون و فروشگاههای هنری راتشکیل میدهد.
این هنر اصیل سابقه ای دیرینه در گلپایگان دارد و در سابق حدود ۷۰ منبت کار از این راه امرار معاش می کردند.
از نمونههای قدیمی منبت گلپایگان می توان به قسمت بالای در ورودی هفدهتن، منبر و درب مسجد روستای سرآور و درب امامزاده ابوالفتوح وانشان و آثار استادانی چون استاد حیدر قاشق تراش، استاد حبیب الله یادگاری، استاد عبدالحسین معظمی، برادران مختاری (علی و محمد)، محمد رضا توسلی،احمد محسنی، محمدعلی فخاری، حسین فخاری و حیدر نیکنام (که برخی آثارش در در موزه امام رضا(ع) است)،اشاره کرد.
تعمیر منبر صاحب الزمان مسجد گوهرشاد نیز اثر استاد حیدر نیکنام گلپایگانی است.
در گلپایگان و حومه مخصوصا حوزه جلگه بیش ازپنج شش هزار کارگاه برای قالی بافی دستی به نام دیواری و دار زمینی وجود دارد. انواع قالی نخ فرنگ و فرشهای معمولی درابعاد مختلف تو دری و نیم و دو ذرعی و شش ذرعی و نه ذرعی و دوازده ذرعی و سرانداز و پنج چارکی میبافند. نوعی از فرش گلپایگان به نام ویس و یاوری با پشم گوسفند و رنگ دندانه و نخ مرغوب و بافت خاص دارای استقامت فوق العاده میباشد.
[ویرایش] مراکز دانشگاهی و صنعتی
مراکز دانشگاهی این شهر عبارتند از:
- دانشکده فنی و مهندسی گلپایگان در سال ۱۳۷۹ با حمایتهای علمی دانشگاه صنعتی شریف و مالی مدیریت وقت شرکت سایپا در گلپایگان و با همکاری سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، تأسیس شد. تا چند سال پیش زیر نظر دانشگاه صنعتی شریف فعالیت میکرد و امروزه به صورت یک واحد مستقل در امدهاست. البته این واحد اسماً مستقل شدهاست تا بتواند ردیف بودجه مستقل از مجلس دریافت کند. در حال حاضر اداره این دانشگاه توسط دانشگاه شریف انجام میشود و هیٔت علمی توسط این دانشگاه تامین میشود.
مجوز ۸ تا ۱۰ رشته فنی دیگر هم گرفته شدهاست. ساخت و ساز زیادی در آن میشود و قرار است نام آن به «دانشگاه صنعتی گلپایگان» تغئیر یابد.[۳۰]
- دانشگاه پیام نور
دانشگاه پیام نور گلپایگان قدمت زیادی دارد و اولین دانشگاه شهر بود و الان در بین دانشگاههای پیام نور کشور قطب محسوب میشود.
- دانشکاه علمی کاربردی
- دانشگاه آزاد اسلامی واحد گلپایگان
- آموزشکده فنی شهدای گلپایگان
- موسسه آموزش عالی غیر انتفاعی پیام
- مدرسه آیتالله گلپایگانی، حوزه علمیه گلپایگان، و...
...
گلپایگان دارای دو شهرک صنعتی و یک منطقه صنعتی میباشد. ۱- شهرک صنعتی گلپایگان با مساحت ۹۵ هکتار دارای ۳۲ واحد تولیدی، این شهرک در فاصله ۳ کیلومتری مرکز شهرستان واقع شده است. (شهرک صنعتی شماره یک)
۲- شهرک صنعتی سایپا (نیوان ابتکار) با مساحت ۷۲ هکتار دارای ۱۴ واحد تولیدی (شهرک صنعتی شماره دو)
۳- ناحیه صنعتی سعیدآباد (روستایی) با مساحت ۳۰ هکتار دارای ۲۵ واحد تولیدی (شهرک صنعتی شماره سه)
دو شهرک صنعتی جدید نیز برای شهرستان پیش بینی شده است.
- شهرک صنایع غذایی در نیوان
- شهرک صنایع پایین دست پتروشیمی
کارخانه پتروشیمی شهرستان هم در سال ۱۳۸۲ با هدف تولید ABS و SAN افتتاح شده است.
از صنایع مهم شهرستان میتوان به:
• کارخانه بزرگ لبنیات پگاه گلپایگان،
• تولید دانه طیور،
• پتروشمی قائد بصیر،
• سازههای خودروی دیار (دیار خودرو)،
• زرفنرسایپا، بهران محور سایپا،
• صابر لاستیک،
• خودرو سازان سپهر،
• سردساز خودرو،
• لوله و پروفیل گلپایگان،
• پلیمر گلپایگان،
• پلی اتیلن گلپایگان،
• پویا صنعت،
• نصیر ماشین،
• سایپا پلوس،
• صنعت پژوهان کیا،
• فن آوری ذوب،
• روان فن آور،
• تولید پولیکا،
• موزاییک سازی،
• سنگ بری و تولید گچ
• سایپا پلوس
• سایپا پیستون... اشاره کرد.
• گویا قرار است در شرکتهای سهامی ــ زراعی نیز، کارخانه تولید لبنیات (قطره طلای گلپایگان)، راهاندازی شود که در هر شبانه روز ۱۰۰ تن شیر خام جذب کند. ضمناً کارخانه خوراک دام (در شرکت زراعی راهاندازی شده است. ...
در گلپایگان قطعهای تولید میشود که دقت آن در حد و اندازه میکرون است. این در شهری اتفاق افتاده که تا پیش از آن اصلاً صنعتی نبوده است.
گلپایگان دارای معادن سنگهای ساختمانی نیز میباشد که از مهمترین آنها میتوان به معادن سنگ گدار سرخ اشاره داشت و این امر موجب فعالیت کارخانههای سنگ بری در این شهر شدهاست.
معدن طلای موته، معدن سرب صالح پیغمبر، معدن سیلیس عباس بیگ، معدن مرمریت گدار سرخ، معدن سنگ گچ حاج قارا... هم قابل توجه هستند..
قابل یادآوری است که پست۴۰۰/۶۳ کیلو ولت برق گلپایگان یکی از پستهای مرکزی و کلیدی برق کشور است.
[ویرایش] عروسی قنات
موضوع نر و ماده بودن آبها و نیز قنات که ماندگاری است از مراسم دوران ستایش آناهیتا و تیشتر، ما را به عروسی قنات رهنمود میکند که در بسیاری از نقاط ایران، از جمله روستاهای گلپایگان، اراک، تفرش، ملایر، تویسرکان، محلات، خمین، دلیجان، چهارمحال، اصفهان، دامغان، شاهرود، یزد و شهر کرد متداول بودهاست. احتمال دارد که در دوران باستان عروسی چشمه، رودخانه و... نیز وجود داشتهاست. بررسیهای انجام شده در مورد این موضوع نشان میدهد که در مناطق کم باران و تقریباً کم آب و نیز در حاشیه کویر ایران اجرا میشود و هرگاه در اثر نیامدن باران آب قنات کم میشده، این مراسم اجرا میشدهاست.
آنچه در این مراسم نیز متداول است، شادی و دادن طعام و برکت به نماد برکت و نعمت خواهی از طبیعت است و شاید عروس قنات بازماندهای از رسم کهن قربانی دادن برای آب باشد. «زن» نماد زایش و زایندگی در ارتباط با آب قرار میگیرد و آب را نیز به زایندگی و آفرینش وامیدارد.
در حوزههای متفاوت جغرافیایی و فرهنگی مراسم و آیینهای گوناگونی برای بارانخواهی و تقدس آب برگزار میشود. آنچه مهم است این است که هرچند صورت ظاهری اجرای این آیینها ممکن است متفاوت باشد، ریشههای مشترکی دارند. در مراسمی چون «جشن آب نو» (تعویض آب حوضها و آبانبارها به هنگام سال نو) «جشن تیرگان»، «بردن آب به سر سفره عقد و نوروز»، «سپردن سبزه به آب در سیزده نوروز» و «عروسی باران» و یا «چهل کچلون»، «کوسن گلین» و... اعتقاد به جاندار بودن آب در باورداشتهای مردم به چشم میخورد که همواره نماد برکت و زایش و فزونی نعمت است.
مراسم عروسی قنات در گلپایگان در زمانهای دور برگزار میشدهاست. در روستاها وقتی آب قنات کم و یا خشک میشد، برایش عروسی میگرفتند. این جشن هم اوایل بهار و تقریباً اواخر اسفند وقتی که اهالی دیگر از آمدن آب قنات ناامید میشدند صورت میگرفت. برای این جشن یک زن بیوه را که جوان است و شوهرش مرد خوبی بوده و از هم طلاق نگرفته بودهاند در آن روز به خصوص که ۴ یا ۵ روز قبل از عید نوروز است به هیأت عروس در میآوردند و شادی و هلهله و پایکوبی میکردند. همچنین خوراکهای مخصوص عروس به مادر چاه میبردند و او داخل قنات میشد. میبایست شب را در قنات بگذراند. به اصطلاح میگویند قنات نر شده و باید به آن زن داد.
فردای آن روز زن از قنات بیرون میآمد و تمام روستا به او احترام میگذاشتند و او از آب و محصول سهم میبرد. اما از آن پس نمیبایست ازدواج کند، چرا که مردم معتقد بودند او زن قنات است و قنات هم زنش را هیچ وقت طلاق نمیدهد.
این رسم به نوعی از میترائیسم گرفته شدهاست. خیلی از معابد میترائیسم در مراغه و نقاط دیگر دارای سردابههایی است که میترا درون آنها زندگی میکند و این رسم شاید از آن منشعب شده باشد.
[ویرایش] هرانگ (هرهنج)
در فرهنگ بهدینان، هُرَنگ در گویش زرتشیتان یزد و ترنگ در گویش زرتشتیان کرمانی به معنای آبی است که در مجرایی شیبدار تند حرکت کند و بالاخره در لغت نامه دهخدا به آن قسمت از قنات که رویش باز است و پوشیده نیست معنی شدهاست.
در گلپایگان نزدیک کوه قلعه جمال هرانگ جاری است. در برخی روستاهای گلپایگان مانند فاویان تنها به بخشی از مسیر قنات هرانگ گویند که دارای زه آب باشد. وجود هرانگ بیشتر در قناتهایی پیش میآید که به خاطر نرمی زمین در محل مظهر و چاههای نزدیک به آن و همچنین کول گذاری نشدن آنها مظهر و چاههای نزدیک به آن به تدریج ریزش میکند، مظهر به طرف مادر چاه عقب نشینی میکند و در نتیجه اختلاف سطح آب مظهر تا کنارههای زمین پیوسته افزایش مییابد.
گاه نیز ممکن است این ریزش طی قرنها تا مادر چاه ادامه پیدا کند و بدین ترتیب هرنگ ممکن است در مظهر چند متر ژرفا داشته باشد و در ازای آن به چند کیلومتر برسد و نیز ممکن است اصولاً قنات از نوع قنات روباز و تمام آفتابی باشد که در زمینهای زه دار کنده میشوند. ( منبع: کتاب فرهنگ یاریگری در ایران – تألیف مرتضی فرهادی)
[ویرایش] مردم گلپایگان و انقلاب مشروطه
در کتاب تاریخ انقلاب مشروطیت ایران نوشته مهدی ملک زاده، (جلد ۴ و ۵ صفحههای ۹۱۵تا ۹۱۶)، به نقل از تلگراف .[۳۱] علمای عراق ایران (منطقه اراک) به پادشاه، اشارهای هم به گلپایگان شده است.
گویا علمای مزبور که در انتهای تلگراف نامشان آمده (محمد جواد – وکیل الرعایا – میرزا ابوالقاسم – صدر العلما – جناب آقا میرزا هاشم – افتخار العلما و آقا میرزا محمود) ــ
ادعا کردهاند که مردم گلپایگان بعد از شکست مشروطه خواهان، «منجوق عیش و طرب را بر افروخته چراغان مفصل و شادیهای کامل، تماما به یک آواز عرض مینمایند:
زنده باد شاهنشاه، پاینده باد استبداد، لیلا و نهارا متشکر بودند»
...
ممکن است اینها نه مردم شریف شهر، بلکه مُشتی رجاله بی فرهنگ بودند که جانب امثال محمد علی میرزا و عینالدوله را گرفتهاند.
عقل سلیم نمیتواند بپذیرد مردم شریف یک شهر شعار «پاینده باد استبداد» سردهند.
[ویرایش] قتل دکتر سلیمان برجیس و نامه علمای گلپایگان
در مورد گلپایگان (در رابطه با قتل دکتر سلیمان برجیس)، تلگرافی ثبت شده که مربوط به بیست و هشت بهمن سال ۱۳۲۸ است.
داستان از این قرار بوده که در تاریخ ۱۴ بهمن ۱۳۲۸، در شهر کاشان دکتر سلیمان برجیس را که گفته میشود بهایی بوده، ۸ نفر وابسته به انجمن تبلیغات اسلامی کاشان (حاج محمد رسولزاده، درودگر، محکمهای و...)، به بهانه داشتن بیمار در حال مرگ، به خانهای میکشانند و سپس آنطور که روزنامههای رسمی کشور گزارش دادند. با ۸۱ ضربه کارد تکهتکه میکنند.[۳۲]
(منبع: مجلّه فردوسی شماره ۳۲ اسفندماه ۱۳۲۸، روزنامه آتش شماره ۷۸۷ شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۲۹، روزنامه نیسان، ۲۰ بهمن ۱۳۲۸)،
بعد از آنکه قاتلین خود را معرفی نموده و زندانی میشوند جمعیّت زیادی در اطراف شهربانی و زندان گرد آمده و قصد خارج نمودن آنها را مینمایند...
برخی علما (آیهالله بهبهانی، آیهالله سید ابوالقاسم کاشانی، آیهالله فیض،...) جانب دستگیرشدگان را میگیرند و از آنان به عنوان مردان ایمان و عمل یاد میکنند...
آیتالله غروی، آیهالله احمد علی احمدی، آیتالله راستی، حجهالاسلام حلیمی، سیداصغر ابنالرسول و دیگر طلاب برای رهایی عاملین قتل دکتر برجیس تلاش زیادی کردند.
مجلات «پرچم اسلام»، «آیین اسلام» و... تلگراف آیهالله صدوقی را به آیهالله سید حسین طباطبایی بروجردی و آیهالله کاشانی...چاپ کردند و خواهان تبرئه مّسبّبن حادثه شدند.
بعد از آنکه دادگاه جنایی برای رسیدگی به پرونده به صورت علنی تشکیل شد، دکترعبدالله رازی (وکیل خانواده دکتر برجیس) گفت: فدائیان اسلام مرا تهدید به قتل کردهاند.
او در دادگاه گفته بود:
یک دکتر بیچاره یک طبیب پیرمرد که به درد مردم میرسید را بردهاند و قطعه قطعه کردهاند...
.[۳۳]
(گویا خود نواب صفوی نیز برای دلگرمی حاج محمد رسول زاده [۳۴] و ۷ نفر دیگر که دکتر برجیس را کشته بودند، خودش را پنهانی به دادگاه میرساند...) [۳۵]
...
در گلپایگان نیز (بنا بر آنچه سند تلگراف نشان میدهد)، ۲۴ نفر همراه با آیه الله میرزا ابوالقاسم محمدی به تلگرافخانه میروند و با مخابره نامههایی به مقامات عالیه و مراجع تقلید به مرکز و قم، خواهان جلوگیری از تبلیغات بهایی و آزادی قاتلین دکتر سلیمان برجیس میشوند....
علما نامه ای به شاه در مورد آزادی قاتلین دکتر سلیمان مینویسند. گویا قصد تحصن هم داشتند که مقامات قول همکاری میدهند...
در نهایت مقامات رژیم شاه، مصلحت دیدند عاملین قتل دکتر برجیس تبرئه شوند و شدند ! آنها به محض خروج از دادگستری تهران، مورد استقبال هزاران نفر از روحانیون و مردم قرار میگیرند و آنها را به منزل آیتالله خوانساری و آیتالله کاشانی میبرند و در آنجا حجهالاسلام فلسفی به منبر میرود. یکی دو روز بعد هم در کاشان مورد استقبال قرار میگیرند.
در کاشان با سلام و صلوات، کشتن گوسفند و... از «مبارزین» استقبال به عمل آمد و فاتحانه به شهر وارد شدند. در این واقعه، مرحوم آیتالله العظمی بروجردی خیلی همراهی کرد.
ایشان در جواب نامه مرحوم فلسفی که در اینباره وساطت کرده، حمایت نمود و اعلام کرد که به این هشت نفر نباید صدمه بخورد. (منبع: سیداصغر ابنالرسول، «فدائیان اسلام در کاشان»)
...
در پی قتل دکتر سلیمان برجیس و شیوه محاکمه مسببین آن که ارباب جراید «ننگ دادگستری ایران» نامیدند، «کانون پزشکان ایران» نیز نامه سرگشادهای به شاه نوشتند و شدیداً به این عمل وحشیانه اعتراض نمودند و یادآور شدند دکتر سلیمان برجیس پزشک باسواد و حاذقی بود، سالها نسبت به اهالی کاشان خدمت کرد. او اشخاص بی بضاعت را مجّاناً معالجه میکرد و در شهر به نیکنامی مشهور بود...[۳۶]
[ویرایش] گلپایگان شهر دانش و هنر
علاوه بر خاورشناسان روسی که (در تاریخ ایران ترجمه کریم کشاورز) از این شهر یاد کردهاند و پژوهشگران و جهانگردانی چون «آن لموتون» انگلیسی، «پترو دلاواله» ایتالیایی، «اوژن فلاندن» فرانسوی، «هاینریش فن پوزر» آلمانی و «ویدن گرن» خاور شناس سوئدی و... (که گذرشان به گلپایگان افتاده و در باره آن نوشتهاند) ـ
دبیر دبیرخانه سلطان سنجر، محمدابن جریر طبری در کتاب (عتبه الکتبه)، حمدالله مستوفی (در نزهت القلوب)، ابن بطوطه (در سفرنامه)، شرف الدین علی یزدی (در ظفرنامه)، میر خواند (در روضه الصفا)، میرزا سمیعا (در تذکره الملوک)، یاقوت حموی (در معجم البلدان)، زکریا بن محمد قزوینی (در آثار البلاد و اخبار العباد)، محمد حسن خلف تبریزی (در برهان قاطع)، محمد بن احمد الشامی (در احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم)، ابواسحاق کرخی (در مسالک الممالک)، احمد کسروی (در چهل مقاله)، دهخدا (در لغت نامه)، دکتر محمد معین (در فرهنگ معین)، مهدی قلی خان هدایت (در خاطرات و خطرات)، سیف الدوله سلطان محمد (در سفرنامه مکه)، مرتضی راوندی، زین العابدین شیروانی، میرزامحمد تقی لسان الملک، محمدتقی خان حکیم، دکترغلامحسین مصاحب، دکتر عبدالحسین نوائی، اکرم بهرامی - ساطعیِ دبیر جغرافیا (در یادنامه گلپایگان)، مسعود اکبری (سندی از اوضاع اجتماعی گلپایگان پس از مشروطه و...)، نویسندگان و عکاسان (سایت) آخاله، گلهای گلپایگان، صدای گلپایگان، وانشان...وبلاگ بینش:www.atyabi.blogfa.com
داریوش براتی (که در مورد روستای گلدره [۳۷]و منطقه مهردشت = عربستون گلپایگان، نوشته است)، نعمت الله هاشمی، سید مرتضی آوینی، منصور حاجی رضایی،علیرضا جمالی، محسن جمالی (سنگ نگاره ها)، عبدالحسین سعیدیان، صادق هدایت ( اشاره در کتاب سگ ولگرد و نیز داستان تاریک خانه) سهراب سپهری (در شرح زندگی اش) و هادی خرسندی در یکی از اشعارش... به گلپایگان، سرزمین گلهای ُسرخ، اشاره نمودهاند.
ایزد گشسب گلپایگانی [۳۸](شیخ اسدالله، تاصر علیشاه) که از مشایخ بود و در فروردین ۱۳۰۵ مجله «عنقا» را منتشر کرد، فرج الله شریفی که امثال و ِحکم علامه دهخدا را زنده کردهاست، زنده یاد جواد غیاثی در کتاب «فرهنگ عامه گلپایگان»، اکبر افاضلی درکتاب «گلپایگان در گذر زمان»، مرحوم فیروز (همایون) اشراقی در کتاب «گلپایگان در آئینه تاریخ»، میر محمدی خوانساری در کتاب «سیری در تاریخ و جغرافیای گلپایگان»، علی اکبر جعفری (نویسنده کتاب روش تدریس ریاضی و ریاضیات علوم تجربی...) در سایت آخاله، مرحوم نوربخش در کتاب «یادنامه گلپایگان»، صمدی و... بسیاری دیگر در باره این دیار کهن نوشتهاند.
اشعار محمد علی سعیدی، نوار شعر «احمد جهانبخشی» و سی دی کامپیوتری َورت پاتکان از این نظر بسیار پربار است.
گلپایگان شهر شاعران نیز هست. در کتاب تذکره الشعرای گلپایگان (محمد تقی مُذَهبّی)، نام بسیاری از آنان ثبت شدهاست.
از ابن ماکولا و نجیب الدین جرفادقانی و مدهوش و آیت تا شهپر و محمد باقر ادیب اشراق و میززا محمد باقر اعتماد، از شهاب الدین لاهوتی و عباس سرمدی و حسین کریمی لایبیدی و محمد شهیدی تا آقا محمد اسماعیل سلطانی و محمد علی سعیدی و...
در کتاب خلاصه الاشعار و زبده الافکار (تقی الدین محمد ذکری کاشانی) به شاعران قدیم جرفادقان هم اشاره شدهاست. (منبع: نشریه نسخههای خطی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران جلد ۱۰)
گلپایگان نه تنها شهر عالمان دین و فقهای بنامی چون ملا زین العابدین گلپایگانی معروف به حجه الاسلام(صاحب انوارالهدایه)، حاج ملا احمد گلپایگانی، آقا شیخ محمد گلپایگانی (که آیهالله خمینی نزد ایشان منطق خوانده است)[۳۹]، سید جمالالدین گلپایگانی، حاج شیخ محمد تقی حکیم، آقا ضیاالدین درّی، آیه الله العظمی سید محمدرضا گلپایگانی (از مراجع بزرگ تقلید شیعیان)، آیات عظام آخوند ملا ابوالقاسم قطب، آخوند ملا محمد جواد صافی (مولف مصباح الفلاح و مفتاح النجاح)، حاج آقاعلی (از شاگردان برجسته آیه الله بروجردی و مولف المحجة فی تقریرات الحجة...)، حاج آقا لطف الله (صاحب کتاب پرارج منتخب الاثر / ضرورة وجود الحکومة او ولایة الفقهاء فی عصر الغیبة...)، حاج میرزا ابوالقاسم محمدی، حاج آقا رضا و حاج آقاعلی قاضی زاهدی (نویسنده بدر و هلال و زبده التفاسیر...)، حاج افتخاری و علی ربانی گلپایگانی (مولف ایضاح المراد فی شرح کشف المراد و درآمدی بر علم کلام)،... است ـ
علاوه براین ـ زادگاه هنرمندان و خوشنویسان نامی هم هست.
هنرمندان و خوشنویسانی چون احمد بن محمد مهدی جرفادقانی، محمد بن اسماعیل موسوی گوگدی جرفادقانی، محمدحسین بن آقاعباس گلپایگانی، نصیر بن حاج حسین جرپادقانی، محمد رضا صافی خاتم کار (یکی از شاگردان صنیع الخاتم)، طاهر صافی (خوشنویس)، محمد لوطی (استاد سُرنا)، احمد سرور (فرزند نوازنده تار کربلایی یدالله گوگدی)،[۴۰] حمید مرجانی که ۴ سال شاگردی اسدالله ملک را کرده و ویلن را زیبا مینوازد، گلریز [۴۱](محمد علی) گلپایگانی، اکبر گلپایگانی که در برنامه گلها، با بنان و عبدالوهاب شهیدی و فاخته، گل میکاشت ـ وامثال پیرنیا و محجوبی به هنر وی درود می فرستادند هم، هست. [۴۲]
گلپایگان تنها خاطره ابوالشرف ناصح بن ظفر جرفادقانی که ملک الشعرای بهار قلمش را ستوده و ترجمه اش را از تاریخ یمینی بسیار فصیح و پرمایه معرفی نموده، [۴۳]، به همراه ندارد،[۴۴] تنها خاطره بزرگانی چون لسان الذاکرین محمدحسن بن حسینعلی آقابابا جرفادقانی (نویسنده کتاب احسن المجامع)، حیدر علی بن محمد علی بیگ ضیاءالاطباء گلپایگانی (نویسنده هدایة الطالبین) را بهمراه ندارد، جایگاه بزرگترین تلسکوپ ایران ( تارا ) و مبتکرانی مانند سید حسن شریفزاده، ایمان افتخاری (که در زمینه تئوریهای مربوط به گِرهها در ریاضیات کار کرده اند)، مهدی توکل (فرزند حسن آقا توکل)، مقدسی، عفت امامیان، محمد خوشنویسان و دیگر نخبگان ریاضی، هم ـ هست.
شهر فرزانگانی چون طایر جرفادقانی،[۴۵] دکتر عبدالله معظمی، مهندس سیف الله معظمی،[۴۶] میرزاعبدالحسین طبیب، حکیم جلالی، کربلائی مهدی عظیمی معمار، دکتر محمود اشراقی، دکتر مصطفی حبیبی، دکتر علی عمیدی استاد ریاضیات و آمار و مولف کتاب ُپرارج ِ « نظریه نمونه گیری »، استاد علی وکیلی، که علاوه بر ریاضی به شاگردانش درس وفا میآموخت...
دکتر فضل الله اکبری (پدر حسابداری ایران)[۴۷]، هم هست.
«میر انجم» (میرزامحمد رحمانی)، که سرودههای او دست مایه کار نوازندگان و مشتاقان مویسقی بود و نسخه شبیه خوانی اش از دوقرن پیش تاکنون، یکی از معتبرترین نسخ تعزیه کشور است و حماسه بزرگ کربلا را با قلمی هنرمندانه به رشته تحریر در آورده، هم گلپایگانی است.
دکتر مهرداد رواقی [۴۸](نویسنده کتب دانشگاهی بیماری سالک و دراکنکولوس، بیماری جذام، علل سرطانها...)، دکتر محمد حسن خالصی پزشک عالیقدر ایران (که یکبار به کمک حلزون به یک ناشنوا قدرت شنیدن داد)، دکتر صافی (چشمپزشک بزرگ کشور)، دکترمصطفی میرزا بیگی (از پیشگامان دندانپزشکی و عضو اولین هیئت مدیره انجمن ارتدنیستهای ایران)، دکتر محسن آنی، دکتر حسین جعفری (که با استفاده از عصاره آبی سیر Allium Sativum L موفق شد داروی موثری برای ضربان قلب بدست آورَد)، علیرضا و حسین ندیمی [۴۹]که در زمینه زمینشناسی گلپایگان به تحقیق پرداخته اند، مصطفی یاوری (که در سنگ نگارههای محوطه رباط سرخ گلپایگان کند و کاو کرده است)، دکتر مینو شهیدی مولف کتب «هماتولوژی پایه از خونسازی تا هموگلومینوپاتی»، «لکوسیتها و بیماریهای خون» و «درسنامه جامع علوم آزمایشگاهی»، دکتر فتانه عمیدی، دکتر خسرو بزرگی، دکتر نسرین معظمی که در سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران فعالیت دارند، جواد نکونام فوتبالیست، بهرام مشیری (نویسنده کتاب «از آتن تا هیروشیما»، که به فیزیک اتمی و مصیبتهای وارده در هیروشیما و ناکازاکی میپردازد، ابوالفضل گلپایگانی (نویسنده کتاب فرائد)، از مبلغین سرشناس بهائی که به لقب ابوالفضائل شهرت دارد، حسین ابراهیمی الوند [۵۰] مترجم کتب کودکان، آقا رضا تاجداری، و دهها انسان شریف دیگر، همه زاده این شهر هستند.
نقش دکتر عباسعلی زالی در مرکز آمار ایران و پردیس کشاورزی و منابع طبیعی، سیف الله ابراهیمی در داخلی سازی قطعات سایپا، علیرضا معظمی (اولین مهندس برق شهر)، منصور معظمی در توسعه صنعت نفت و پیشرفت صنایع پتروشیمی، محمودی، هاشمی و...در سایپا پیستون و، نقش محسن رادنیا که تلاش کرد گلپایگان یکی از تأمین کنندگان قطعه برای شرکت مگاموتور از گروه خودروسازی سایپا باشد، پوشیده نیست.
گلپایگان، شهر گلها، شهر هنرمندان بنامی چون میرزا اسدالله خان قدسی، َکلا (کربلائی) یدالله تار زن، «حیدر بافقلی» (حیدر باب خلیل)، استاد ُمَسلم ِ َضرب، «رجب َعلی قناد» (خاتم کار نامی)، استاد حیدر قاشق تراش، «استاد حبیب الله یادگاری»، (معلم محمد و علی مختاری)، عندلیب تولایی، محمد کرمی (که نقاشیهای زیبایش براستی شعر و رقص رنگها است)، حسن برازنده ویولونیست، مصطفی منصوری خطاط، احسان جمالی منیاتوریست و حیدر نیکنام منبت کار...هم هست.
وقتی کربلائی یدالله گوگدی تار زن درگذشت، درشهر گلپایگان ولوله شد. مردم او را دوست داشتند و روی حنازه اش ُگل و َشبدرمی ریختند که تر ُگل و َورُگل بماند.
به دلیل صداقت و پاکی استاد بزرگ ضرب «حیدر بافقلی» (حیدر باب خلیل)، حتی ُعلمای شهر نیز به او احترام میگذاشتند.
او روزی از روحانیونی که به نام دین و مذهب، شادی و موسیقی را هم بر مردم حرام میکنند، میپرسد: شما که اینقدر حلال و حرام میکنید لطفاْ بفرماپید که آیا پوست حیوانات هم حرام است؟
جواب میشنود که نه، حرام نیست. دومرتبه سئوال میکند: چوب چی؟ میگویند نه حرام نیست. حیدر بافقلی ادامه میدهد: خب پوست و چوب با هم چی؟ پرسششوندگان که دست این هنرمند مردمی را نمیتوانستند بخوانند میگویند: خیر حرام نیست حرام نیست.
در این هنگام پیر موسیقی، حیدر بافقلی (باب خلیل) گلپایگانی ؛ از زیر لباسی که پوشیده بود ؛ ضربش را در میآورد و... د بزن... حالا نزن و ِکی ِبزن...
...
برادران مختاری، (علی و محمد)، هردو با استاد کمال الُملک، نزدیک بودند.
محمد مختاری هنگام فروش یکی از آثار خود با کمال الملک آشنا میشود و استاد از او دعوت میکند که به مدرسه صنایع مستظرفه برود. اما محمد مختاری که عازم عتبات بوده فقط آدرس خود را به استاد کمال الملک میدهد و پس از آن ایران را ترک میکند.
استاد کمال الملک پس از مدتی نامهای به گلپایگان میفرستد و از او دعوت میکند، در این ضمن برادرش علی مختاری که برای اجرای تصاویر تخت جمشید به تهران آمده بود، بجای برادرش محمد به حضور کمال الملک میرسد و پس از آزمونی کمال الملک از او میخواهد که استادی منبت مدرسه صنایع مستظرفه را بپذیرد و در ضمن به او توصیه میکند که طراحی بیاموزد.
میرزا علی مختاری به استادی فن منبت کاری مدرسه صنایع مستظرفه پذیرفته و به عنوان اولین معلم این هنر شناخته شد. علی مختاری تا زمانی که استاد کمال الملک در مدرسه صنایع مستظرفه حضور داشت، با این مدرسه همکاری نمود. این هنرمند نامی که حدود صد سال عمر کرد، حدود سیصد اثر خلق کرده که غالب آن آثار، از ایران بیرون رفته است!
[ویرایش] پانویس
- ↑ در گلپایگان این نظر شایع است که گویا خشایارشاه در نبرد با یونانیان مردم شهر را به یاری میطلبد و حاکم شهر در پاسخ وی که میپرسد:
«گلپایگان چه تعداد نیروی نظامی میتواند در این لشگر کشی داشته باشد؟»
پاسخ میدهد دویست هزار نفر.
برخی ادعا میکنند در این مورد در موزه شیراز سندی موجود است که نیاز به بررسی دارد. - ↑ امامقلی خان از سرداران جنگی و حاکمان زمان شاه عباس یکم صفوی است. او فرماندار (بیگلربیگی) ایالت فارس و بوشهر و بحرین بود. ایرانیان به فرماندهی او (و با کمک انگلیسیها) پرتغالیها را از منطقه هرمز بیرون کردند. پس از مرگ شاه عباس جانشین او شاه صفی، امامقلی خان را با سه پسرش از فارس احضار کرد و در قزوین بناجوانمردی سر برید.
- ↑ دکتر عبدالله معظمی در سال ۱۲۸۸ در گلپایگان به دنیا آمد. در سال ۱۳۰۹ به فرانسه رفت و در دانشکده حقوق پاریس به اخذ دیپلم دکترای حقوق نایل گردید. پس از بازگشت به ایران به عضویت وزارت و سپس به دانشیاری کرسی حقوق بینالملل خصوصی در دانشگاه تهران برگزیده شد و به تدریس پرداخت. پس از پنج سال توقف در دانشیاری، در سال ۱۳۲۰ به رتبه استادی ارتقاء یافت و در همان زمان به معاونت دانشکده حقوق منصوب شد. در مجلس چهاردهم نمایندگی مردم گلپایگان را بر عهده داشت.
در سال ۱۳۲۴ که یک اقلیت چهل نفری به رهبری دکتر محمد مصدق بر ضد حکومت صدرالاشراف تشکیل شد دکتر معظمی یکی از اعضای آن بود. او در دوره پانزدهم نیز به نمایندگی گلپایگان به مجلس راه یافت. در آخرین روزهای مجلس پانزدهم، هنگامی که دولت ساعد مراغه ای لایحه قرار داد الحاقی نفت را به مجلس تسلیم کرد با این امید که نمایندگان با توجه به کمی وقت آن را هر چه زودتر تصویب کنند، حسین مکی به عنوان مخالف شروع به صحبت کرد. نطق مکی چند جلسه به طول انجامید و تاریخ پایان دوره پانزدهم قانونگذاری نزدیک میشد. روز دوم مرداد ۱۳۲۸ سردار فاخر حکمت رئیس مجلس در اثر فشار اکثریت تصمیم گرفت موضوع ادامه نطق مکی را به رای مجلس واگذار کند. وکلای اکثریت نیز بر اساس قرار پنهانی با دولت قرار بود به محدود کردن سخنرانی نماینده اقلیت رای بدهند. در این هنگام حادثه ای روی داد که نقشه دولت و اکثریت را نقش بر آب کرد و آن اعتراض شدید دکتر عبدالله معظمی بود. دکتر معظمی پیش از آنکه سردار فاخر اعلام رای کند فریاد زنان خطاب به رئیس مجلس گفت:
«بدبختترین ملت کسی است که اراده خودش را در موقع اظهار نظر از دست بدهد و بزرگان قوم مثل مرده روی صندلیها بنشینند و در مسائل ابتدائی این طور اظهار نظر کنند. آقای رئیس مجلس شورای ملی، حق ملت در بین است. اجازه بدهید. این وضع مجلس طوری مرا متشنج کرد که من ناچار شدم در اینجا وظیفه نمایندگی خود را که نماینده یک شهرستان فقیر، گرسنه و بیچاره و بالاخره نماینده یک ملتی هستم که من خودم در خوزستان جز تراخم، جز پا برهنگی، جز بیچارگی هیچ چیز ندیدم انجام دهم.»
اگر دکتر عبدالله معظمی کوتاه آمده بود، رای اکثریت واگذار میگردید و سرنوشت قرارداد الحاقی غیر از این میشد که شد.
در مجلس شانزدهم نیز هنگامی که وزیر دارائی کابینه رزم آرا قرارداد الحاقی را پس گرفت، دکتر معظمی به شدت او را مورد حمله قرار داد و باعث متزلزل شدن دولت سپهبد رزم آرا گردید.
دکتر معظمی در سال ۱۳۳۰ یکی از اعضای هیئت مختلط مامور خلع ید از شرکت نفت بود. وی با جان ودل از دولت دکتر محمد مصدق پشتیبانی میکرد و در هر موردی رای موافق به کابینه محمد مصدق میداد. دکتر معظمی در انتخابات دوره هفدهم مجلس نیز از گلپایگان به نمایندگی انتخاب شد. دکتر معظمی پس از کودتای ۲۸ مرداد مدتی مخفی بود و شغل خود را در دانشگاه نیز از دست داده بود، اما در نهضت مقاومت ملی فعالیت میکرد. در نتیجه در اردیبهشت ۱۳۳۴ بازداشت شد و همراه چند تن از سران جبهه ملی به جنوب تبعید شد.
دکتر عبدالله معظمی همراه با دیگر آزادیخواهان در شرایط سخت در زندان برازجان هم بردند.
وی در سال ۱۳۵۰ در سن ۶۲ سالگی در اثر سکته قلبی درگذشت. دکتر عبدالله معظمی در شمار ۱۲ استاد دانشگاه بود که بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در معرض آزار و اخراج قرار گرفتند.
مهندس مهدی بازرگان، دکتر عبدالله معظمی، دکتر یداله سحابی، دکتر جناب، دکتر کریم سنجابی دکتر آل بویه، دکتر نواب، دکتر عابدی، دکتر محمد قریب و مهندس حسیبی
جرم دکتر معظمی و دیگران این بود که با لایحه کنسرسیوم و کودتا علیه دکتر محمد مصدق مخالفت کردند. (سرنوشت یاران دکتر محمد مصدق / تالیف عبدالرضا هوشنگ مهدوی /نشر علم) - ↑ در گذشته اعتیاد به مواد مخدر و ریاکاری و بزهکاری اجتماعی برخلاف امروز که خیلیها را به دریوزگی و خاک سیاه نشانده، انگشت شمار بود و درس و تحصیل و کسب معرفت ارج و قرب داشت و اهل دانش و فضل غریب و تنها نبودند.
- ↑ گلپایگان، آموزش و پرورش پویایی داشته است. (از مکتب خانههای قدیم بگیر تا تا دبستان و دبیرستانهای جدید و تاسیس دانشسرای مقدماتی)
دانشسرای مقدماتی گلپایگان در ارتقای فرهنگ شهر، نقش مهمی داشت.
با تلاش دکتر عبدالله معظمی (همدم و همراه دکتر محمد مصدق و یکی از اعضای هیئت مختلط مامور خلع ید از شرکت نفت)، از یازده دانشسرای مقدماتی ایران که غالباً در مراکز استان بود، یکی در شهرستان کوچک گلپایگان تاسیس شد. با تاسیس دانشسرا نه تنها فرهنگ گلپایگان رشد کرد و به لحاظ معلم خودکفا شد، شهرهای اطراف را هم زیر پوشش گرفت. شماری از فرهنگ ورزان شریف شهر، از همین دانشسرای مقدماتی فارغ التحصیل شدند. یاد معلمین فرهیختهای بخیر که کانونی از آتش بودند و چون شمع، روشنی بخش محفل دیگران: علی وکیلی، رضا تاجداری، فرج الله شریفی، مرتضی شهیدی، اشفعی، منوچهر خالصی، حسین افتخاری، محمد رضا سعیدپور، میرزا باقر اشراقی، حسن برازنده، جواد تاجداری، قاضی زاهدی، مرتضی امینی، اثنیعشری، محمد کرمی، حسین عمیدی، اردشیری، ناصر حسنزاده، علیاصغر صافی، بهرام حجتی، حسن وزیری، هوشنگ اشراقی، صفایی، اکبر افاضلی، حسن صلواتی، خوشنویسان، عباسعلی عباسی، محمدباقر محمدی، محمد مختاری، حسن موسوی، حسن نوربخش، محمد مهدی نوروزی، علی اکبر جعفری، میرزا علی نوری، جعفر توکلی، حسن جابری، محسنی، ناظمی،...ذوالمجد، جوادخان معظمی، سید حسین اطیابی، انصاری، سجادی، نیایش، جلالی، خانم فاطمی، خانم سعیدی، خانم شهریاری... و خیلیهای دیگر که بذر نیکو کاشتند...یاد باد آن روزگاران، یاد باد. - ↑ آنچه در هفده تن به عنوان موزه معروف شده، اولاً بیشتر اوقات بسته است و ثانیاً به معنی واقعی کلمه موزه به حساب نمیآید و به گسترش و غنای بیشتر نیاز دارد.
- ↑ علیرغم روند پیشرفت رسانههای جمعی، هیچ چیز جایگزین کتاب نشدهاست.
امید است کتابخانه مرکزی گلپایگان (کتابخانه آیت الله محمدی گلپایگانی) که بیتردید به غنای فرهنگ مردم خواهد افزود، هرچهزودتر سر و سامان گیرد. این کتابخانه دارای ظرفیت بیش از ۳۲هزار نسخه کتاب است و در زمینی به مساحت یک هزار و ۴۲۵متر مربع احداث شدهاست. - ↑ مقاله شکار گنج در مسجد، به ارزیابی نظرات باستانشناسان آلمانی که به گلپایگان آمدند، میپردازد. Schatzsuche unter der Moschee
- ↑ نویسنده کتاب مرآة البلدان درباره مسجد جامع گلپایگان نوشته است:
«گنبدی رفیع و ایوانی منیع داشته. حالا ایوان خراب و گنبد باقی است» - ↑ ارمغانهای ایران به جهان معماری ـ استاد محمد کریم پیرنیا
- ↑ چارسو. (اِ مرکب ) جائی که چهار بازار در آنجا منشعب شوند. (برهان ). بازاری که هر چهار طرف راه داشته باشد. (آنندراج ). نام آن جای از بازار که به هر چهار طرف راسته و دکانها راه دارد. (ناظم الاطباء). چهارسوی. چهارسوق. بازاری که از چهار طرف بیرون شو دارد. جائی که چهار بازار از آنجا گذرد:
که دارد دکانی در این چارسو
که رخنه نیارد ز بسیار سو. (لغت نامه دهخدا) - ↑ یک معنی بازار، «باز ـ آر» است. یعنی در برابر پول یا کالایی که میدهی، بازبیآور و کلاه سرت نرود. (باز - آر)
بازار به عنوان اسم مکان به معنی محل خرید و فروش کالا هم هست و با وجود آنکه این واژه امروزه بیشتر در باره بازارهای دائمی، اصلی و قدیمی شهرهای تاریخی به کار میرود، در گذشته معنای گسترده تری داشته است. بازار با کیفیت تجاری و معماری خاص آن با آن به مرور از شهرهای پررونق ایرانی به شهرهای تجاری دیگر جهان نیز راه یافته است.
واژه بازار بسیار کهن است. بازار در فارسی میانه به صورت «وازار» و با ترکیبهایی مانند وازارگ (بازاری) و وازارگان (بازرگان) به کار میرفته؛ و در پارتی به صورت «واژار» مورد استفاده قرار گرفته است. - ↑ گلپایگان در آئینه تاریخ، فیروز اشراقی (همایون)
- ↑ اگرچه در کتیبه عربی بقعه ۱۷ تن، کلمه «قهرمان» آمده، اما این واژه در اصل فارسی است. در زمان عباسیان و...هم در متون عربی و القاب به کار رفته است. وکیل یا امین دخل و خرج
- ↑ آشیخ دیگری هم بود که کفشها را واکس میزد و مردم دوستش داشتند.
- ↑ نیکوس کازانتزاکیس نویسنده فقید یونانی که کتب «زوربا» و «مسیح بازمصلوب»...را نوشته، رمانی دارد به نام «فرانسیس اسیزی» (سرگشته راه حق)
St. Francis of Assisi, Φτωχούλης του Θεού. توصیف کازانتزاکیس از فرانسیس اسیزی در کوه، یادآور باب شیخ، گوشه و «دره شهیدان» است. - ↑ صدای گلپایگان، توسعه پایدار و حفظ محیط زیست حوضه رودخانه گلپایگان
- ↑ رودخانه قمرود در اصل اناربار است.
این رودخانه که به نامهای گل افشان، اناربار، لهل رود و لعل بار نیز معروف است، از زردکوه بختیاری سرچشمه میگیرد و پس از طی ۲۸۸ کیلومتر به دریاچه نمک میریزد. این رودخانه در ابتدا به نام دربند معروف بود و در محل اختهخون در جنوب باختری گلپایگان سدی بر روی آن احداث شدهاست. قمرود (اناربار)، در محدوده شهرستانهای گلپایگان، خمین، محلات، دلیجان و قم جاری است و اراضی این نواحی را آبیاری میکند. به اعتقاد مردم گلپایگان نام واقعی قم رود، اناربار است و به همین دلیل روی تابلوها، قمرود را خط زده و اناربار نوشته اند.
برخی از قمیها میگویند انار در اصل اناربار بودهاستبعد از آن اختصار کردند در او و گفتند انار، و انار اسم وادی قم بوده وبار اسم کنار وادی - ↑ کبوترخانهها اعجاز معماری ایرانی - دکتر حبیب الله متحدین
- ↑ سیمای فرزانگان - مهندس علیقلی بیانی، فرزانهای از جنس آب. علی اکبر جعفری (صدای گلپایگان)
- ↑ «بعد از ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ به سبب همکاری با دولت ملی دکتر محمد مصدق، زندانی شدم و بعد از چند ماه آزاد شدم و در اواخر بهمن سال ۱۳۳۲ بر طبق قراردادی با شرکت آبیاری گلپایگان که وابسته به بنگاه آبیاری و سازمان برنامه بود، مدیریت فنی ساختمان سد اختوان را بر عهده گرفتم. این سد اولین سد مخزنی ایران بود. این سد از جنس سنگ و ارتفاع آن از کف رودخانه ۵۱ متر و سطح دریاچه آن ۱۹۸ هکتار و طول منحنی آن ۷ کیلومتر و عرض سد در کف ۲۲۰ متر است. هنگامی که من مسؤول سد اختوان شدم، تونل آبگیری و بخش بزرگی از کارهای بدنه ریزی خودسر انجام شده بود. برای ادامه کارها دچار سه مشکل اساسی شدم. اول اینکه جاده دسترسی به کارگاه با بالا آمدن آب سد زیر آب رفت و ارتباط ما با گلپایگان قطع شد و این در حالی بود که تمام مایحتاج ما از جمله غذا و نفت و... باید از گلپایگان میرسید. مشکل دوم این بود که برخلاف اصول ابتدایی سدسازی، محل آبگیری از سد در پایینترین افق مخزن قرار داشت و، مشکل سوم این بود که طبقات سنگی محیط بر تونل به وسیله تزریق ملاط سیمانی مناسب آب بند نشده بود. لذا به محض آبگیری مخزن فوران آب از درزهای جدار بتنی تونل چنان شدید بود که انجام کار درون تونل برای نصب لولههای فلزی و شیرها مطلقاً میسر نبود. علاوه بر این زندگی عادی در آنجا از هر حیث موجب نگرانی بود. حتی یک کمک پزشک نداشتیم. دارو و درمان اصلاً مطرح نبود. امنیت جانی هم نداشتیم. چون گرگ گرسنه فراوان بود. شبها گرگها وارد حیاط خانه من میشدند وحتی دو تا از سگهای مرا دریدند و شبها جرأت نداشتیم از خانه بیرون برویم.»
مهندس علینقی بیانی (خاطرات سد گلپایگان) - ↑ دریاچه سد مخزنى شهرستان گلپایگان ۶۰ سال قدمت و به عنوان نخستین سد مخزنى خاکى کشور به دلیل تداوم برودت هوا در اواخر دی ماه سال ۸۶ (منهاى ۲۳ درجه) یخ زد. یخ زدگى دریاچه ۴۵ میلیون مترمکعبى سد گلپایگان طى سالیان گذشته بسیار کم سابقه است.
- ↑ گزارش ارزیابی تفصیلی ایمنی و پایداری سد گلپایگان، مهندسین مشاور مهاب قدس، مرداد ۱۳۷۴
- ↑ از روی سنگ نگارهها میتوان به سیر تکاملی خط پی برد و بسیاری از حلقههای مفقوده در تکامل هنر به وسیله این سنگ نگارهها نمایان میشود. محسن جمالی
- ↑ کلیه فعالیتهای تبلیغاتی برای شیر و محصولات شیری به منظور هدفمند شدن هرچه بیشتر این تبلیغات از طریق خانه شیر هر کشور انجام میشود.
خانه شیر محلی برای جمع آوری اطلاعات و نتایج تحقیقات علمی از سراسر دنیا در رابطه با شیر و فرآوردههای شیری و انتقال آن به صنعت لبنیات کشور است و از این طریق فعالان این صنعت و متخصصان علوم تغذیه، سلامت و مصرف کنندگان از آخرین اطلاعات علمی روز دنیا بهره مند میشوند.
خانه شیر از طریق تحقیق بازار و مشتری و آنالیز اطلاعات و داده ها سبب توسعه تولید و همچنین مصرف محصولات لبنی میشود.
در انگلستان خانه شیر، نزدیک به صد سال پیش شکل گرفته است و در کشور ما که سالانه بیش از هشت میلیون تن شیر تولید میشود (و فقط در گلپایگان هزاران تن) ـ برای خیلیها معنی و مفهوم «خانه شیر» از عجایب است ! - ↑ امامزاده ابراهیم یکی از محلاتی بود که آخر هفته (بخصوص وقت گرمک ها) بیشتر مردم راهی آنجا میشدند. پیرمرد محترم و خوش صوتی هم بود به اسم آقای صمدی، که مدام با آواز خوش داستان قطامه (یکی از دشمنان امام علی (ع) را میگفت و میخواند زن نگو، بلا بگو، تو درد بی دوا بگو...
- ↑ قدیما و ولایتمون. سایت آخاله http://www.akhale.blogfa.com/
- ↑ انواع نان در گلپایگان:
از خاطرات آمحرضا http://www.yadovir.blogfa.com/post-58.aspx- نون شاته: یه نونی مثل تافتون اما نازک تر و بزرگتر. این نونا خشک میکنند و تو صندوقای مخصوص ذخیره میکنند بخ مصرف ماهیانشون.
- گِرده (Gerde): این نون گارسی (یه ذره) کلفته مثل بربری ولی به درازی اون نیس. (بعضی وقتا روش زرده تخم مرغ و زرد چوبه و... میزنند تا..."دلدون آب شه").
- آرتی (آردی): که همون گردهاستولی قبل از پخت تو آرد میزنند تا قوّتش بره بالا.
- تاس خشک ( تازه خشک): این نون با کمی ضخامت آخر پخت در تنور میگذارند تا مغز پخت بشه.( آخ که با یه زا ماس کیسه روش از 100 تا پیتزا بیشتر مزه میده).
- بابلو: همان نان شیر مال ولی مخصوص به شهر خودمون.
- دو آتیشه: بعضی اوقات خمیرهایی که در تنور حیف و میل میشود را باز خمیر کرده و تبدیل به نان میکنند خوشمزگی این نان باعث شده برخی حتی نان سالم یا دور ریزها ی کنار نان را جدا کرده و با آن نان دو آتیشه درست کنند.
- کوله: عمداً گوله خمیر را در تنور میاندازند تا پخته شود. یه چیزی مثل نون همبرگر
- املی (Amali): این نون را که تقریبا کلفت است اول تنوری که هنوز تنور گرم نشده میپزند و برای صبحونه نونواها استفاده میکنند.
- شویر نمینی (Shooar namini): این دیگه آخرشه.از اونجا که بیشتر پخت نون بر عهده زنان بوده، این نون که مثل باگته رو زنان میپختند و دور از چشم شوهرانشون اونو میخوردند. حالا میفمیم که این زنا چرا اینقد علاقه به نون باگت دارند.
- ↑ http://golpakade.blogfa.com/ وبلاگ ارزشمند «گلهای گلپایگان» که با تلاش جوانان فرهیخته و هنرمند شهر بهروز میشود، در نوع خودش کم نظیر است..
- ↑ آدرس دانشکده فنی مهندسی گلپایگان
گلپایگان، بلوار معلم، کیلومتر یک جاده خمین
ایمیل: info@gut.ac.ir
وب سایت:www.gut.ac.ir - ↑ متن تلگراف علمای عراق (اراک) این است:
"به خاک پای اعلیحضرت اقدس همایونی به شرف عرض اقدس میرسانیم، هنگام بروز مشروطه نهایت تحسر حاصل گشت،
اکنون که تلگراف مبارک حضرت اجل وزارت داخله مشعر بر قلع و قمع اشرار (مشروطه خواهان) و رفع این افسانهها بود، قاطبه انام مرده بودند زنده شده اند.
خصوصا اهل کمره و گلپایگان که منجوق عیش و طرب را بر افروخته چراغان مفصل و شادیهای کامل، تماما به یک آواز عرض مینمایند:
زنده باد شاهنشاه، پاینده باد استبداد
لیلا و نهارا متشکر بوده."
در انتهای تلگراف نام اشخاص زیر آمده است: محمد جواد – وکیل الرعایا – میرزا ابوالقاسم – صدر العلما – جناب آقا میرزا هاشم – افتخار العلما – آقا میرزا محمود. - ↑ فتوای حذف دکتر سلیمان برجیس به آیت الله العظمی غروی کاشانی نسبت داده شده است. آیت الله العظمی غروی نخستین شخصیتی که در کشور پیوند بین حوزه و دانشگاه را ایجاد کرد
- ↑ «به نمایندگی از طرف آیهالله بروجردی به شهرستانهای فیروز کوه، چهار محال بختیاری، فریدن و داران از توابع اصفهان و همچنین وادغان از توابع کاشان - که مرکز سران بهائیت و تبلیغات گسترده آنان بود. - هجرت کردم.
در وادغان کاشان جلسه مصاحبه و پرسش و پاسخ قرار دادم. نتیجه آن شد که بسیاری توبه کرده و به دامن اسلام برگشتند و یکی از سران بهائیت به نام دکتر برجیس به دست مسلمانان کشته و آن گروهک فریب خورده تضعیف و نابود شدند.» آیهالله احمد علی احمدی (مصاحبه با سید محمد سجادی)[۱] - ↑ دکتر محمد تقی دامغانی، در کتاب «جامه آلوده در آفتاب» ـ ضمن اشاره به قتل دکتر برجیس، نام «رسولزاده» (عامل اصلی قتل) را رسولی نوشته است.
- ↑ ویژه نامه شهید نواب صفوی و شهدای فدائیان اسلام/74
- ↑ آقای سیداصغر ابنالرسول، در مقاله « فدائیان اسلام در کاشان»، که به مناسبت پاسداشت پنجاه و چهارمین سالگرد شهادت نواب صفوی و یارانش نوشتهاند: ضمن دفاع از قتل دکتر سلیمان برجیس آورده است:
سلیمان برجیس طبیب نبود یعنی درس نخوانده بود که به طبابت برسد...البته او پسری داشت به نام دکتر ناصر برجیس که طبیب مخصوص دربار شاهنشاهی آن زمان بود. ضمناً یک داروخانهای در «درب گلان» بود که این داروخانه را «داروخانه خرمی» میگفتند و فردی بهایی بود و با همدیگرهمدست بودند و مسلمانانی که میخواستند علیه بهائیت قیام کنند اگر مریض میشدند و به سلیمان برجیس و یا این داروخانه خرمی مراجعه میکردند او را میکشتند. در حقیقت این دکتر و داروخانه، مسلمانکش بودند. - ↑ منطقه عربستان در گلپایگان را مهردشت هم میگویند. یکی از روستاهای منطقه مهردشت روستای گلدره است. این روستا از طرف غرب به روستای اشن و از شرق به روستای خیر آباد و از طرف جنوب به محدوده فریدن و از طرف شمال به محدوده روستای دماب محدود است.
- ↑ حسن مرسلوند، زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، جلد اول، صفحه ۳۲۰
- ↑ زندگینامه آیهالله خمینی به روایت خودشان.
گویا شناسنامه آیهالله خمینی نیز در گلپایگان توسط آقای صفری نژاد رئیس اداره آمار ثبت گلپایگان، صادر شده است. - ↑ سرنای جاندار محمد لوطی و تار محزون احمد سرور و تصنیف زیبای «گل پری جون...» در خاطرهها باقی است.
- ↑ محمدعلی گلپایگانی معروف به گلریز خواننده سرودهای انقلابی و خاطرهانگیز، برادر اکبر گلپایگانی است.
سرود معلم که در مورد آیه الله طالقانی است و سرود «خجسته باد این پیروزی» که بعد از فتح خرمشهر اجرا شد، کار گلریز گلپایگانی است. - ↑
آقای هادی خرسندی لابلای یکی از اشعارش به اکبر گلپایگانی اشاره میکند. البته بر خلاف شعر زیبای ایشان، این خواننده شهیر در گلپایگان نیست.
اگر آواز اکبر را کسی خواست
سحرگه عازم گلپایگان شد - ↑ تاریخ یمینی «یکی از کتب بسیار فصیح و پرمایه زبان فارسی است که بسبک عصر خود تحریر یافته است و از حیث فصاحت و استحکام پایه و پرمایگی با اصل تازی برابری میکند. از حیث سبک تقلیدی از کلیله ودمنه و شیوه نصراللّه منشی است با این تفاوت که گاه بگاه صنعت سجع در آن بکار رفته است.» (سبکشناسی ج ۲ ص ۳۸۶)
- ↑ کتاب تاریخ یمینی اثر «ابونصر محمد بن عبدالجبار عتبی» (م ۴۲۷ هه.ق) است. وی مدت طولانی در دستگاه ابوعلی سیمجور و ناصرالدین سبکتگین به سر برده و چندی هم سمت نیابت شمع المعالی قابوس را در خراسان داشته و مدتی در نیشابور نزد امیر نصربن ناصرالدین سبکتگین سپهسالار خراسان به سر برده است. کتاب تاریخ یمینی در شرح سلطنت سبکتگین و سلطان محمود است که سال ۴۱۲ نوشته شدهاست. عتبی بسیاری از حوادث اواخر عهد سامانی را به مناسبت، در کتاب خود آورده و آن اطلاعات نیز بسیار سودمند و مفید است. وی از دانشمندان خراسان و معاصر دقیقی، فردوسی، عنصری و فرخی بوده است. عتبی تاریخ یمینی را به زبان تازی به خواهش امیر جلال الدوله ابواحمد، محمد، ولیعهد سلطان محمود غزنوی نوشت.
مترجم تاریخ یمینی، «ابوالشرف ناصح بن ظفر جرفادقانی» (گلپایگانی) است که معاصر سلطان طغرل، آخرین ملوک سلجوقی عراق بود؛ بعد از کشته شدن طغرل، جرفادقانی در خدمت ابوالقاسم علی بن حسن بود و به امر او تاریخ یمینی را از عربی به پارسی ترجمه کرد. وی از دبیران بنام دوره سلجوقی بوده و در نظم و نثرِ دو زبان عربی و فارسی ماهر و استاد بوده است.
جرفادقانی در دیباچه ترجمه یمینی از دو مجموعه از اشعار خود بنامهای روضه الحزن و شعله القابس یاد میکند و از تالیفات خود به کتاب تحفه الافاق فی محاسن اهل العراق که ظاهراً تذکره شعرا و کتاب تراجم احوال جمعی از بزرگان عراق است، اشاره دارد.
مذهب جرفادقانی مانند اکثر دانشمندان و مردم هم عصر خود مذهب تسنن داشته و در آن سخت متعصب بوده و با روافض و علویان مخالفت داشته است.
دیباچه این کتاب که ابوالشرف ناصح بن ظفر جرفادقانی نوشته، گزچه با لغات عربی همراه است، یکی از زیباترین دیباچههای زبان فارسی است.
- ↑ طایر جرفادقانی (آقا سیدمحمد) اهل ذوق و عرفان بود و در سفر مکه ٔ درگذشت، این چند بیت از اوست:
اگر گویم ز عشق گُل فغان آموز شد بلبل
خطا باشد که این نسبت بود بی اصل وبی مبدا
نه بلبل عاشق گُل شد نه گُل معشوق بلبل شد
گل و بلبل شده هریک به روئی واله و شیدا
هر آن کس زنگ بزداید ز مرآت ضمیر خود
ببیند جمله هستی را به ذکر ایزد یکتا
همه عاشق به روی او همه مایل بسوی او
همه خرم به بوی او و او از جمله ناپیدا - ↑ مهندس سیف الله معظمی برادر دکتر عبدالله معظمی در ۱۲۸۷ در گلپایگان به دنیا آمد و پس از اخذ مدرک مهندسی از انگلیس، به ایران بازگشت و در مشاغلی همچون مدیر کل امور بازرگانی بانک صنعتی و معدنی و مدیر کل فنی وزارت پیشه و هنر انجام وظیفه کرد و در دولت محمد مصدق به وزارت پست و تلگراف و تلفن منصوب شده و تا کودتای ۲۸ مرداد هم در این سمت باقی ماند.او پس از آزادی از زندان به کار خصوص روی آورد و وفات مهندس معظمی در سال ۱۳۵۶ رخ داد. (سرنوشت یاران دکتر محمد مصدق / تالیف عبدالرضا هوشنگ مهدوی)
- ↑ دکتر فضل الله اکبری، نخستین استاد حسابداری در ایران و موسس دانشکده مدیریت و علوم اداری دانشگاه تهران است. وی با مرحوم حییم در تهیه فرهنگ لغات انگلیسی به فارسی همکاری داشت.
● برخی از آثار دکتر فضل الله اکبری گلپایگانی:
▪ حسابداری صنعتی، دانشگاه تهران، ۱۳۳۹
▪ اصول حسابداری، دانشگاه تهران، ۱۳۴۰
▪ تجزیه و تحلیل صورتهای مالی، سازمان حسابرسی، ۱۳۶۶
▪ حسابداری بازرگانی، دانشکده علوم اداری و مدیریت بازرگانی، ۱۳۵۴
▪ تهیه بودجه بازرگانی و صنعتی، ۱۳۶۵
▪ حسابداری استهلا ک، سازمان حسابرسی، اولین چاپ ۱۳۷۱، چاپ هفتم، ۱۳۸۰
▪ فرهنگ اصطلا حات حسابداری (انگلیسی- فارسی)، سازمان حسابرسی، جلد اول، ۱۳۷۶
▪ بررسی تحلیلی یا استفاده از تجزیه و تحلیل صورتهای مالی در حسابرسی، سازمان حسابرسی، ۱۳۷۹
▪ سرگذشت یک استاد و سرگذشت یک علم (مصاحبه با مجله حسابدار- مرداد ۱۳۷۲)
▪ تجزیه و تحلیل صورتهای مالی (حسابرس ۳، مجموعه مقالا ت- تابستان ۱۳۷۴)
▪ واژه سرنوشت ساز (فصلنامه حسابرس شماره ۱، زمستان ۱۳۷۷)
▪ چگونه تدریس حسابداری در دانشگاه برای اولین بار شروع شد (فصلنامه حسابرس شماره ۴ و۵، پاییز و زمستان ۱۳۷۸) - ↑ دکتر مهرداد رواقی در سال ۱۳۰۴ در گلپایگان بدنیا آمد. وی در سال ۱۳۳۹ مدرک دکترای تخصصی را در رشته بیماریهای پوست و آمیزشی از دانشگاه علوم پزشکی تهران اخذ نمود و سپس جهت آموزش دوره فوق تخصصی از طرف دانشگاه، راهی کشور کانادا گردید و مدرک دوره فوق تخصصی بیماریهای پوست و آمیزشی را از دانشگاههای لاوال کیک و مونترال کانادا دریافت کرد. پدرش از جمله سه نفر پزشکان قدیمی گلپایگان بود. خانواده پدری دکتر رواقی به طور موروثی با طب آشنایی داشتهاند.
- ↑ عنوان تحقیق علیرضا و حسین ندیمی این است:
Exhumation of old rocks during the Zagros collision in the northwestern part of the Zagros Mountains, Iran - ↑ حسین ابراهیمی الوند (الوند) در حوزه ترجمه آثار نویسندگان کودک و نوجوان، کتابهای بسیاری ترجمه و منتشر کرد. از جمله آثار او میتوان به «آکاواک» جیمز هوستون، «آخرین گودال» لوئیس سکر اشاره کرد. یکی از مهمترین فعالیتهای وی، راه اندازی خانه ترجمه بود که جریانی تاثیرگذار در عرصه ادبیات کودک و نوجوان به شمار آمد. زنده یاد حسین ابراهیمی الوند، آثاری از نویسندگانی چون جیمز هوستون، سوزان فلچر، لوئیس سکر، جمیلا گوین، دانا جوناپلی، پاتریشیا مک لاکلان، آکسل هکه، لستر دل ری، داگلاس وود، لورا اس ماتیوز، بارباراجنسن کوهن، نیک باترورث، ایوان ساوثال و فردریک فلد را به خوانندگان ایرانی معرفی نمود.
منبع: ویکی پدیا


نظرات ()
