هدف طرح:

مجموعه اقداماتی جهت توسعه، پیشرفت و آبادانی و تبدیل شدن روستا به یک روستای نمونه

 

تهیه و تنظیم: رضا گرجی

 

شهریور 1396

برای مشاهده متن روی ادامه مطلب کلیک کنید.....


 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

پیش نویس

طرح جامع توسعه رحمت آباد

هدف طرح:

مجموعه اقداماتی جهت توسعه، پیشرفت و آبادانی و تبدیل شدن روستا به یک روستای نمونه

 

تهیه و تنظیم: رضا گرجی

 

شهریور 1396

 

 

فهرست  مطالب                                                   صفحه

مقدمه4

مشکلات و وضعیت فعلی روستا، 5

ضرورتتهیه و اجرای طرح6

ویژگیهای روستاهای نمونه11

بررسی علل عقب ماندگی و توسعه نیافتگی روستا 13

علل مهاجرت به شهر   14

اقدامات مؤثر جهت  پیشرفت و آبادانی روستا15

1- ایجاد اشتغال  15

2- جذب و افزایش جمعیت  15

3- اقدامات عمرانی 16

4- اقدامات فرهنگی و مذهبی  18

الف- توسعه و بازسازی مسجد جامع  18

ب- ساماندهی و بهبود کیفیت عزاداری و مراسمها24

ج- اقدامات جهت افزایش خودباوری، امید و شور و نشاط32

5- ایجاد امکانات آموزشی، بهداشتی و درمانی 36

6- اقدامات جهت پیشرفت و اصلاح وضعیت کشاورزی 36

7- امکانات حمل و نقل 37

نحوه اجرای طرح   37

مزیتها و نقاط قوت روستا جهت اجرای طرح 41

مشکلات و موانع اجرای طرح 42

 

مقدمه

با جمع شدن افرادی که بصورت پراکنده بر سر چند مزرعه زندگی می کردند، در اطراف قلعه فعلی، درحدود 350 سال پیش روستایی تشکیل شد که به علت بارندگیهای خوبی که در آن سال نازل شد آن را رحمت آباد نام گذاری کردند. این منطقه که دارای قدمت بیش از 2000 سال است در قدیم کهنه ویران نامیده می شد. این روستاتاکنون فرازو نشیبهای زیادی را پشت سر گذاشته است. دورانهایی از رونق وآبادانی نسبی و دوران هایی با سختی، نا امنی، خشک سالی های چند ساله وقحطی (به قول رحمت آبادی ها،گرونی اول (حدود سال 1240 ش.) و گرونی دوم( سال 1290هم زمان با جنگ جهانی اول) و شیوع بیماریهای واگیردار و مرگ و میر ناشی از آنها.با گذشت زمان و پیشرفت علم و صنعت و تکنولوژی، اوضاع روستا رو به بهبود نهاد و مقداری از مشکلات روستا که مربوط به زمان قدیم بود، کمتر شد. با روی کار آمدن حکومت مقتدر، ناامنی، یاغیگری و غارت اموال مردم کاهش یافت؛ با گسترش بهداشت و درمان و واکسیناسیون، بسیاری از امراض واگیردار ریشه کن شد. گسترش ارتباطات، باعث کاهش آثار خشکسالی و مرگو میر های ناشی از قحطی وگرسنگی شد. سطح زندگی نسبت به گذشته خیلی بهتر شدولی با کاهش مشکلات قبلی، این روستا دچار مشکلات دیگری شد که در قسمت بعدی به آنها اشاره خواهد شد.

منظور از تهیه این طرح این نیست که مسئولین روستا تا کنون کار مفیدی نکرده اند و یا ندانسته اند که چه کاری باید بکنند، بلکه منظور این است که علیرغم تلاش مسئولین، مشکلات زیادی هست که هنوز حل نشده و با گذشت زمان مشکلات جدیدی به مشکلات روستا اضافه می شود. در حقیقت هدف از این طرح ایجاد یک تحول مثبت در روستاست.در این طرح سعی بر آن است که پیشرفت همه جانبه مادی و معنوی روستا را دنبال کنیم.

به دلیل اینکه این طرح توسط یک نفر تهیه شده، آن هم کسی که سی سال از روستا دور بوده، حتماً دارای نواقص، ضعفها و اشتباهاتی است؛ لذا به خاطر اینکه به قول معروف، همه چیز را همگان دانند این طرح در اختیار کلیه رحمت آبادیها قرار می گیرد؛تا کلیه هم وطنان نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را درباره آن ارائه نمایند و پس از جمع بندی کلیه نظرات، طرحی کامل و جامع و مفیدتهیه شده ودر اختیار مسئولین امر قرار گیرد. به دلیل اینکه اطلاعات کاملی از بعضی از مسائل روستا نداشتم در آن مسائل وارد نشده ام، حال اگر دوستان اطلاعاتی در باره آنها ارائه دهند، آن موارد نیز به این طرح اضافه خواهد شد.

   از کسانی که می خواهند درباره این طرح نظر بدهند تقاضا می شود کل طرح را با دقت مطالعه کنند و سپس نظرات خود را برای تکمیل و رفع نواقص آن برای ما بفرستند.

با اینکه در نگارش مطالب سعی در رعایت اختصار است ولی لازم بود به بعضی از قسمتها بیشتر پرداخته شود. همچنین در این طرح سعی شده مطالب شفاف و بی پرده بیان شود لذا اگر بعضی مطالب موجب نارحتی و رنجش خاطر عزیزی شد، پیشاپیش از همه دوستان و عزیزانهم ولایتی عذرخواهی نموده و طلب عفو و بخشش دارم. قطعاً بیان دردها و مشکلات، قبل از هرکس و بیش از شما، قلب مرا به دردمی آورد.

مشکلات فعلی روستا

      این روستا در حال حاضر در حال پسرفت و عقب گرد می باشد و وضعیت خوبی ندارد که از چند نظر مورد بررسی قرار می گیرد:

1-      روند کاهش جمعیت : می دانید که جمعیت عامل اصلی تشکیل و بقای یک روستا می باشد. جمعیت رحمت آباد در سال 1375  1400 نفر و در سال 1385 حدود1000  نفر و در حال حاضر حدود 700  نفر می باشد.جمعیت فعلی روستا نیز اکثراض افراد سالخورده هستند که اکثر آنها هیچ یک از فرزندانشان در روستا نمانده و به قول معروف با رفتنآنها درِ خانه آنها بسته می شود.

2-      مهاجرت به شهر:  همانطور که میدانید این روستا با همه مشکلاتی که ذکر شد در گذشته از ابعاد مختلف از سایر روستاهای اطراف وضعیت بهتری داشته و به عنوان مرکز دهستان، پررونق تر وپرجمعیت تر و سرآمد روستاهای اطراف بوده و روستایی مهاجر پذیر بوده که افرادی از مناطق دیگر به اینجا مهاجرت کرده اند. ولی امروزهبعضی افراد به دلایل مختلف مانند نداشتن شغل و درآمد کافی، کمبود امکانات آموزشی و درمانی و غیره از روستا به شهر مهاجرت می کنند که باعث تشدید روند کاهش جمعیت می شود. همانگونه که فرار مغزها از کشور وجود دارد این پدیده در این روستا نیز وجود دارد.

3-      درحال حاضر به دلیل خشک سالی، چند سالی است که با کمبود آب جهت کشاورزی مواجه هستیم و کشاورزی ما که کاملاً سنتی و وابسته به آب است دیگر به صرفه نمی باشد. در عصر علم و تکنولوژی، کشاورزی ما فوق العاده سنتیاست؛ ما هنوز به روش غرقابی زمینهای خود را آبیاری می کنیم، زمینهای ما پراکنده و چند تکه است، درختکاری و باغداری ما اصولی نیست و ... . 

4-      به دلایل مختلف از جمله کمبود جمعیت، این امکانات ناچیز هم که داشتیم مانند بهداری، مدرسه، بانک و ... داریم از دست می دهیم.

5-      به دلیل نبود نهادهای پرورشی، عدم امکانات مناسب جهت پرکردن اوقات فراغت جوانان، نبود تفریحات سالم و رها شدن جوانان به حال خود و دلایل دیگر تعدادی از جوانان روستا که سرمایه اصلی روستا هستند دچار مشکل اعتیاد شده اند که این مسئله تبعات منفی دیگری نیز به دنبال دارد. خیلی باعث تأسف است که کسی در اوج جوانی است و باید سرشار از شور و نشاط باشد، کسی که می توانست بهترین زندگی را داشته باشد و دستگیر پدر و مادر باشد، دچار فلاکت و سختی شود و بشود سربار خانواده.

6- ....

ضرورت تهیه و اجرای طرح:

 الف- باتوجه به مشکلاتی که اشاره شد و باتوجه به اینکه زندگی در شهرها نیز روز به روز مشکل تر می شود، اگر بتوان یک زندگی قابل قبول را در روستا فراهم کرد هم جمعیت روستا افزایش می یابد و هم خیلی افراد از مشکلات زندگی شهری که به شرح زیر است رهایی می یابند:

1-   آلودگی هوا در شهرها که روبه افزایش است و منشأ بسیاری از بیماری هاست.

2-   آلودگی صوتی، سروصدای ماشینها و واحدهای صنعتی و شلوغی بیش از حد شهرها.

3-   ترافیک در شهر که موجب اتلاف وقت زیادی می شود.

4-    دوری از محل کار که یک فرد ممکن است دو تا سه ساعت از وقت خود را در راه سپری کند.

5-   پرورش فرزندان در شهر از چند نظر سخت تر است، یکی به خاطر اینکه بچه ها در خانه زندانی هستند و خانواده ها معمولاً جرأت نمی کنند آنها را به کوچه و خیابان بفرستند. دوم مثل روستا کاری نیست که به آنها بسپاریم تا به آن مشغول شوند و خیلی از وقت آنها بابازی با گوشی موبایل و بازیهای رایانه ای و فضای مجازی و غیره به بطالت می گذرد.

6-      در شهر تقریباً تمام مواد غذایی مورد نیاز را باید از بازار تهیه کرد که از سلامت آنها اطمینان نداریم.زیرا مواد غذایی تقلبی زیادی در بازار وجود دارد و همچنین محصولات تراریخته ( دستکاری شده ژنتیکی) که عامل بسیاری از بیماریهاست؛ ولی در روستا این امکان وجود دارد تا ما بتوانیم خیلی از مواد غذایی مورد نیاز خود را به صورت سالم تولید کنیم. 

7-   در شهر افراد از اول صبح تا پاسی از شب رفته، مشغول کارند که باعث خستگی روحی می شود و نیازمند تفریح در آخر هفته هستند ولی در روستا کارها تنوع دارد و جنبه تفریحی آن زیاد است.

8- شهریها معمولاً فعالیت بدنی کمتری دارند که این کم تحرکی باعث اختلال در کار سوخت و ساز بدن و بیماریهای زیادی می شود. می دانید که وقتی انسان فعالیت بدنی شدید بکند و عرق از سر و رویش جاری شود ، چربیهای زائد شروع به سوختن می کنند و مواد مضر از بدن دفع می شوند.در شهر برای سلامتی نیاز به ورزش کردن هست ولی در روستا فعالیت بدنی شدید زیادتر است که فوق العاده برای سلامتی مفید است.

9- در شهر فضای زندگی خانوده خیلی کمتر از روستاست.

10-در شهرها ارتباط با همسایگان کمتر است و اکثراً همدیگر را نمی شناسند.

11- در شهر معمولاً فامیلها از هم دورترند و گاه سال و ماه همدیگر را نمی بینند.

12- احساس غربت در شهر وجود دارد به خصوص افرادی که فامیل کمتری دارند.

13- کسانی که به شهر می روند یک احساس بی ریشگی و عدم تعلق دارند. من خودم با اینکه چند سال است که در اصفهان زندگی می کنم ولی یک لحظه هم احساس تعلق به آن نداشته ام چون اصل و ریشه ما جای دیگری است.

14- کسانی که در شهر هستند از مزار فامیل خود دورند و از محسنات و آرامشی که با زیارت اهل قبور حاصل می شود محرومند.

15- در شهر به دلیل اینکه معمولاً افراد زیاد هم را نمی شناسند و به قول معروف هرکس سرش در لاک خودش است، نظارت اجتماعی کمتر است.

16- در شهر تراکم جمعیت و ساختمانها بیشتر است. که باعث دلگیر بودن محیط شهری می شود و براثر حوادث، تلفات و خسارتهای زیادی به بار می آید. مانند حادثه ساختمان پلاسکو؛ ولی در روستا به دلیل وجود زمین کافی، نیازی به ساخت ساختمانهای چندین طبقه وجود ندارد.

17-گسترش فساد و گناه و بخصوص بدحجابی در شهرهای بزرگ که به جاهای خطرناکی رسیده.

 

ب- شناسایی استعدادها و استفاده از همه ظرفیتها و توانایی هابرای آباد کردن روستا که در حال حاضر قسمت زیادی از آنها دارد بههدر می رود،و ایجاد زمینه مناسب برای افرادی که علاقمند به وطن خود هستند و می خواهند به وطن خود خدمت کنند.

ج- متمرکز کردن و هدایت وسازماندهی و تقویت کلیه حرکتهایی که جهت عمران و آبادانی روستا انجام می شود.

د- امروزه وقتی وضعیت کلیه رحمت آبادیها را بررسی می کنیم می بینیم از نظر مادی پیشرفت نسبتاَ خوبی داشته اند ولی ازنظر معنوی و فرهنگی برخلاف آنچه از آنها انتظار می رفت پیشرفت قابل ملاحظه ای نداشته اند. حتی از ابعادی افت کرده اند، ما درزمینه هایی مانند حافظ قرآن و علوم قرآنی، مدارج علمی، استاد دانشگاه، پزشک ، مهندس،  احراز مناسب مملکتی، .... در کل کشور در سطح قابل قبولی قرار نداریم. حتی در زمینه پرورش روحانی نیز ظرفیت روستای ما خیلی بیشتر از 26 نفری است که در حال حاضر داریم. بطور کلی می توان گفت که ما رحمت آبادیها لایق بهترین ها هستیم و در زمینه پیشرفتهای مختلف نیز باید بهترین باشیم.

ه- در چند سال اخیر مشکلاتی در بین رحمت آبادیها به وجود آمده که یا قبلاً وجود نداشت یا تا این حد گسترده نبود مانند: کم توجهی بعضی از جوانان به وظایف دینی ( نماز ، روزه، خمس و ...) دین گریزی و دوری کردن از مسجد و روحانی و مطالعات دینی، روی آوردن عده ای به تجملات و دنیا طلبی و مادیگرایی، افزایش گرایش به مواد مخدر، افزایش سرقتها در روستا و بخصوص سرقت از مکانهایی مانند امامزاده، مراسم ازدواج اکثر ماها که سرشار شده از گناه و معصیت، کشف حجاب تعدادی از خانمهای رحمت آبادی در فضای مجازی و ... .   

 قطعاً این چیزها زیبنده ما رحمت آبادیها نیست. این معضلات علتهای زیادی دارد، یکی از علتهای آن تهاجم فرهنگی دشمنان اسلام است و دیگری کم کاری و کم توجهی ما  نسبت به فرزندان، اطرافیان و هم ولایتی هایمان است. چه عواملی باعث می شود کسی کشف حجاب کند؟ اول ضعف بنیه اعتقادی، دوم کم توجهی به نیازها و خواسته های فرزندان. سوم بی توجهی به استعدادهای آنها. چنین شخصی به این وسیله می خواهد به ما بگوید که به من توجه کنید؛ من دوست دارم دیده شوم؛ من دوست ندارم یک آدم معمولی باشم؛ من آنقدر استعداد و توانایی دارم که می توانم یک آدم برجسته باشم. اینها چون راهی برای جلب توجه و بروز دادن استعدادها و خودشکوفایی پیدا نمی کنند سعی می کنند با این کارها ابراز وجود کنند.

با پیدا شدن این مشکلات، وظایف ما سنگین تر می شود، بخصوص قشر متدین جامعه. قطعاً یک رحمت آبادی باغیرت نمی تواند این ناهنجاریها را تحمل کند. مهم نیست که چه کسی اقدام به این کارها می کند، مهم این است که می گویند این خطاها از یک فرد رحمت آبادی سر زده است.

    پیامبر ما می فرماید «مَن اَصبَحَ وَ لا یَهتَمَّ بِاُمورِ المُسلِمینَ فَلَیسَ بِمُسلِم» (کسی که صبح کند ولی به امور مسلمین اهتمام نداشته باشد مسلمان نیست) همچنین خداوند در قرآن در سوره تحریم آیه 6 می فرماید: « قوا اَنفُسَکُم وُ اُهلیکُم ناراً ؛ خودتان و اهلتان را از آتش جهنم حفظ کنید». اولاً خداوند به تک تک ما صریحاً دستور داده که خود و اطرافیان تان را از آتش حفظ کنید. البته خود شما بهتر می دانید که آتش جهنم از نظر شدت عذاب قابل مقایسه با آتشهای دنیا نیست، آتش دنیا که 7 بار (یا 70 بار) با آب سرد شده ما به هیچ وجه نمی توانیم سوزندگی آن را تحمل کنیم، چگونه توان تحمل آتش آخرت را داریم. به روایت دیگری اگر یک قطره از ماده مذابی که به جهنمی ها خورانده می شود روی کره زمین بیفتد، تمام اهل زمین نابود می شوند؛ لذا ما چاره ای نداریم که خود را از آن عذابها دور نگه داریم.

     ثانیاً اگر هیچ عذابی هم در کار نباشد چیزی از مسئولیت ما کم نمی کند. زیرا هدف خداوند از خلقت ما انسانها فقط این زندگی معمولی که اکثر ما داریم نیست بلکه هدف قرب الهی و رسیدن به درجه انسان کامل است که همه ما می توانیم به آن دست پیدا کنیم، در این صورت حتی بهشت نیز برای پاداش چنین افرادی کافی نخواهد بود و رضوان الهی جزای این افراد است.

     ثالثاً منظور خداوند از اهلتان چیست؟ اگر ما نگاهی به اطراف خود بیندازیم می بینیم که به جز خانواده ما، اکثر رحمت آبادیها به نحوی از اقوام و خویشان ما هستند، به قولی همه ما به هم وابسته ایم، پس نسبت به هم مسئولیت داریم و باید همدیگر را محافظت کنیم.اگر می بینیم که بعضی از رحمت آبادیها دارند در مسیر خطا و انحراف حرکت می کنند ما وظیفه داریم که آنها را هدایت کنیم واز مسیر اشتباه برگردانیم. مانند کسی که در جلوی راه دوستش چاهی است و باید او را از افتادن در چاه محافظت نماید.

و - می دانید که ما در زمان غیبت حضرت ولی عصر (عج) روحی فداه بسر می بریم؛ با بررسی وضعیت جهان و تحولات منطقه بخصوص پس از پیروزی انقلاب اسلامی مشاهده می کنیم که ما در وضعیت خاص و حساسیهستیم. (به نظر بعضی از علما همان گونه که آن حضرت غیبت صغری داشتند، ظهور صغری نیز دارند.ظهور صغری از حدود سال 1340 قمری شروع شده که توجه مردم به امام عصر(عج) بیشتر شده و ما فعلاً در زمان ظهور صغری هستیم). ما هر روز در دعای عهدمی خوانیم (و عجل لنا ظهوره،انهم یرونه بعیداً و نراه قریباً ؛ خداوندا در ظهور آن حضرت تعجیل فرما، همانا دیگران آن را دور میدانند ولی ما آن را نزدیک می بینیم ). البته قصد نداریم برای ظهور آن حضرت وقت تعیین کنیم که فرموده اند (کذب الوقاتون، کسانی که برای ظهور وقت تعیین می کنند قطعاً دروغ می گویند). ولی به ما خیلی سفارش شده که برای فرج آن حضرت دعا کنید که فرج و گشایش کار شما در آن است. وقتی ما برای ظهور آن حضرت دعا می کنیم و خود را در آستانه ظهورش می بینیم، مانند کسی هستیم که منتظر مهمان خیلی عزیزی است؛ آیا این فرد بی کار می نشیند و دست روی دست می گذارد؟ خیر؛ قطعاً خود را برای استقبال از این میهمان عزیز آماده می کند. پس ما هم باید خود را برای آمدن آن حضرت آماده کنیم. خوب باید ببینیم چگونه باید آماده شویم و آن حضرت چه کاریمی خواهد بکند و چه انتظاری از ما دارد. مهمترین کاری که ایشان انجام می دهد برپایی یک حکومت جهانی است. می دانید که آن حضرت 313 نفر یار دارند که یاران خاص و درجه یک آن حضرت هستند؛ ولی برای ایجاد این حکومت جهانی،نیاز به یاران و کارگزاران زیادی هست که جزء اصحاب و یاران درجه 2 و 3 ایشان می باشند. از طرف دیگر خیلی از افرادی که امروزدر دنیا کارگزاران حکومتها هستند، صلاحیت این کار را ندارند و قطعاً آن حضرت این افراد را برای یاری خود انتخاب نخواهد کرد، پس ما باید سعی کنیم اگر از یاران درجه یک ایشان نیستیم، لا اقل از یاران درجه 2 یا 3 آن حضرت باشیم و اگر از یاران خاص آن حضرت هم نتوانستیم باشیم قطعاً تک تک ما می توانیم جزء یاران عام ایشانباشیم. همچنان که هر روز دعا می کنیم (و جعلنا من اعوانه و انصاره). برای یاری آن حضرت چند چیز لازم است: اول خودسازی است که تا حد امکان با آن حضرت شباهت و سنخیت داشته باشیم. دوم باید کارآمد و توانمند باشیم. سوم زمینه سازی برای آن حکومت جهانی و اینکه در حد خود سعی کنیم در پرورش افرادی که بتوانند آن حضرت را یاری دهند. خوب ما با این وضعیت که داریم در آن فرایند ظهور و تشکیل آن حکومت جهانی و فراگیر و دولت کریمه چه جایگاهی داریم. اگر ما اهل دروغ و گناه و معصیت و اعتیاد و خوردن مال مردم باشیم. آدم درستکاری نباشیم، در اداره زندگی خود و خانواده خود ناتوان باشیم؛ نسبت به اقوام و اطرافیان و هم وطنان خود بی تفاوت باشیم؛ نسبت به تکالیف دینی و شرعی خود کم توجهی وسستی نماییم، دچار آلودگی باشیمچگونه می توانیم در این امر بزرگ مشارکت داشته باشیم؟ پس ما وظیفه داریم در حد توان و در منطقه خود زمینه های لازم را فراهم کنیم.

 

یکی از هدفهای اصلی این طرح ِبرَندسازی است یعنی رحمت آباد در این منطقه به یک برند تبدیل شود. هر جا از رحمت آباد صحبت شد همه به یاد بهترینها بیفتند، بهترین روستا ، بهترین جوانها، بهترین و زیباترین و تمیز ترین کوچه و خیابان و وضعیت ظاهری روستا، بهترین کشاورزی، بهترین دامداری، بهترین مسجد، بهترین مراسمات، بهترین عزاداری، بیشترین همبستگی و همکاری باید در بین ما باشد و خلاصه رحمت آباد باید مجموعه ای از بهترین ها باشد و این امکان پذیر است.

 برای روشن شدن این مطلب که ما می توانیم به این هدف دست پیدا کنیم، اجازه بدهید مثالی را برای شما بزنم: کسانی که تاکنون به اصفهان رفته اند حتماً سری به کوه صفه زده اند و از فضای تفریحی که در پای این کوه ساخته شده استفاده کرده اند.یک سمت این کوه که به طرف شهر اصفهان است بدون شیب و بصورت یک پرتگاه و دیوار بسیار بلند می باشد که بالا رفتن از آن ممکن نیست، یک روز یک پدر و پسر که برای تفریح به پارک صفه رفته بودند، پسر نگاهی به کوه بلند انداخت و سنگی را در وسط کوه به پدرش نشان داد و گفت پدر جان من دوستداشتم می توانستم بروم و روی آن سنگ بایستم . پدر مکثی کرد و گفت کار بسیار سختی است شاید هم ممکن نباشد. بعد از چند روز پدر، پسرش را به همان پارک برد و گفت می خواهی بروی و روی آن سنگ بایستی؟ پسر خوشحال شد و با پدر به راه افتادند. پدر چون کوه را می شناخت و می دانست پشت این کوه مانند این طرف آن، پرتگاه نیست و به راحتی می توان از آن طرف به قله صعود کرد، از راهی کهبه پشت کوه بود حرکت کرد و بعد از پیمودن راهی که چندان هم دشوار نبود با پسر به قله کوه رسیدند. منظره خیلی زیبایی بود؛ از آنجا تمام اصفهان پیدا بود (من هم چند بار به قله این کوه رفتم). پدر از آن بالا آن سنگ را به پسر نشان داد و گفتتو دوست داشتی تا وسط کوه بروی و روی آن سنگ بایستی، ولی اکنون در جایی که خیلی بالاتر از آن سنگ است ایستاده ای؛ فقط باید راه رسیدن به هدف را بدانیو آن راه درست را دنبال کنی. حکایت ما هم مانند آن پدر وپسر است؛ شاید به نظر برسد که بهبود وضعیت روستا کار سختی است ولی این روستا می تواند به یک روستای نمونه تبدیل شود، فقط باید راه رسیدن به این هدف را پیدا کنیم.

ویژگیهای روستای نمونه

گفتیم هدف از این طرح تبدیل این روستا به یک روستای نمونه است، خوب وقتی می گوییم روستایی نمونه است، این روستا چه خصوصیتهایی دارد؟  روستایی که تمام یا اکثر ویژگیها زیر را داشته باشد:

1- روستایی که بیکاری آشکار یا پنهان آن حداقل باشد.

2- تمام اهالی درآمد کافی برای یک زندگی خوب و مطلوب را داشته باشند.

3- نیاز به مهاجرت به شهر نباشد مگر در موارد خاص یا اینکه فردی بخواهد دانش یا تخصصی را فرا بگیرد تا بتواند به روستا بهتر خدمت کند.

4- کشاورزی و دامپروری روستا به وضعیت مطلوبی از نظر بهره وری بالا،مکانیزه شدن، استفاده حداکثر از منابع آب موجود و زیر کشت رفتن زمینهای بایر و استفاده بهینه از مراتع برسد.

5- کلیه امکانات رفاهی و آسایش برای یک زندگی مطلوب در روستا فراهم شود .

6- همه اهالی دارای مسکن مناسب  باشند و خانه های خرابه و زمینهای بلاتکلیف در داخل بافت مسکونی روستا تعیین تکلیف شوند.

7- کوچه و خیابانهایی که نیاز است احداث شود و کلیه کوچه ها و خیابانها جدول کشی و اسفالت گردد.

8- مکانهای عمومی، مانند مسجد، حمام عمومی، سالن و امکانات ورزشی و پرورشی و ... احداث یا بازسازی شود.

9- افراد در درجه ای از رشد علمی، فکری، عقلی و دینی باشند که هیچ گونه انحرافات و تخلفات و بزه کاری از جمله اعتیاد به مواد مخدر خانمان سوز،سرقت، خرابی، کارشکنی در کار دیگران در روستا نباشدو امنیت کامل برقرار باشد.

10-روحیه تعاون، همکاری، همدلی، اتحاد و احساس مسئولیت نسبت به دیگران در حد اعلا باشد.

11-وسایل ارتباطی و حمل ونقل در حد نیاز و همه روزه به شهرهای مورد نظر فراهم باشد.

12-امور اداری و بانکی تا حد امکانبه صورت غیرحضوری و الکترونیکی انجام شود.

13-امام علی (علیه السلام) می فرماید: پیامبر (صلی الله علیه و آله) آنقدر سفارش همسایه ها را می فرمود که ما تصور کردیم همسایه از همسایه ارث می برد. رعایت حال همسایه و عدم آزار و اذیت آنها  و ارتباط مثبت با آنها در حد علی باشد.

14-ارتباط با خدا، دعا، جهان بینی الهی و انجام تکالیف دینی مانند نماز، روزه،خمس، زکات، امر به معروف و نهی از منکرو دعوت به خیر و خیرخواهی برای هم وطنان و غیره به صورت صحیح ادا شود ( بخصوص نماز که حتی یک نفر نباشد که خدای نکرده اهل نماز نباشد.)

15-     حفظ آداب و رسوم و فرهنگ و زبان و لهجه رحمت آبادی و حفظ سادگی و دوری از تجملات.

16-      به حفظ نظافت محیط روستا، محیط زیست و منابع طبیعی اهمیت داده شود.

17-     کارو کوشش و فعالیت در مسیر صحیح صورت گیرد وتولید ارزشمند باشد.

18-     مردم در صحنه های انقلاب و ایثار و شهامت حضور فعال داشته باشند.

19-     اهالی از سلامت جسمی و روحی مطلوب برخوردار باشند.

20-     داشتن روحیه بالا، امید و نشاط و سرزندگی نیز لازمه یک روستای نمونه است.

 

بررسی علل عقب ماندگی و توسعه نیافتگی روستا

 جهت بررسی این مسأله باید به چهار عامل که در زمینه توسعه روستا نقش دارند بپردازیم:

1-     دولت : قطعاً دولتها در توسعه و آبادانی روستاها نقش زیادی دارند و باید به وظایف خود عمل کنند. یکی از وظایف دولت در درجه اول شناسایی نیازها و اولویتهای روستاها و در درجه دوماقدامات لازم و مؤثر در جهت رفع این نیازها می باشد. در بررسی اقداماتی که تاکنون صورت گرفته مشاهده می شود که این اقدامات بیشتر جهت گسترش امکانات رفاهی مانند برق و آب و گاز و تلفن و جاده و آسفالت معابر و ... است و اقداماتی که در زمینه کشاورزی و دامداری صورت گرفته؛ البته روستائیان نیز به این امکانات نیاز دارند ولی آنچه مهمتر است ایجاد اشتغال است. یعنی با آمدن این امکانات مخارج روستائیان بیشتر می شود و فرد روستایی باید بتواند هزینه استفاده از آنها را بپردازد، درصورتی که درآمد ناچیزی که از کشاورزی و دامداری مختصر بدست می آید کفاف این هزینه ها را نمیدهد. ضمن اینکه جهت کارهای انجام شده جای تقدیر و تشکر دارد ولی به نظر می رسد که دولت در تشخیص نیازهای اولیه چندان موفق عمل نکرده و اقدامات انجام شده نتوانسته از مهاجرت افراد به شهر جلوگیری کند. با حل نشدن مشکلات روستاها، مهاجرت از روستا به شهر اتفاق می افتد کهاز یک طرف باعث خالی شدن روستا و کاهش تولید می شود و از طرف دیگر باعث انفجار جمعیت و بزرگ شدن بیش از حد شهرها و افزایش قشر مصرف کنندهمی شود و دولت باید هزینه بیشتری جهت فراهم نمودن امکانات شهری برای آنها بپردازد.

2-   مسئولین روستا: تا آنجا که من می دانم در این روستا مثل بعضی از روستاهای دیگر خان یا کدخداهای ظالم که مال و جان و ناموس مردم را ملک خود می دانستند، نبوده اند و از قدیم تاکنون، مسئولین روستا افراد دلسوزو خوبی بوده اند که در حد توان خود برای روستا کار کرده اند ولی آنچه خیلی مشهود است علیرغم زحماتی که کشیده شده نتوانسته جلوی مهاجرت که یکی از معضلات روستاست را بگیرد. مسئله دیگر این است که این روستا افراد باسواد، فرهیخته، توانا،خوش فکر، باقدرت بیان بالا و تأثیرگذار بر مردم،کم داشته تا بتواند مردم را حول یک محور جمع کند و این پراکندگی را به اتحاد و همبستگی تبدیل کند.کمبود افراد باسواد، از نحوه انتخاب نام خانوادگی برای اهالی روستا پیداست که فامیلی های چندان مناسبی انتخاب نکرده اند.

3-   مردم روستا : یکی از خصوصیتهایی که ما رحمت آبادیها داریم، این است که اتحاد، همبستگی، همکاری و همدلی در ما خیلی ضعیف است. ما دچار یک حالت سردی و بی تفاوتی نسبت به هم و نسبت به اطرافیان و فامیل خود و هم ولایتیهای خود هستیم؛ آن گرمی و جوشش نسبت به هم که در جاهای دیگر می بینیم ، اینجا کمتر است. مسأله دیگر این است که در محیطهای کوچک افق دید کم است و یک حالت تنگ نظری و کوتاه فکری وجود دارد که من خود بارها شاهد این گونه صحبتها و اظهارنظرهای تنگ نظرانه بوده ام. از دیگر خصوصیات ما این است که زیاد اهل ریسک و خطر کردن و جسارت نیستیم و بیشتر دنبال شغل آماده ای هستیم که آب باریکه ای برای ما داشته باشد. یکی دیگر از علل عقب ماندگی روستای ما این است که مهاجرت به شهر به عنوان یک چاره مشکلات برای ما جا افتاده ودارای ارزش شده. مهاجرت به خودی خود یک ضد ارزش استزیرا کسی که از روستا میرود در واقع از مشکلات فرار می کند و کسی که می ماند وبا مشکلات مبارزه می کند ارزشمند است، ولی این مسأله در روستای ما برعکس است کسی که می ماند به این چشم به او نگاه می شود که او فرد ناتوانی است که نتوانسته به شهر برود و برای خودش شغل و موقعیتی فراهم کند.

بارفتن هر یک نفر از روستا وکاهش جمعیت آن و کاهش امکانات زندگی و محروم شدن روستا از وجود و خدمات آن فرد، زندگی برای سایر روستاییان سخت تر می شودو روستا یک قدم به سوی نابودی پیش می رود. ما افراد سرمایه دار وکار آفرین در روستا کم داریم و کسانی هم که سرمایه ای داشته اند در شهرها و بیشتر جهت املاک شهری سرمایه گذاری کرده اند.

4-   خود روستا :یکی از علتهای پیشرفت نکردن این روستا این است که در یک منطقه سنگلاخ واقع شده که زمین هموار وحاصلخیز جهت کشاورزی کم داشته است و دیگری خشکسالیهای پی در پیو کم آبی که زندگیرا سخت کردهو مردم را به مهاجرت یا کارکردن در مناطق دیگر کشور وادار نموده. همچنین آب و هوای سرد و خشک روستا در زمستانها بخصوص در قدیم که نفت و گاز و برق نبوده بر سختی آن افزوده است.یکی دیگر از مشکلات، دور بودن روستا از شهر و آن هم شهرهای بزرگ است برای استفاده از امکانات درمانی و آموزشی شهر و فروش محصولات کشاورزی مازاد خود در شهر و نیز اینکه بتوانند روز در شهر کارکنند و شب به محل زندگی خود در روستا برگردند.

 

علل مهاجرت از روستا به شهر

عواملی که در روستای ما باعث مهاجرت به شهرها شده شامل موارد زیر می باشد:

1- یافتن شغل مناسب در شهر

2- کمبود امکانات آموزشی، بهداشتی، رفاهی و ... در روستا

3- بعضی افراد زندگی در محیط کوچک روستا را نمی پسندند ودوست ندارند در یک محیط بزرگ و در بین افرادی با سطح فرهنگ بالاتر زندگی کنند.

4- یکی دیگر از علتهای مهاجرت به شهر، مشکلاتی است که ما در امور عمومی روستا مانند نحوه اداره حمام عمومی، وسیله نقلیه عمومی روستا، نحوه استفاده از صحرای آبادی و غیرهداشته ایم. لذا افراد سعی می کنند با مهاجرت به شهر، از نظر روانی به نحوی از این مشکلات رهایی پیدا کنند؛ چون در شهر، امور عمومی متولیان خاصی مانند شهرداری و سازمانهای دیگر دارد و مشکلاتی که در روستا هست معمولاً در شهر وجود ندارد.

اقدامات مؤثر جهت پیشرفت و آبادانی روستا

1-    ایجاد اشتغال : می دانید که مهمترین علت مهاجرت افراد به شهر نداشتن شغل و درآمد کافی برای امرار معاش است؛ اقداماتی که می توان جهت اشتغال در روستا انجام داد به شرح زیر است:

- ایجاد قطب صنعتیو جذب سرمایه گذاری از رحمت آبادیهای ساکن شهر یا افرادی دیگر.(که با پیگیریهایی که توسط شورا و تعدادی از برادران صورت گرفته، امور اداری و مراسم کلنگ زنی آن انجام شده و انشاا... اگرایجاد شود تحولی در روستا وضعیت خواهد بود).

-ایجاد واحدهای کوچک صنعتی خود اشتغالی که هزینه زیادی نمی خواهد.

- ایجاد واحدهای پرورش شتر مرغ، بلدرچین، مرغ و ...

-کشت محصولات گلخانه ای

- تولید و پرورش گیاهان دارویی

- ایجاد کسب و کارهای مختلف که با افزایش جمعیت به این خدمات نیاز می باشد مانند فروشگاهها مختلف، کسب و کارهای مختلف مانند تعمیرگاه خودرو، نانوایی که هم نان مورد نیاز اهالی را فراهم کند و هم برای کسانی که آرد از خودشان دارند با قیمت مناسب نان پخت کند و ... .

(برای اطلاع از طرحهای خوداشتغالی وتسهیلاتی که به این طرحها داده می شودمی توان به بسیج سازندگی یا سازمان جهاد کشاورزی مراجعه نمود.)

2-    جذب و افزایش جمعیت روستا : همانطور که می دانید مهمترین عامل تشکیل و بقای روستا جمعیت است. وجود جمعیت باعث رونق کسب و کار، افزایش امکانات اداری، آموزش، پرورشی و غیره می شود.راههای افزایش جمعیت به شرح زیر است:

1-     ایجاد اشتغال

2-     فراهم نمودن امکانات زندگی

3-     دادن مشوقهایی برای مهاجرت افراد از شهر به روستا

4-     دادن مشوقهایی برای افرادی که امکان فرزندآوری دارند.

5-     جذب افراد بازنشسته کهایام بازنشستگی را در روستا با آرامش و سلامتی بگذرانند.

6-      ... .

 

3-    اقدامات عمرانی ورفاهی: در زمان قدیم فاصله شهر و روستا از نظر امکانات زندگی قابل مقایسه نبود یعنی روستاها تقریباً از کلیه امکاناتی که در شهر وجود داشت محروم بودند ولی امروزه روستاها نیز تا حدودی از این امکانات بهره مند شده اند، لذا باید در جهت ایجاد و تکمیل این موارد اقداماتی صورت گیرد:

1-     آسفالت معابر باقی مانده روستا که هنوز کار آزادسازی، زیرسازی و آسفالت آنها انجام نشده است.

2-     تعریض و نرده گذاری پلهای رودخانه که نیاز به تعریض دارد.

3-     احداث سالن چند منظوره برای ورزش جوانان، برگزاری مراسمات عمومی و شخصی مانند عروسی، مهمانیها و ولیمه دادنها، تعزیه ( که در جای خود بحث خواهد شد) پذیرایی در ایام تاسوعا و عاشورا وغیره.

4-     انسانها اجتماعی آفریده شده اند و نیاز دارند که در پایان کار روزانه، با دوستان و هم ولایتی های خود دور هم جمع شوند و با هم گفتگو کنند؛ از احوال دوستان خود جویا شوند، از خبرهای جدید مطلع شودند،مشکلات خود را با آنها در میان بگذارند و با آنها درد دل کنند و از  نظر روانی خود را تخلیه کنند. در حال حاضر این کار در معابر عمومی و به قول معروف در برآفتاب صورت می گیرد که بخصوص در ایامی که آبادی شلوغ تر است صورت خوشی ندارد وباعث مزاحمت برای عابران وبه خصوص خانمها می شود.لذا نیاز است که مکان مناسبی جهت این کار فراهم شود تا بصورت متمرکز همه در آنجا جمع شوند.

5-     این روستا فاقد امکانات ورزشی است که برای پر کردن اوقات فراغت جوانها و تفریحات سالم و تخلیه انرژی مازاد آنها وجلوگیری از تخلفات و انحرافات خیلی مؤثر است. فضاهایی جهت فوتبال، والیبال و بخصوص شنا وجود ندارد. این روستا تا کنون چند نفر از عزیزان خود را بدلیل عدم وجود استخر مناسب برای شنا از دست داده ؛ لذا نیاز است که مکانهایی جهت این امر در نظر گرفته شود.

6-      ساماندهی مزارستان : اخیراً اقدامات خوبی جهت سروسامان دادن به مزارستان انجام شده (مانند توسعه مزارستان، دیوارکشی و نرده گذاری، نصب در، شن ریزی و... )که از کسانی که در این زمینه زحمت می کشند جای تقدیر و تشکر دارد. باتوجه به سلیقه های مختلفی که اخیراً در مورد سنگ قبرهای چند میلیونی و غیرمتعارف، نصب نرده دور قبر، نصب نیمکت و سایبان و چراغ بر سرمزارها و غیره صورت گرفته، مواردی را باید در این زمینه متذکر شد:

الف- همه می دانید که بعضی از این اقدامات نه تنها هیچ سودی به حال میت ما نداشته بلکه شاید وی مورد بازخواست نیز قرار بگیرد که چرا وصیتهای لازم را در زمان حیاتش نکرده است، همچنین مصداق بارز اسراف است و باعث افزایش تجملات و چشم و هم چشمی و مزاحمت برای دیگران و برهم زدن نظم و چشم انداز و نمایمزارستان می شود. آن چه که مفید است و در دین ما هم توصیه شده، خیرات و مبرات برای میت است و صرف اموال در امور خیر و عام المنفعه و اهدای ثواب آن برای میت. چه بسا والدین ما در زمان حیاتشان از ما راضی بودند ولی اگر پس از فوتشان کار خیری برای آنها انجام ندهیم مورد عاق آنها قرار بگیریم.

ب- مهمترین کاری که برای مزارستان نیاز است یکسان سازی و تعیین ضوابط و استانداردهایی برای سنگ قبرها، ارتفاع آنها از سطح زمین، تعیین محدوده برای هر قبر و نرده و نیمکت و چراغانی و غیره است. تا از پراکنده کاری و برهم خوردن نظم و نمای مزارستان جلوگیری شود. من مخصوصاً از چند مزارستان در روستاها و شهرها بازدید کردم از جمله باغ رضوان اصفهان که خیلی از قطعه ها را از نزدیک دیدم ولی شاید باور نکنید آنجا حتی یک سنگ قبر چند میلیونی و برجسته ندیدم و از سایبان و چراغانیو نرده دور قبرها هیچ خبری نبود و قبرها عموماً ساده بود. فقط اطراف هر قطعه، چند نیمکت برای استراحت افراد قرار داده بودند. لذا با صحبتی کهبا مسئولین آنجا انجام دادم گفتند اینجا همه کارهای نصب سنگ و تابلو سرمزار  وغیره را خود باغ رضوان انجام می دهد و هزینه آن را از صاحبان مزار دریافت می کند و خود افراد اجازه انجام هیچ اقدامی را در این زمینه ندارند؛ همچنین قیمت سنگ قبری که مجاز است نصب شود حداکثر یک میلیون و دویست هزار تومان است. اگر ما هم بتوانیم این کار را انجام بدهیم که همه امور مزارستان توسط یک متولی مشخص انجام شود خیلی مفید است.

ج- در مورد قطعه بندی مزارستان بررسی شود تا حد امکان این کار انجام شود؛ البته قسمتهایی که هنوز میت دفن نشده این کار به راحتی قابل اجراست.

د- شن ریزی کل مزارستان جهت جلو گیری از گل و شل.

* توجه داشته باشید اقداماتی که عنوان شد جهت بهبود وضعیت مزارستان است و به هیچ وجه قصد سخت گیری به هم ولایتی های محترم نیست، چراکه این مزارستان متعلق به کل رحمت آبادیهاست و هر رحمت آبادی که در هر نقطه از کشور فوت کند حق دارد در این مزارستان دفن شود.

7-     تأسیس انجمن خیریه جهت کمک به افراد ضعیف در تأمین نیازهای زندگی، مسکن مناسب، تهیه جهیزیه و ازدواج فرزندان آنها، کمک به درمان بیماران کم توان مالی و غیره.(بحمدالله اخیراً انجمن خیریه امام علی(علیه السلام) راه اندازی شده که برای مسئولین آن آرزوی موفقیت داریم.)

8-     اقدامات شهرسازی، جانمایی مغازه ها، کارگاه ها ، واحدهای مسکونی جدید، کوچه و خیابانهای مورد نیاز و غیره در جهت اجرای کامل طرح هادی روستا.

9-     فعال سازی صندوق قرض الحسنه فعلی جهت پرداخت وامهایی با مبالغ بالا.

 

10- آماده سازی مصلای روستا

همانطور که مشاهده می شود قرار است که اطراف مصلی دیوار یا حصار کشی بشود که ضمن تشکر از مسئولین امر، مواردی که به نظر می رسد این است :

1- زمین مصلی تا حد ممکن بزرگ در نظر گرفته شود تا جوابگوی جمعیتی که بحمدالله هرسال بیشتر می شود باشد.

2- کف مصلی تراز و مسطح شود و سپس آسفالت یا سیمان کشی شود.

3- برای دیوار مصلی، ترکیبی از دیوار سنگی و نرده های فلزی مناسب و رنگ شده پیشنهاد می شود.

4- احداث سرویس بهداشتی به دلیل اینکه سالی یک روز از آن استفاده می شود، کارآیی لازم را ندارد و پیشنهاد نمی شود.

5- در صورت نیاز درب جداگانه برای تردد برادران و خواهران در نظر گرفته شود.

 

11- اقدامات لازم جهت ساخت مسکن مناسب برای افراد فاقد مسکن

1- کمک به افراد فاقد مسکن و کسانی که احیاناً به روستا بر می گردند در تأمین مسکن مناسب از قبیل: واگذاری زمین ارزان قیمت، تهیه نقشه ساختمان، کمک در دریافت مجوز ساختمان، کمک در اعطای وام، خرید مصالح ساختمانی و غیره

2- ...

4-    اقدامات فرهنگی و مذهبی

الف – توسعه و بازسازی مسجد جامع : همانطور که می دانید در اسلام مسجد از نقش و اهمیت ویژه ای برخوردار است : مسجد محور و بستر کلیه فعالیتهای اجتماعی می باشد واز قدیم رتق و فتق امور جامعه در مسجد انجام می شده است.اولین اقدام پیامبر(ص) پس از هجرت به مدینه ساختن مسجد بود. ثواب عبادتها در مسجد چندین برابر میشود. از نظر اسلام مسجد سنگر است. ثواب نماز جماعت و نماز اول وقت قابل شمارش نیست و علاج بسیاری از گرفتاری های جامعه امروز ما، نماز اول وقت است که بسیاری از مردم به آن توجه ندارند. زمانی که ما در مسجد هستیم جزء عمر ما محسوب نمی شود. مسجد محل دیدار مؤمنین با یکدیگر است.مسجد نقش زیادی در جلوگیری از انحرافات دارد، معمولاً افرادی که دچار انحرافات و خلافکاری می شوند با مسجد سروکاری ندارند. مسجد هرمحل نشان دهنده میزان اهمیت مردم آن محل به امور دینی مذهبی است و مسجد خوب مایه آبروی آن منطقه است.

روستای ما بواسطه وجود عالمان دینی، از قدیم روستایی مذهبی و سرآمد روستاهای اطراف و در منطقه بی نظیر بوده است ولی اکنون در خیلی از ابعاد از جمله مسأله مسجد خیلی عقب مانده است. خدا رحمت کند بانیان خیر را که این مسجد را بنا گذاشتند و به کسانی که برای نگهداری و سرپا نگه داشتن آن زحمت کشیده و می کشند جزای خیر دهد ولی این مسجدبه دلیل کوچک بودن امروزه دیگر جوابگوی جمعیت زیاد نیست و تا به حال شاهد بوده ایم که در مراسم ترحیم افراد سرشناس، ایام محرم و غیره با کمبود جا برایافراد مواجه بوده ایم و در بعضی مواقع پیش افراد غربیه شرمنده شده ایم. درحال حاضر نیز روستای ما در فصل سرد سال مکان مناسب و یکپارچه جهت نماز عید فطر و قربان ندارد. همچنین در ایام عید نوروز و ایام محرم، جمعیت زیادی در روستا هستند ولی درصد کمی ازآنها جهت اقامه نماز و عزاداری به مسجد می آیند و در حال حاضر اگر اقدامی جهت جذب افراد به مسجد صورت بگیرد، چندان مؤثر نخواهد بود چرا که به دلیل کمبود جا در مسجد، بیشتر شرمنده آنها خواهیم شد. مشکل دیگر مسجد داشتن پله است که باتوجه به اینکه اکثر مردم روستا دارای کهولت سن و پادرد هستند جهت رفت و آمد به مسجد مشکل دارند. نقص دیگر مسجد نداشتن وسایل سمعی و بصری و پروژکتور و دیتاشو و این گونه وسایل جهت پخش فیلم و اسلاید است. امروزه جهت برای تبلیغ مؤثر و مفید باید از امکانات روز استفاده کرد و به دلیل اینکه دشمنان اسلام از امکانات بسیار پیشرفته استفاده می کنند، تبلیغات سنتی به هیچ وجه جوابگوی نیاز امروز مردم نیست وخیلی از افراد روشهای قدیمی را نمی پسندند. مشکل دیگر نداشتن مکان مخصوص برای بانوانی است که عذر شرعی دارند. می دانید که اکثر مساجد چنین مکانهای در حاشیه مسجد دارند که در زمان احداث مسجد و در هنگام خواندن صیغه مسجدیت، آن محل را از مسجد مستثنا می کنند و معمولاً با داشتن 15 سانت ارتفاع از سطح مسجد و با نصب تابلو مشخص می شود. درصورت توسعه مسجد، محل مورد نظر را به صورت شکل زیر می توان در نظر گرفت: (قسمتی که با ضربدر مشخص شده)

 

 

 

 

 

×

 

 

 

                       قسمت زنانه

آبدارخانه

 

 

قسمت مردانه

 

 

 

درب ورودی

اجازه بدهید حالا که بحث حضور در مسجد پیش آمد در این خصوص بیشتر صحبت کنیم. باتوجه به اینکه قبلاً عرض شد که این روستا از قدیم یک روستای مذهبی بوده چرا امروزه حضور افراد در مسجد خیلی کم رنگ شده است؟ چرا بعضیها اصلاً به مسجد نمی آیند؟!

عدم حضور افراد در مسجد دلایل مختلفی می تواند داشته باشد. برای این کهبتوانیم با دقت این مشکل را بررسی کنیم این عواملی به دو بخش تقسیم می کنیم: یکی عواملی که مربوط به مسجد می باشد و دیگری عواملی که مربوط به خود افراد است:

الف - عواملی مربوط به مسجد

1- متأسفانه مسجد جامع کشش و جاذبه لازم را برای جذب افراد بخصوص قشر جوان و نوجوان ندارد: قطعاً وضعیت فیزیکی و ظاهری فعلی این مسجد یکی از عوامل عدم ترغیب افراد به روی آوردن به مسجد است. ساختمان مسجد قدیمی و فرسوده است، فرشها به خصوص در قسمت خواهران کهنه و رنگ و رو رفته است. کف مسجد ناهموار و شیب دار است و در نشستنهای  طولانی انسان دچار کمر درد می شود. در تابستانهابه علت تابش آفتاب هوای مسجد فوق العاده گرم و غیر قابل تحمل می شود.مهمتر از اینها، اغلبما افراد مسجدی نمی توانیم به خوبی با جوانان گرم و صمیمی شویم و با آنها ارتباط عاطفی و دوستانه برقرار کنیم .

2- فضای مسجد کوچک است و گنجایش کمی دارد و بخصوص در ایام تاسوعا و عاشورا کمبود جا وجود دارد؛ ممکن است افرادی به همین علت که در مسجد جا نیست برای نماز به مسجد نیایند چون قبلاً آمده اند دیدند جا نیستویا به دلیل فشردگی جمعیت اذیت شده باشند.

3- مسجد دارای پله می باشد که بعضی افراد به دلیل پادرد یا زانو درد،بالا و پایین رفتن از پله برایشان سخت است و به همین دلیل به مسجد نمی آیند.

4- حاضر نشدن بعضی از افراد در مسجد علل روانی دارد یعنی ممکن است اتفاقاتی برای او افتاده که باعث شده یک تصویر منفی از مسجد در ذهن او شکل بگیرد. مثلاً در بچگی خادم مسجد با او برخورد تندی کرده یا بداخلاقی کرده یا افرادی در مسجد با او برخورد بدی کرده باشند یا سئوالاتی از او پرسیده باشند که او نتوانسته جواب بدهد. یادم هست که در گذشته بعضی افراد سئوالاتی از بچه ها می پرسیدند، مثلاً مقدم بر مقدمات چیست؟ حالا تصور کنید یک دانش آموز که در مدرسه درس می خواند و آنجا نحوه آموزش فرق می کند، اصلاً منظور از این سئوال را نمی فهمد، چه برسد به اینکه بخواهد به آن جواب بدهد؛ یا آنقدر فضا سنگینبود که نوجوان نمی توانست توضیحی از سئوال کننده بخواهد یا اگر جواب سئوال را هممی دانست نمی توانست به خوبی جواب بدهد. آن وقت با برخورد نامناسب و پرخاشگرانه مورد ملامت و سرزنش قرار می گرفت. یا بعضی مثلاً در پیش چشم دیگران با تندی به او گفته باشند چرا ریشت را تراشیدی؟البته قصد آنها امر به معروف و نهی از منکر بوده ولی بایک روش اشتباه. یا کسی که صدای بلندگوی مسجد باعث آزار و اذیت و مزاحم استراحت او بوده برای او مسجد مساوی است با عامل اذیت مردم. می دانید که تنها صدایی که مجاز است از بلندگوی مسجد پخش شود فقط صدای اذان است و پخش صدای روضه و مراسم ختم و دعای کمیل و غیره نه تنها مجاز نیست بلکه باعث آزار و اذیت و گریزان شدن همسایه های مسجد می شود و جنبه حق الناس دارد.

می دانید کهنوجوانها صبحها به سختی از خواب بیدار می شوند، حال فرض کنید نوجوانی که پدرش مسجدی است و صبح موقع رفتن به مسجد یا موقع برگشتن از مسجد او را با خشونت از خواب بیدار می کند؛ وقتی بزرگ شد، وقتی اسم مسجد می آید آن برخورد های بد و آن اذیتها به ذهنش می آید و اگر آن برخوردها را نیز فراموش کند، بصورت ناخودآگاه از مسجد یک حالت تنفر و بیزاری دارد. از جمله برخوردهای نامناسب دیگر این بود : اگر در استکان مسجد چای بخوری آن را نجس می کنی! یا از او می پرسیدند تو پاکی یا نجسی؟!یا اگر بچهدر صف اول نماز می ایستاد او را با برخورد نا مناسب به صفهای دیگر می فرستادندو....

6- بعضی افراد ممکن است به علت اینکه نگران کفشهایشان هستند و تصور می کننداحتمال دارد کسی آنها را ببرد به مسجد نمی آیند، چون مسجد ما مثل بعضی مساجد دیگر جاکفشی قفلدار ندارد.

ب- علت نیامدن به مسجد مربوط به خود افراد

1- مسجد خانه خداست و چون منسوب به خداست یک منبع نور است. « اَللهُ نورُ السَماواتِ و َالاَرض» سرچشمه همه نورها از ذات پاک الهی است. از طرف دیگر روح انسان نیز به دلیل اینکه از روح خداوند در آن دمیده شده (نَفَختُ فیه مِن روحی) نورانی است. این دو منبع نور چون از یک جنس هستند، به شدت به هم تمایل و جاذبه دارند. انسان مؤمن به شدت به مسجد علاقمند است مانند طفل شیرخوار به مادرش. حالا اگر مانعی پیدا شود باعث کم شدن این علاقه می شود. بعضی از چیزهایی که باعث می شود نورانیت قلب انسان کم شود و به تبع آن از علاقه او به مسجد کاسته شود به این قرار است:

1- لقمه شبه ناک باعث کم شدن نور و ظلمانی شدن وجود انسان می شود.

2-  گناه و معصیت و نافرمانی از دستورات الهی و توبه نکردن از جنس ظلمت است و باعث کم شدن نورانیت او می شود.

3- غرق شدن در دنیا و دنیا طلبی

4- عدم انس با قرآن به عنوان یک منبع نوردهنده به وجود انسان با قرائت، تدبر و عمل به قرآن

5- دوستی و همنشینی با افرادی که اهل گناه و معصیت هستند ورعایت حدود الهی را نمی کنند.

6- افکار و عقاید مسموم  وانحرافی و باطل و تردید در اعتقادات. یکی از عواملی که باعث افکار انحرافی و سست کردن اعتقادات دینی می شود، کتابهای انحرافی،بعضی سایتهای اینترنتی، و فضای مجازی و بخصوص ماهواره است. بعضی می گویند ما تلویزیون ایران را نگاه نمی کنیم. فیلمها و سریالهای ماهواره از نظر جذابیت و کیفیت اصلاً قابل مقایسه با سریالهای ایرانی نیست. البته ممکن است درست هم بگویند چون برای تهیه این سریالها از کارشناسان خبره و روانشناسان زبده استفاده می شود؛ آنهم نه به خاطر اینکه دلسوز ما هستند و می خواهند سریالهای خوبی برای ما بسازند ، بلکه می خواهند با این وسیله اهداف و مقاصد خود را در قالب سریالهای جذاب به ما القا کنند. آنها قطعاً ایمان و اعتقادات و باورهای دینی و ارزشهای انقلابی ما را هدف گرفته اند، البته نه به صورت مستقیم،بلکه به طور غیر مستقیم و بسیار زیرکانه. وقتی که بادقت هم این سریالها را ببینی نمی توانی به هدف آنها پی ببری ولی با دیدن آنها، به مرور زمان به صورت ناخودآگاه تغییراتی در عقاید، شخصیت و رفتارشما پیدا می شود. (چند روز قبل یکی از اساتید عرصه فرهنگ یکی از فیلمهای آمریکایی معمولی که به ظاهر به سیاستهای حاکمان آن کشور انتقاد داشت، را برای ما تجزیه و تحلیل کرد، باور نمی کنید که دهها نکته در آن بود که هیچ وقت به ذهن ما نمی رسید و دیدیم که کاملاً در جهت اهداف آن کشور ساخته شده است.)

2- حضور در مسجد یک حالت خضوع و خشوع و فروتنی در برابر خداوند و نسبت به امام جماعت و سایر نمازگزاران نیاز دارد که برای بعضی این فروتنی یک مقدار سخت است.

3- ما برای سعادت دنیا و آخرت نیاز به دستورالعملی داریم که از طرف خداوند برای ما فرستاده شده و بهترین جایی که انسان می تواند این دستورالعمل را دریافت کند و به قول معروف سواد دینی خود را بالا ببرد مسجد است، لذا کسانی که از مسجد و روحانی گریزان هستند معمولاً سواد دینی کمتری دارند که ممکن است در فراز و نشیب زندگی دچار مشکل شوند. شاید شما بعضی افراد را دیده باشید که می گویند این چیزهایی که این آخوندها می گویند، ما بهتر از آن را بلدیم. شاید آنها بهتر بلد باشند ولی در شنیدن اثری هست که در دانستن نیست!

4- بعضی افراد ممکن است دچار خطا یا لغزشی شده باشند و تصور کنند ما گناهکاریم و ما را با مسجد چکار؟ یا یک هول و هراسی از حضور در مسجد دارند، درصورتی که اینطور نیست و همه می توانند به مسجد بروند و کجا بهتر از مسجد تا از در گاه الهی طلب عفو و بخشش کنیم.

5- خدای نکرده ممکن است بعضی اهل نماز نباشند!!! .

*درست است کهاین عوامل باعثدوری از مسجد می شود ولی خداوند یک نعمت به ما داده به نام اراده که اگر انسان اراده کند می تواند بر همه عوامل ذکر شده فائق آید .

باتوجه به موارد فوق نیاز است که جهت توسه و بازسازی مسجد اقدامات لازم صورت گیرد. ممکن است بعضی بگویند همین مسجد هم در ایام غیر تعطیل و در طول سال شاهد حضور جمعیت کمی است ولی اهمیت مسجد آنقدر زیاد است که اگر حتی سالی یک روز هم نیاز به مسجد بزرگ داشته باشیم ارزش آن را دارد که مسجدی بزرگ و مناسب بسازیم. از طرف دیگر همه شما می دانید که این مسجد فعلی در شأن ما رحمت آبادیها نیست ، خیلی از ما خانه های شیک و تمیز ساخته ایم ولی مسجد ما این است که می بینید. دراین جا شعار خود را تکرار می کنیم که ما رحمت آبادیها لایق بهترین ها هستیم پس مسجد ما هم باید بهترین، زیبا ترین و تمیزترین مسجد باشد.

حال این سئوال پیش بیاید که چرا روستای ما یک مسجد خوب و بزرگ ندارد؟ در ابتدا ممکن است تصور کنیم که ما از نظر مالی توان ساخت آن را نداشته ایم؛ قطعاً این نبوده و ما اگر می خواستیم میتوانستیم با کمک هم این کار بکنیم. الآن در بین ما کسانی هستند که می توانند به تنهایی مخارج ساخت یک مسجد خوب را تأمین کنند. شاید بتوان گفت علت اصلی آن این بوده که ما احساس نیاز نکرده ایم. انسان اگر به چیزی احساس نیاز کند به دنبال آن می رود و آن را به دست می آورد.

یکی از راههایی که برای ساخت مسجد وجود دارد تخریب مسجد فعلی و بازسازی آن است که از طرف حیاط و نیز پشت مسجد امکان توسعه دارد.البته این کار به یک جسارت و دل به دریا زدن و استعانت از خداوند نیاز دارد. شاید بگویید خوب ما الآن هیچ پولی برای این کار نداریم. ولی باید توجه داشته باشیم که می خواهیم خانه خدا را بسازیم. کسی که همه خزائن آسمانها و زمین از اوست، او به همه چیز آگاهی دارد و او قادر مطلق است؛ دلهای انسانها در دست اوست، چطور ممکن است برای ساختن خانه اش کمک نکند. البته ممکن است در این راه سختیهایی باشد، اهالی فعلی روستا هم از عهده ساخت یک مسجد بزرگ بر نیایند ولی قطعاً مؤمنینی هستند که به این کار کمک کنند. باید همه رحمت آبادیها برای این کار دست به دست هم بدهیم.یکی از تجربه های خوبی که می توان در این زمینه از آن استفاده کرد، همکاری خوب اهالی برای برگزاری عزاداری حضرت سیدالشهداء علیه السلام و تهیه غذای نذری است که هرسال شاهد آن هستیم.

منابعی که جهت تأمین مخارج ساخت مسجد پیشنهاد می شود به شرح زیر است:

1-     کمک کردن کلیه رحمت آبادی ها (البته در ابتدا ممکن است زیاد کمک نکنند ولی وقتی ببینند کار شروع شده و دارد کار انجام می شود وضعیت فرق می کند)

2-     کمک گرفتن از افراد خیر غیر رحمت آبادی

3-     کمک گرفتن از نهادهایی مانند قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و آله)، مجمع خیرین مسجدساز استان اصفهان، بنیاد برکت، اداره اوقاف و غیره.

4-     هدایت نذورات و خیرات اهالی به سمت کمک به ساخت مسجد.این کار نیاز به یک فرهنگ سازی دارد. ما هرساله شاهد پخش گسترده نذورات در دسته های عزاداری هستیم و همچنین هر هفته شبهای جمعه جهت خیرات اموات اقلام زیادی مانند شکلات، کیک، شیرینی و غیره پخش می شود که اولاً از سالم بودن آنها اطمینان نداریم. ثانیاً اکثر اینها برای سلامتی مضر است. ثالثاًسرجمع اینها مبلغ قابل توجهی می شود رابعاً انسان اگر یک شکلات بخورد یا نخورد زیاد فرقی برای او ندارد ولی اگر ما بجای خریدن این چیزها به اندازه خرید یک آجر به ساخت مسجد کمک کنیم علاوه بر آلوده نشدن محیط مزارستان به پلاستیک و جعبه شیرینی و زباله، تا زمانی که از این مسجد استفاده شود، برای میت ما ثواب نوشته می شود و یک باقیات الصالحات و یک صدقه جاریه از او به یادگار می ماند.

شما حتماً تا کنون در یک مسجد بزرگ، تمیز و زیبا با سجاده فرشهای یکسان و زیبا حضور یافته اید و لذت حضور و نماز خواندن در چنین مسجدی را چشیده اید؛ قطعاً ما رحمت آبادیها هم می توانیم چنین مسجدی را بسازیم و هم لیاقت استفاده از چنین مسجدی را داریم.

 

ب- ساماندهی و بهبود کیفیت عزاداری در ایام محرم

1-     مراسم عزاداری: یکی از نقص های مراسم عزاداری در این ایام، نداشتن سخنران و مداح خوب و تواناست که نیاز است تدابیر لازم درخصوص دعوت از سخنرانها و مداحان خوب و برجسته و نیز هزینه های آن اندیشیده شود.

دیگر اینکه متناسب با نیازهای روز جامعهصحبت شود. موضوعاتی مانند: ابعاد واقعه عاشورا ( عاطفی، معرفتی، پیام عاشورا) مبانی اعتقادی ، تعلیم و تربیت فرزندان، طب و سلامتی، آسیبها و فرصتهای فضای مجازی، بینش سیاسی، ولایت فقیه (پس از 38 سال که از انقلاب اسلامی می گذرد، هنوز مسأله ولایت فقیه برای خیلی از افراد جا نیفتاده و در این زمینه مشکل دارند.)،پاسخ به سئوالات و شبهاتی که ممکن است در ذهن افراد باشد (امروزهشبهات زیادی توسط دشمنان اسلام و تشیع در فضای مجازی و غیره منتشرمی شود و ممکن است ذهن افراد را به خود مشغول کند و اکثراً بی پاسخ می ماند) و موضوعات دیگر....

در باره نوحه خوانی در شبهای محرم بخصوص در دو سه شبی که تعداد کسانی که می خواهند نوحه بخوانند زیاد است، یکی از کارهایی که باید انجام شود این است که با هماهنگی مسئول امور تبلیغات روستا حداکثر 4 نفر با قرعه کشی یا هر روش دیگری که صلاح دانستند، انتخاب شوند و نوحه بخوانند و همه نوحه خوانهایی که حضور دارند نباید انتظار داشته باشند که نوبت نوحه خوانی به آنها داده شود. به دلیل اینکه هم مراسم خیلی طولانی نشود و هم اینکه معمولاً وقتی تعداد نوحه خوان زیاد شود به آنها گفته می شود که زود تمامش کنید که نوبت به دیگران هم برسد و دراین مواقع، نوحه خوان هم نمی تواند درست نوحه اش را بخواند.

دیگر اینکه نوحه خوانها اشعار صحیح و پرمحتوا و به روز برای خواندن انتخاب کنند (در نظر سنجی که انجام شد، خیلی از افراد از نوحه های تکراری و قدیمی گلایه داشتند)و از خواندن اشعار ضعیف، سطحیو نامناسب اجتناب نمایند؛ زیرا بعضی اشعار و آهنگها که امروزه خواندهمی شود مناسب عزاداری نیست که البته این یک بحث مفصلی است که باید در موضوع آسیب شناسی عزاداریها به آن پرداخته شود.

2-     دسته جات عزاداری: یکی از ویژگیهای خوب و مثبت رحمت آبادیها، این است که دراین ایام از شهرهای دور و نزدیک به وطن خود می آیند وبا حضور خود در این دسته جات، شکوه و گرمیو عظمت و شور خاصی به این مراسم می بخشند که شرکت  و فعالیت مخلصانه در این مراسمات نشان دهنده ایمان و اعتقادات دینی و ارادت این عزیزان به سرور آزادگان، حضرت اباعبدا... الحسین (علیه السلام) می باشد.علیرغم زحمات زیادی که دوستان جهت برگزاری خوب و باشکوه این دسته جات می کشند ولی برخی نقاط ضعف در این مراسم دیده می شود که باید برای برطرف کردن آن چاره ای اندیشید:

1-     در بعضی موقع امکان سینه زدن و جواب دادن به نوحه خوان ( پس خوانی) کم رنگ می شود و حالت پیاده روی به خود می گیرد کهشاید ناشی از عدم رسیدن صدای بلندگو، تنگ بودن بعضی کوچه های مسیر، پخش نذورات در دسته عزاداری و ... باشد.

2-     اگر بتوان برای خواهران برنامه عزاداری جداگانه ای غیر از حضور در دسته جات و در جای دیگری مانند امامزاده یا سالن چند منظوره پیش بینی کرد که آنها در آن برنامه حضور پیدا کنند بهتر است. البته برای آن برنامهباید از سخنرانان و مداحان  خوب و توانا و پر جاذبه استفاده کرد تا بتواند خواهران را به خوبی جذب کند.

3-     مسأله دیگری که قابل  ذکر است پخش نذورات و خوراکیها در دسته عزاداری است. البته کسی مخالف نذری دادن نیست ولی در سالهای اخیر این مسأله خیلی زیاد شده و به حد افراط رسیده؛ همانطور که می دانید در روز عاشورا کل هستی ( انبیاء، ملائک، حیوانات، و جمادات و ...) عزادار حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) هستند؛ ازطرفی ما هم اگر مصائب آن حضرت و اهل و عیال شان را درک کنیم: سختیهای آن روز، مسأله عطش، شهادت طفل شش ماهه، شهادت یاران و فرزندان آن حضرت، اسب تاختن بر بدن مقدس شهداء، آتش زدن و غارت خیمه ها، کشیدن گوشواره از گوش دخترکان معصوم و فرار آنها در بیابانها و ... را تجسم کنیم، آیا با این حالت حزن و اندوه و با چشک اشکبار می توانیم از اول شروع دسته، دم و دقیقه چای بخوریم و شربت و کیک و شیرینی و شیر و دوغ و ...آیا ما نباید مثل خیلی از اولیای خدا که در این روز حتی آب و غذای کافی نمی خوردندبه آنها تأسی کنیم و با حضرت صاحب الزمان (عجل ا... تعالی فرجه) هم درد و هم ناله شویم؟

شاید بعضی از کسانی که این نذورات را پخش می کنند بگویند که ما نذر کرده ایم  و دیگر کاریش نمی شود کرد، البته اگر به صورت صحیح نذر کرده باشند و صیغه نذر را خوانده باشند درست است، چه بصورت مشروط (که مثلاً گفته باشنداگر مریضم خوب شد برعهده من است که برای خدا در روزهای عاشورا در دسته به عزاداران شربت بدهم)؛ و چه بصورت مطلق که شرطی نگذاشته باشند (مثلاً گفته باشند بر عهده من است که برای خدا در روزهای عاشورا در دستهبه عزاداران شربت بدهم ). ولی اگر صیغه نذر رابه این صورت نخوانده باشند نذری تحقق نیافته وبجای آن می توانند کار خیر دیگری انجام بدهند مانند کمک به بازسازی مسجد یا امور عامالمنفعه دیگر.

4- یکی دیگر از مسائل مربوط به دسته عزاداری، افزایش بیش از حد تعداد طبلها و سنجها و غیره است وبخصوص استفاده از طبل (دمام) و آلاتی که مربوط به جنوب کشور است و در چندسال اخیر وارد دسته عزاداری ما شده است.در این مدت اظهار نظرهای مختلفی درباره این پدیده شد و علیرغم این که اکثر مسئولین و اهالی آبادی با آن مخالف بودند به دلیل عدم آشنایی کامل مردم با معایب این پدیده و عدم همبستگی مردم برای برخورد مناسب با آن تا کنون ادامه پیدا کرده. لذا حقیر با تحقیاتی که در این مدت انجام دادم و نظر خواهی که از رحمت آبادیها صورت گرفت، نتیجه آن را به استحضار هم ولایتیهای عزیز می رسانم:از مسئولین هیأت و سرپرست این گروه اجازه می خواهم تا مستقیماً با عزیزانی که متصدی و نوازنده این وسایل هستند صحبت نمایم.

شکی نیست که کلیه کسانی که از شهرهای دور ونزدیک و نیز خود اهالی که در دسته عزاداری شرکت می کنند و از جمله شما عزیزان، به نیت عزاداری و اقامه عزای حضرت سیدالشهداء علیه السلام در این مراسم شرکت و فعالیت می کنید و این از نقاط قوت روستای ماست و من به سهم خود از همه تقدیر و تشکر می کنم .

از وقتی که نظر خواهی مطرح شد شاید شما تصور کرده باشید که کسی آمده و می خواهد مانع کار شما شود ولی در ادامه این مطلب و نیز با انتشار طرح جامع توسعه، پیشرفت و آبادانی رحمت آباد خواهید دید که این طور نیست. بنده هیچ سمتی در روستا ندارم و هیچ کس نیز از من نخواسته که مطلبی در این خصوص بنویسم، آنچه که باعث شد من  به این مسأله بپردازم احساس وظیفه و عشق و علاقه ای است که به زادگاهم و فرهنگ و آداب و رسوم آن دارم و نیز به شما عزیزان که چشم و چراغ و امیدهای آینده این روستا و کشور هستید. لذا اجازه دهید به عنوان یک برادر کوچکتر،مواردی را که لازم است دراین خصوص متذکر شوم: من آدم مؤمن و با سوادی نیستم ولیدر حین کار متوجه امداد الهی شدم که به صورت ویژه مرا راهنمایی کرده و خداوند در آیات مختلف قرآن بر این مسئله تأکید کرده «اَلَّذین جاهَدوا فینا لَنَهدیَنَّهُم سُبُلَنا» «اِن تَنصُرُوالله یَنصُرکُم» «وَ َمن یَتَّقِ الله یَجعَل لَهُ مَخرَجاًَ وَ یَرزُقهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِب» « وَ َمن یَتَّقِ الله یَجعَل لَه فُرقاناً» « اِنَّ اللهَ یُدافِعُ عَنِ اَلَّذینَ آمَنوا» و ...

ای عزیزان نور دیده

این وسایل مربوط به فرهنگ و آداب و رسوم عزاداری روستای ما نیست. می دانید که هر یک از مناطق ایران دارای فرهنگ و آداب و رسوم و وسایل عزاداری مخصوص به خود است: اردبیل یک فرهنگ عزاداری دارد مانند تشت گذاری، زنجانیها در حسینیه اعظم یک جور عزادرای می کنند؛ در مشهد اردهالکاشان یک جور عزاداری می کنند؛ عربها به سبک خود عزاداری می کنند، مناطق شمالی جور دیگری و هر شهر و روستایی آداب و رسوم مربوط به خود را دارند و چه اهالی آن مناطق و چه افرادی که در مناطق دیگری زندگی می کنند و در این ایام به شهر یا روستای خود برمی گردند، به شدت به آداب و رسوم خود پایبند هستند و هیچ یک از اینهاسبک و روش عزاداری دیگر مناطق را نمی پذیرد. (شاید از دسته عزاداری آبادانیها برای اجرای برنامه دعوت کنند ولی خودشان هیچ وقت از این وسایل استفاده نمی کنند.در واقع هیچ یک از مناطقی که دارای فرهنگ اصیل و ریشه داری باشد از فرهنگ دیگر مناطق تبعیت نمی کند.)روستای ما نیز مانند روستاهای دیگر، فرهنگ، آداب و رسوم مخصوص به خود را دارد؛ که اتفاقاً ریشه دار و اصیل هم هست، فقط با این تفاوت که ما به این فرهنگ و سنت خود بی توجهی کرده ایم و به دلیل اینکه از آن محافظت نکرده و آن را به تناسب نیاز روز رشد نداده ایم، خیلی از رسم و رسومات ما به فراموشی سپرده شده است. (یکی از آداب عزاداری ما که من به یاد دارم این بود که در موقعی که نوحه خوان اشعار نوحه را می خواند، خیلی مرتب و هماهنگ سینه می زدند و هنگامی که باید جواب می دادند یا به قول معروف پس خوانی می کردند، دیگر سینه نمی زدند و محکمو یک صدا جواب می دادند. که این رسم متأسفانه به فراموشی سپرده شده است.)ما دچار یک خود باختگی شده ایم که خود را پایین تر از دیگران می بینیم؛ درصورتی که اینطور نیست ما از بقیه مردم ایران و حتی جهان چیزی کم نداریم و بلکه از ابعادی ازآنها برتر هستیم. ما هیچ نیازی نداریم که از آداب و رسوم بوشهر و آبادان وام بگیریم.

 

ای عزیزان دل

      نمی دانم شما از فلسفه و علت پیدا شدن این آلات و خاستگاه آنها خبر دارید یا نه؟ تا آنجا که من تحقیق کرده ام این وسایل مربوط به قسمتهایی از آفریقا بوده و در آنجا استفاده می شده است؛ افرادی آنها را به بوشهر آورده اند و فعلاً به نام فرهنگ عزاداری بوشهر شناخته شده است و از آنجا به مناطقی از جنوب ایران گسترش یافته است. درخصوص علت پیدایش این آلات هم بدین صورت بوده که در مناطقی ساحلی از آفریقا که شغل اصلی مردم آن صیادی بوده، در بعضی مواقع دریا طوفانی می شده و قایق ماهیگران غرق می شده و تعدای از صیادان جان خود را از دست می داده اند. لذا بازماندگان آنها که کاری جهت بازگردادن اجساد جان باختگان از دریا از دستشان برنمی آمده، بر اساس اعتقادات شان سعی می کردند با نواختن ساز و طبل، دریا را خوشحال کنند تا اجساد عزیزانشان را به آنها برگرداند، چون آنها معتقد بودند که وقتی دریا طوفانی می شود ناراحت و عصبانی شده است. از طرفی افراد با شنیدن صدای این وسایل متوجه غرق شدن کسانی می شدند. کم کم این وسایل جهت اطلاع رسانی فوت افرادی از قبیله به دیگران بکار گرفته شد(چون وسایل ارتباطی دیگری نبود)و همچنینبرای نشان دادن عزا و مصیبت رواج پیدا کرد .

ای امیدان آینده

حتماً میدانید که این وسایل به گونه ای از آلات موسیقی هستند.موسیقی به وسیله شیطان ابداع شد و اولین نوازنده موسیقی هم شیطان بود که در هنگام فوت حضرت آدم (ع) برای قابیل موسیقی نواخت و با هم ابراز خوشحالی کردند.به دلیل اینکه ضررهای موسیقی بیش از منافع آن استدر دین اسلام نواختن و ترویج موسیقی نکوهش شده؛پیامبراعظم اسلام (ص) می فرماید:« فرشتگان در خانه ای که وسایل موسیقی در آن باشد وارد نمی شوند ودعای اهل آن مستجاب نمی شود و برکت از آن خانه می رود». بعضی از مراجع، موسیقی سنتی که مهیج نباشد را مجاز دانسته و بعضی از مراجع مانند حضرت آیت ا... صافی گلپایگانی که اکثر رحمت آبادیها مقلد ایشان هستند این گونه فتوی داده (( همه انواع موسیقی حرام است و گوش دادن به آهنگی که از نواختن آنها تولید می شود نیز حرام است. خرید و فروش و استفاده و ساختن و تعلیم و یاد گرفتن آنها حرام است.)) همچنین درباره استفاده از آنها در مراسم عزاداریمی فرماید:(( مراسم عزاداری حضرت سیدالشهداء علیه السلام که بصورت مجالس روضه و سخنرانی و حرکت هیئتهای عزا برگزار می شود از شعائر بزرگ مذهب و موجب احیای آثار اهل بیت است و هرچه از استعمال این وسایل دورتر باشد و ساده و بی پیرایه برگزار شود، شکوه معنوی آن برتر می شود)) (از کتاب جامع الاحکام ایشان). موسیقی سنتی سالم که بعضی مراجع آن را مجاز می دانند و در دستگهایی مانند: چارگاه، بیات، حجاز، ابوعطا و ... نواخته می شود، دارای فراز و فرود و گسستگی است ولی خیلی از موسیقیهای دیگر کشورهاو از جمله صدایی که از نواختن این آلات جنوبی شنیده می شود خطی، یکنواخت و پیوسته است که با شنیدن آن انسان دچار یک حال تخدیر و خلصه و یک لذت نفسانی می شود که انسان دوست دارد آن را ادامه بدهد. من خودم با دقتی که در زمان نواختن شما در حالات شما داشتم به خوبی این حال را دیدم که هرچه به شما می گفتند دیگر نزنید، شما دوست نداشتید دست از نواختن بکشید.شاید بتوان گفت آنچه که باعث شده اسلام موسیقی به طور کلی مخالفت کند همین حالت غفلت و سرخوشی و لذتی است که از شنیدن موسیقی پدید می آید؛ اسلام قطعاً با لذت بردن مخالفتی  ندارد ولی لذتی که نفس انسان از چیزهای مانند خوردن و خوابیدن و کلاً لذات حیوانی می برد اگر کنترل نشود باعث سرکشی و طغیان نفس می شود که انسان را به جاهای خطرناکمی کشاند و برضد سعادت و خوشبختی انسان است. به عبارت دیگر هرچه نفس بیشتر در لذات غرق شود، انسان خوارتر و ذلیلتر می شود.(برای اطلاعات بیشتر می توانید به مطلبی که در باره نظر اسلام در باره موسیقی در این کانال منتشر شده یا کتاب موسیقی از دیدگاه قرآن و حدیث نوشته محمد بیستونی مراجعه نمایید).

نکته دیگر این است معمولاً در مناطقی که مردم متدین تر و دارای فرهنگ دینی بالاتری هستند، رواج موسیقی و ابزارآلات آن کمتر است. قطعاً این روستا نیز از مناطقی است که از قدیم مردم متدین با فرهنگ دینی بالایی داشته و ما با کمی همت و تلاش می توانیم صادر کننده فرهنگ خود به دیگر مناطق باشیم نه اینکهوارد کننده فرهنگ و سنتی که در سطحی پایین تر از فرهنگ خودمان است باشیم.

عزیزان، یکی از معایب دیگر این آلات این است که به دلیل اینکه انسان در مقابل چشم دیگران این وسایل را می نوازد و دیگران نظاره گر او هستند و ممکن است مورد تحسین آنها قراربگیرد ، امکان کم شدن اخلاص و هدر رفتن زحمات ما وجود دارد که شرط قبولی اعمال ما در درگاه الهی و رضایت حضرت اباعبدا... الحسین(ع)،مخلصانه بودن آنهاست.

همانگونه که میدانید ریتم نواختن و آهنگ این آلات، ریتم خاصی است و بر خلاف طبل های سنتی، امکان تنظیم آن با آهنگ نوحه خوان وجود ندارد، لذا باعث ناهماهنگی می شود و هم نوحه خوان نمی تواند به خوبی آهنگ خود را  تنظیم کند و هم سینه زنها دچار سردرگمی می شوند. حتی در مناطق جنوب نیز در هنگام نوحه خوانی، این وسایل نواخته نمی شود.

تا آنجا که من به یاد دارم در دسته عزاداری این روستا از قدیم طبل استفاده می شد که به دلیل نبود بلندگو و نرسیدن صدای نوحه خوان به همه جای دسته و جهت هماهنگی بین نوحه خوان و سینه زنها بوده و امروزه با آمدن بلندگو، این نقش و کارکرد طبل نیز جایگاه خود را از دست داده است.همچنین نیاز به این همه سنجها و طبلهای معمولی هم نیست و باید توسط مسئولین روستا و هیئت تدبیری اندیشیده شود.

دوستان عزیز

شاید کم و بیش شنیده اید کهمسئولین، بزرگان و اکثر مردم با استفاده از این وسایل در عزاداری موافق نیستند و در نظر خواهی انجام شده دراین زمینه هم کاملاً مشاهده شد، ای کاش قبل از اینکه این وسایل تهیه و به روستا آورده شود، با مسئولین هیأت و مسئول امور تبلیغی آبادی هماهنگ می شدو اگر در این زمینه نذری همشده و باجاری کردن صیغه صحیح نذر هم بوده،باتوجه به اینکه دارای مفسده است، اجرا نکردن آن ضرری به شما نمی زند.

 اگر هیچ یک از معایبی که در بالا گفته شد نیز وجود نداشت ، باز هم شرط ادب،این است که به نظر بزرگان و کسانی که در این زمینه مسئولیت دارند، احترام گذاشته و نظر آنها را بپذیریم. که اگر کار ما مورد رضایت آنها نباشد، قطعاً خداوند نیز از ما رضایت نخواهد داشت. باید حواسمان را جمع کنیم که حکایت ما مانند آن کسی که قمهمی زد نشود که وقتی به او گفتند: قمه زدن در حال حاضر صلاح نیست، او گفت اگر خود امام حسین نیز به من بگوید قمه نزن، من قمه می زنم.

در نظر سنجی انجام شده سؤال شده بود که علت موافقت یا مخالفت شما با استفاده از این وسایل چیست؟ کسانی که موافق این وسایل بودند تعدادشان بسیار کم بود و دلایل قانع کننده ای هم برای موافقت خود ذکر نکرده بودند. می توان گفت بیشتر، علت استفاده از این وسایل را نداشتن مداح خوب و توانا و نیز قدیمی و یکنواخت بودن سبک عزاداری عنوان کرده بودند، البته درست است که ما مداح خوب کم داریم و سبک عزاداری نوحه خوانهای ما هم قدیمی است ولی این وسایل به هیچ وجه جای مداح خوب را نمی گیرد البته ما باید به سمت به روز کردن عزاداری حرکت کنیم اما با روشهای درست و بدون عیب و نقص و متناسب با فرهنگ و رسم و رسومات خودمان، نه با تقلید از فرهنگ دیگران.

عزیزان،امید ما به شما آینده سازان است خودتان را به چیزهای کم ارزش و کوچک سرگرم نکنید، حد و اندازه شما خیلی بیشتر از این چیزهاست،هدف های بزرگ و باارزش برای خود انتخاب کنید،این روستا برای پیشرفت و آبادانی نیاز به همت و تلاش شما دارد که اگر به همین منوال پیش برود دیگر رحمت آبادی نمی ماند که شما بخواهید در آن دمام زنی بکنید. آیا می دانید که جمعیت رحمت آباد از چند هزار نفر به حدود هفتصد نفر رسیده؟!!

می دانید که واقعه عاشورا دارای سه بعد می باشد:

اول بعد احساسی و عاطفی عاشورا با نشان دادن حزن و اندوه و گریه بر مصائب آن حضرت و بیان مطالبی در باره عطش، شهادت طفل شیر خواره ، نحوه شهادت شهدای کربلا ، بوسیدن رگهای بریده و غیره .

دوم بعد معرفتی عاشورا مانند شناخت امام حسین علیه السلام، دلیل بیعت خواستن یزید از آن حضرت، علت آمدن آن حضرت به کربلا ، علت آوردن اهل و عیال خود به کربلا، وقایع پیش آمده  از ابتدای حرکت ایشان از مکه تا روز عاشوراو پس از آن و ...

سوم پیام عاشورا: امام حسین از ما چه انتظاریدارد؟ (کونو لِظالم خَصماً و لِالمَظلومِ عَونا. دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید.) (مِثلی لایُبایِعُ مِثلَه.کسی که مثل من است با کسی مثل یزید بیعت نمی کند.)(من برای تمایلات نفسانی، طغیان و فساد و تباهی قیام نکردم، بلکه هدف من اصلاح امت جدم رسول الله بود و امر به معروف و نهی از منکر) و .... استفاده از این وسایل اگر هیچ مشکلی هم نداشته باشد، فقطدرحد نشان دادن غم و اندوه و عزا ( بُعد عاطفی) در مناطق مربوط به خود است و هیچ نقشی در افزایش معرفت و شناخت وظیفه ما در برابر واقعه عاشورا ندارد.یکی از اقدامات دشمنان اسلام هم این است که ما بیشتر به ظواهر کار سرگرم شویم و از علت و اهداف متعالی قیام آن حضرت غافل شویم تا بتوانند به آسانی بر ما غلبه کنند. وقتی ما علم و معرفت کافی نداشته باشیم با انتشار چند شُبه ما را به راحتی خلع سلاح می کنند.

 

و کلام آخر اینکه بدون این وسایل هم می شود عزاداری کرد،با سینه زدن و زنجیر زدن و آن چیزی که برای عزاداری لازم است، دستی است که بر سرو سینه فرود آید و چشمی اشکبار که بر مصائب آن حضرت بگرید.

نکته ای هم که عزیزان دست اندر کاران هیئت و مسئولین روستاباید در زمینه این وسایل به آن توجه داشته باشند این است که این یک آسیب و انحراف کوچکاز مسیر صحیح عزاداری است که اگر برخورد مناسبی با آن نشود، باید منتظر انحرافات و آسیبهای بزرگتر باشیم و مقابله با آسیبهای بزرگتر خیلی مشکل تر خواهد بود. سعی ما براین بوده که بهترین و مؤثرترین راه را انتخاب کنیم و آن بالا بردن سطح آگاهی مردم و روشن کردن فضاست تا عزیزانی که متصدی این وسایل هستند بتوانند به درستی تصمیمی که به نفع خود آنها و کل روستا و از همه مهمتر مورد رضای حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) است را بگیرند.

5- عیب دیگر عزاداری ما حضور نیافتن خیلی از افراد پس از اتمام دسته عزاداری در مسجد جهت اقامه نماز ظهرو عصر است. هیچ کس از اهمیت نماز جماعت ظهر عاشورا بی خبر نیست و در سالهای اخیر تبلیغات خوبی جهت برپایی نماز ظهر عاشورا در کشور صورت گرفته ولی متأسفانه درروستای ما تعداد کمی از عزاداران در نماز جماعت شرکت میکنند؛ البته مسجد نیز همانگونه که قبلاً اشاره شد گنجایش این جمعیت را ندارد ولی آنچه که مایه تأسف است بی اعتنایی بعضی به مسجد و نماز جماعت است.

6- باتوجه به مکانی که جهت پذیرائی از عزاداران حسینی و ظهر تاسوعا و عاشورا آماده شده وزحماتی که دوستان در این زمینه می کشند که انشاا... خداوند از همه قبول فرماید؛ ولی هنوز هم این گونه پذیرایی شایسته مردم عزیز ما نیست و باید خیلی بهتر از این عزیزان پذیرایی کرد. چرا که ما رحمت آبادیها لایق بهترین ها هستیم ،پس نحوه پذیرایی ما هم باید بهترینباشد.

یکی از راهها برای پذیرایی بهتر ساخت سالن چند منظوره است که قبلاً اشاره شد تا فضای بزرگ و مناسبی جهت پذیرایی آماده شود و مردم مجبور نشوند هم پشت در معطل شوند و هم در وضعیتی نامناسب و با پایمال کردن کفشهای دیگران و موکتهایی پر از برنج و خورشت بنشینند.

7- ضمن تقدیر و تشکر از کلیه کسانی که هم از نظر مالی کمک کرده اند و هم زحمت کشیده اندتا ساختمان حسینیه به اینجا برسد، به خاطر ساخت طبقه دوم و زدن سقف که در حد خود کار بزرگ و مهمی انجام شده و ما را از کشیدن چادر و سرما وچکه کردن آب باران روی سرمان در هنگام تعزیه نجات داده. لذا به خاطر علاقه ای که به دوستان طراح و مجری این کار دارم و آنها را مانند برادر خود می دانم به حدیثی از امام صادق علیه السلام توسل می جویم که فرمود: (احب اخوانی من اهدی الی عیوبی) (بهترین برادران من کسانی هستند که عیوب مرا به من هدیه کنند) و به عنوان برادر کوچکتر معایبی که به نظرم می رسد را در این زمینه مطرح می کنم تا کاری که انجام می شود بدونعیبو نقص از آب در بیاید و معایب در حد امکان برطرف شود :

1-     زمین و ساختمان حسینیه کوچک است که کوچک بودن فضا باعث می شود صدا بپیچد و صدای تعزیه خوانها به خوبی شنیده نشود،در سال گذشته که چند دقیقه ای را در آنجا بودم صدا آنقدر بلند و آزاردهنده بود که انسان دچار سرگیجه می شد.

2- میدان تعزیه خوانی خیلی کوچک است و فاصلهمناسب بین آنها و تماشاگران وجود ندارد؛ همچنین سکوهای مناسب که در حسینیه های دیگر مناطق وجود دارد، اینجا ساخته نشده کهباعث اذیت شدن و خسته شدن و درست ندیدن صحنه تعزیه توسط تماشاگران به خصوص خواهران در طبقه دوم می شود.

3-     بهتر است تعزیه فقط عصرها باشد و شبها مردم بتوانند در مراسم عزاداری مسجد شرکت کنندو چون تعزیه تا نیمه های شب طول می کشد، بعضی از مردم ممکن است برای نماز صبح خواب بمانند. دوسه سال قبل که در یکی از شبهای قدر به روستا آمده بودم با کمال تعجب و تأسف دیدم که در شب قدر تا سحر مراسم تعزیه خوانی برقرار است. می دانید که شب قدر موقع تعزیه خوانی نیست، شب دعا و قرائت قرآن است والعفو و الغوث گفتن و استغفارو تضرع و زاری به درگاه الهی. ما نمی دانیم توفیق وقوف در عرفات را پیدا می کنیم یا نه تا بتوانیم آنجا از خداوند طلب عفو و بخشش نماییم، همچنین هیچ کس از زمان سفر خود خبر ندارد پس باید این شبها راقدر بدانیم و توشه ای برای آخرت خود مهیا کنیم و خود را آماده کنیم که هر وقت بانگ الرحیل آمد با آرامش خاطر و اطمینان بار سفر ببندیم و به ملاقات حضرت حق نائل شویم زیرا سفر آخرت بس سخت و دشوار است و توشه فراوان می خواهد. ایکاش آنهاییکه از این دنیا رفته اند می توانستند به ما بگویند که آنجا چه خبر است و چه زاد و توشه ای نیاز داریم. البته خداوند این را به گفته که(تزودوا ان خیر الزاد التقوا) مردم زاد و توشه تهیه کنید و بهترین توشه تقواست.

پس ای عزیزان دل، شبی که بهتر ازهزار ماه است (تقریباً هشتاد سال به اندازه عمر یک انسان) را به کارهای کم اهمیت و حتی تعزیه خواندن از دست ندهید که این خسران مبین است. هر شب قدری را که ما درک می کنیم شاید آخرین شب قدر عمر ما باشد. ما اگر گناهکار هم باشیم باز باید امیدوار به رحمت الهی باشیم، چرا که در رحمت الهی به روی همه باز استکه اگر یک قدم به سوی خدا برداریم، خداوند ده قدم به سوی ما می آید. این سفره گسترده ای است که هیچ کس از آن محروم نشده و همه می توانند از آن بهره ببرند.

4- در ایام محرم سه پایگاه عمده در روستا فعال است، مسجد، دسته عزاداری و حسینیه. از قدیم که من یادم می آید بین دست اندرکاران تعزیه و دسته عزاداری و مسجد هماهنگی برقرار بود و اغلب کسانی بودند که هم در مسجد مسئولیت داشتند و هم در دسته عزاداری و هم در برگزاری تعزیه، ولیچند سالی است که احساس می شود بین این سه پایگاه هماهنگی لازم کم شده است. به عبارتی هیئت حضرت رقیه (ع) با مرکزیت حسینیه، هیئت قمر بنی هاشم (ع) با مرکزیت دسته عزاداری و جریان سنتی با مرکزیت مسجد جامع که باید مکمل هم باشند هماهنگ با هم حرکتنمی کنند. البته هدف از مطرح کردن بحث این نیست که دنبال مقصر بگردیم و تقصیر را به گردن فرد یا افرادی بیندازیم که اگر بخواهیم کسی را به عنوان مقصر معرفی کنیم، من خودم را تا حدودی دراین زمینه مقصر می دانم که در این زمینه کم کاری کرده ام.بلکه هدف رسیدن به اتحاد و همبستگی است که نیاز امروز روستای ماست.

نکته دیگری که باید در تکمیل این بحث ذکر شود این است که همانطور که از قدیم در روستا رسم بوده از صبح تا ظهر اختصاص به دسته عزاداری داشته، از بعدازظهر تا غروب اختصاص به تعزیه و شبها در مسجد عزاداری برگزار می شده است واین نظر که شبها هم تعزیه باشد و هم مراسم عزاداری در مسجد و هر کس در هر کدام از اینها خواست شرکت کند، به دلیل کوچک بودن محیط روستا کار پسندیده ای نیست، لذا تقسیم بندی ذکر شده سنت خیلی خوبی است که باید حفظ شود .

ج - اقداماتی جهت افزایش خودباوری، اعتماد به نفس، افزایش امید و شور و نشاط در روستا

مهاجرت به شهر بعضی افراد، فوت سالخوردگان و به طور کلی کاهش جمعیت روستا،کمبود نسل جوان و پویا و بانشاط و سرزنده و ... باعث ایجاد روحیه یأس و نا امیدی به آینده و افسردگی در اهالی می شود، به خصوص در افرادی که هیچ یک از فرزندانشان در روستا نمانده اند و احساس می کنند که پس از مرگشان درِ خانه آنها بسته می شود، نگران سرنوشت خانه و زندگی، دامداری، کشاورزی و باغ و مزرعه خود هستند که یک عمر برای بدست آوردن و ساختن تک تک آنها چقدر زحمت کشیدند. و در آینده نمی دانند چه بر سر آنها خواهد آمد.لذا جهت افزایش امید و شور و نشاط و سرزندگی و افزایش اتحاد و همبستگی برنامه های زیر مفید می باشد:

1- مراسم جشن و سرور که در مناسبتهایی مانند اعیاد و تولد معصومین (علیم السلام)با استفاده از مداحان توانا در مکانی مانند سالن چند منظوره برگزار شود کهافراد بتوانند به راحتی دست بزنند و برای جوانان هم جذاب باشد.

2- برگزاری کلاسهای حفظ، قرائت و تفسیر قرآن، مسابقات قرآن، نهج البلاغه، اذان و مسابقات فرهنگی. و هیئت مذهبی هفته ای یکبار.

3- تشکیل گروههای سرود، تواشیح و هم خوانی جهت اجرای برنامه در مناسبتهای مختلف در روستا و در سایر مناطق

4- برگزاری اردوهای تفریحی- زیارتی- سیاحتی به مناطق مختلف کشور

5- برگزاری جشنواره های مختلف مانند جشنواره شروع برداشت محصولات کشاورزی، مسابقه آشپزی و غذاهای محلی و غیره برای خواهران و ....

6- مسابقات ورزشی (فوتبال، والیبال، بازیهای محلی) به صورت رسمی در ایامی مانند عید نورروز ، عید فطر و ایام دیگر که جمعیت زیادی به روستا می آیند.

 

7- برگزاری مراسم بزرگداشت و حتی جشن تولد برای بزرگان خاندان که در قید حیات هستند توسط فرزندان و اطرافیان انها.

8- انجام کارهایی در جهت حفظ دستاوردهای والدین که احساس کنند پس از مرگشان، خانه و زندگی و زراعت و به طور کلی چیزهایی که برای آنها زحمت کشیده اند از بین نخواهد رفت.

9- حتماً مشاهده کرده اید که خیلی از اجناس قدیمی و عتیقه خانواده ها که نشان دهنده هویت و تاریخ و تمدن روستا بوده، یا توسط دوره گردها به بهای اندک خریدارای شده یا توسط سارقان به سرقت رفته؛ لذا نیاز است که اقدامات لازم جهت حفظ و احیای اماکن تاریخی و نیز اشیاء تاریخی و قدیمی باقیمانده صورت گیرد.

10- احیای بازیهای سنتی و محلی مربوط به روستا و مکتوب نمودن روش و قوانین آنها و یاد دادن به جوانان مانند: هفت سنگ، چوق پل بازی، سه دره بازی با پوزولی خاکی با مزه اش، بازی خومساری و کالاخور شدن، گانی بازی، گاو گوسال مندک پنیر یا شادراز ، گل بازی و ...

11- تهیه شجره نامه کل روستا (که توسط بعضی دوستان در دست تهیه است).

12- اکثر ما جوانترها اطلاعات کمی از تاریخ و پیشینه روستا داریم لذا با استفاده از اطلاعات بزرگترها و وکتاب و نوشته هایی کهنزد بعضی افراد وجود دارد کل تاریخ روستا تدوین و چاپ شود.

13- برگزاری مراسم بزرگداشت برای افراد برجسته و تأثیرگذار در تاریخ روستا که در گذشته بوده اند و معرفی آنها به نسل جوان.

14- جمع آوری فرهنگ و آداب و رسوم  (فورکلور) روستاو اصطلاحات رایج در قدیم، مانند اصطلاحات آب و هوا( قنوش، کردعلی، قوچ گدار و ...) ازدواج (حنا دزه، پاانداز، چوپی و ...) کشاورزی( چوم، کرچل، دم گوو و ...) چوشی، شیرعوض، مردجوق، خلمه  و ... و اشعار قدیمی که هنگام کار می خواندند.

15- ایجاد سایت یا وبلاگ در اینترنت یاکانال مربوطبه رحمت آباد در شبکه های اجتماعی جهت ارتباط با رحمت آبادیهاو انتشار خبرهای روستا .

16- ایجاد خانه فرهنگ و نمایشگاه جهت شناساندن و حفظ تاریخ و تمدن و فرهنگ روستا با نشان دادن عکس و اسناد و اشیاء قدیمی

17- گردهم آیی دورهای مثلاً همکلاسیها، هم خدمتیها، هم محله ای ها، کل یک فامیل و غیره، هر سال یا چندسال یکبار.

18- برقرای ارتباط با رحمت آبادیهایی که ارتباط خود را با روستا قطع کرده اند. همچنین با نسل دوم رحمت آبادیها که معمولاً به دلیل اینکه در روستا به دنیا نیامده اند و خاطرات کودکی آنها در روستا شکل نگرفته است و نیزاکثر اهالی روستا را نمی شناسند، علاقه و دلبستگی کمتری به رحمت آباد دارند.

 

19- جمع آوری زندگینامه، وصیت نامه، خاطرات، و آثار شهدای روستا و چاپ و انتشار آن.

20- افرادی در روستا خانه دارند ولی مقیم روستا نیستند و در شهرها زندگی می کنند و بیشتر در تعطیلات به روستا می آیند.بعضی از این افراد در مسائل اجتماعی روستا شرکت نمی کنند مانند نماز جماعت، برنامه های فرهنگی مذهبی، امور عمومی روستا و غیره؛ همچنین دیگر اهالی روستا آنها را خوب نمی شناسند و آنها نیز اهالی روستا را خوب نمی شناسند. لذا لازم است که بین این افراد با اهالی روستا و نیز کلیه رحمت آبادیها با هم ارتباط برقرار شود تا همه رحمت آبادیها یکدیگر را بشناسند و هم این افراد در امور عمومی روستا شرکت فعال پیدا کنند.

21- برگزاری جلسات هم اندیشی درباره مسائل و مشکلات روستا به روش سالم و بدون حاشیه و اتهام زدن به دیگران....

22- باید وضعیت روستا را به گونه ای تغییر دهیم که همه احساس کنند روستا روبه پیشرفت است و این مسئله برای جلوگیری از مهاجرت به شهر خیلی مؤثر است.

23- فعال ترکردن کتابخانه برای بالا بردنفرهنگ کتاب خوانی و افزایش اعضای کتابخانه.

24- باتوجه به اینکه این روستا فاقد امکانات فرهنگی و ورزشی است که بتواند جهت رشد جوانان و پر کردن اوقات فراغت آنها فعالیت نماید و همچنین جهت جلوگیری از روی آوردن آنها به تفریحات ناسالمو خدای نکرده روی آوردن به انحرافات و مصرف مواد مخدر باید به نوجوانها به صورت ویژه توجه کنیم و

و آنها را جذب کنیم که اگر ما آنها را جذب نکنیم، دیگران آنها را جذب می کنند. امروزه گرگهای زیادی برای رسیدن به مطامع خود، جهت به دام انداختن این نوگلان معصوم کمین کرده اند.

25- کمک به بعضی از جوانها که گرفتار مصرف مواد مخدر شده اند، جهت ترک این مواد و بازگشت به زندگی عادی و جبران گذشته. 

26- کمک به افرادی که خدای ناکرده اقدام به فروش مواد مخدر در روستا می کنند جهت داشتن درآمد کافی از راههای قانونی و مشروع.

27-کمک و زمینه سازی جهت انجام فرائض دینی و بخصوص امر به معروف و نهی از منکر.

 

5- اقدامات جهت ایجاد امکانات آموزشی، بهداشتی و درمانی

می دانید که فعلاً مدرسه در روستا تا کلاس ششم می باشد. همچنین درمانگاه آبادی بعضی روزها دکتر حضور دارد. در حال حاضر دانش آموزی که کلاس ششم را تمام کرده و باید به کلاس بعدی برود، چند راه را پیش رو دارد: اول اینکه به صورت روزانه به شهر یا جایی که مدرسه هست برود و عصر به روستا برگردد که این رفت و برگشت درصورتیکه وسیله نقلیه هم فراهم باشد باز هم مشکلات خاص خود را دارد. دوم اگر بخواهد به مدارس شبانه روزی در شهر برود، باتوجه به سن کم، دچار مشکلات دیگری می شود. سوم اینکه ترک تحصیل کند که این نیز اصلاً به صلاح نیست؛ لذا بعضی خانواده ها مجبور می شوند برای تحصیل فرزندانشان به شهر مهاجرت کنند. یا اگر خانواده ای بخواهد به روستا برگردد این امکانات برای او فراهم نیست. از طرفی اگر به ادارات مربوطه بگوییم که ما مدرسه بالاتر و یا دکتر همیشگی می خواهیم، می گویند جمعیت آبادی کم است و امکان دادن این امکانات به شما نیست. به عبارت دیگر این سئوال مطرح می شود که اول باید جمعیت باشد تا امکانات و اشتغال بیاید؟ یا اول باید امکانات و اشتغال بیاید تا جمعیت روستا زیاد شود؟ در حقیقت ما در یک دور باطل گرفتار شده ایم و باید برای بیرون آمدن از این دور باطل باید راهی پیدا کنیم.

 

6- اقدامات جهت پیشرفت و اصلاح وضعیت کشاورزی

1- باتوجه به خشکسالی های چند ساله اخیر، ما راهی جز استفاده بهینه از آب در کشاورزی نداریم. امسال دولت کمک خوبی جهت ایجاد سیستم آبیاری و لوله کشی آب می کرد که ظاهراً اجرای آن شروع شده که اگر اجرا شود می تواند تا حدودی مشکل کم آبی را مرتفع نماید.

2- کشت گلخانه ای که نیاز به آب زیادی نداردو بازده محصول خوبی دارد.

3- استفاده از کشت جایگزین مانند زعفران که آب بسیار کمی می خواهد و در روستای ما هم خوب جواب داده است.

4- یکپارچه سازی اراضی تا نیاز به انتقال آب به نقاط مختلف یک دشت نباشد ( به قول خودمان جوب تر کنی بیهوده)

5- همه افراد یک دشت را کشت کنند و از اول دشت شروع به آبیاری شود تا آخرتا نیاز به جوب تر کنی های مکرر نباشد.

6-در سالهای اخیر کشاورزان نهالهای زیادی از نقاط مختلف به روستا آورده و کاشته اند (بخصوص گردو) که به دلیل متناسب نبودن آنها با آب و و هوا و خاک این روستا، این درختان هیچ محصولی نداده یا کم بار می دهند و هرسال شاخه های زیادی از آنها خشک می شود. لذا برای کاشت درختان باید به این مسأله توجه داشت که نهالهای چهمنطقه ای با آب و هوای این روستا جور در می آید. همچنینجهت کاشت نهال باید از متخصصین کشاورزی استفاده کرد در مواردی مانند نوع درخت مناسب با زمین ما، فاصله نهالها از یکدیگر، نوع درختی می توان تا بزرگ شدن نهالها در بین آنها کاشت. میزان آب مورد نیاز این درختان و فواصل آبیاری، نوع کود مورد نیاز، شناخت آفتها مانند کرم خراط که جدیداً در روستا مشاهده شده و نوع مبارزه با آنها و نوع سم و دفعات سم پاشی، نحوه هرس درختان، نوع گودبرداری و بیل زدن زمین، شناخت طرف آفتاب خور درخت که هنگام کاشت جابجا نشود و ....

7- اکثر جاده های دسترسی به مزارع وباغها نامناسب و ناهموار است. همچنین دشتها فاقد راه دسترسی مناسب است و افراد مجبورند از وسط زمینهای مردم عبور کنند که این مسئله از نظر شرعی اشکال دارد، لذا باتوجه به نیاز به تردد ماشین و تراکتور در دشتها، باید برای ایجاد جاده چاره ای اندیشیده شود.

8- ...

7- امکانات حمل و نقل

درصورت افزایش جمعیت روستا، علاوه بر سرویس رفت و برگشت به شهر خوانسار، برای رفاه حال اهالی جهت شهرهای گلپایگان و اصفهان نیز نیاز به سرویس رفت و برگشت روزانه برقرار شود تا علاوه بر سرویس دهی به اهالی، سایر مسافران روستاهای اطراف نیز از آن استفاده نمایند و برای صاحبان خودروها نیز به صرفه باشد.

نحوه اجرای طرح

از آنجایی که تمام فعالیتهای عمومی در روستا باید با هماهنگی شورای روستا و دهیاری صورت بگیرد، این طرح به شورا ارائه می شود. تا پس از بررسیهای لازم، مقدمات اجرای آن فراهم شود.قطعاً اجرای این طرح از عهده یک یا چند نفر و حتی مسئولین روستا به تنهایی بر نمی آید و تکروی و کارهای پراکنده و موازی نیز به هیچ وجه مؤثر نخواهد بود، لذا نیاز به یک کار تشکیلاتی و منسجم و مدون می باشد.

برای اجرای این طرح اقدامات زیر باید صورت گیرد:

1- معرفی طرح به کلیه رحمت آبادیها و ارائه توضیحات لازم در مناسبتهای مختلف به آنها تا طرح بصورت کامل برای آنها جا بیفتد.

2- انتخاب یک نفر به عنوان مدیر اجرایی طرح توسط مسئولین روستا و تشکیل چند کمیته تخصصی که زیر نظر شورای روستا و مدیر اجرای طرح فعالیت کنند . این کمیته ها شامل:  1- کمیته اشتغال  2- کمیته عمرانی  3- کمیته فرهنگی 4- کمیته کشاورزی 5- کمیته فناوری اطلاعات و ارتباطات 6- کمیتهخواهران 7- کمیته جوانان  8- کمیته پیشکسوتان و بازنشستگان هستند.

هر یک از این کمیته ها شامل یک نفر سرپرست کمیته و چند نفر از اعضای آن هستند که از بین  برادران و خواهرانی که دارای تخصص، تجربه ، کارایی و انگیزه کافی برای فعالیت هستند، انتخابمی شوند.

وظیفه سرپرست هر کمیته ارتباط با اعضای کمیته و برگزاری جلسات در زمانهای لازم با شرکت اعضای کمیته و پیشنهاد برنامه های مربوط به حوزه کاری خود به مدیر اجرای طرح، جهت تصویب در شورای روستا وگزارش اقدامات انجام شده کمیته خود به مدیر اجرای طرح است.تصویب برنامه های مورد نیاز در راستای اجرای طرح و نظارت بر اجرای این برنامه ها به عهده شورای اسلامی روستاست.

وظیفه و مسئولیت اصلی اجرای طرح جامع به عهده مدیر اجرای طرح استکه سرپرست های کمیته ها زیر نظر وی انجام وظیفه می کنند و وی نیز زیر نظر شورای روستا و با هماهنگی و ارتباط کامل با شورا انجام وظیفه می کند.

3- ایجاد صندوق یا حساب توسعه و پیشرفت روستا در بانک کشاورزی با حق امضای برداشت 3 نفر (مدیر اجرای طرح و دو نفر از اعضای شورای روستا)

 

وظایف کمیته های فوق به شرح زیر است:

الف - کمیته اشتغال

1- بررسی و یافتن طرحهای اشتغال زا (علاوه بر مواردی که در بخش ایجاد اشتغال این طرح ذکر شده است.)

2- معرفی طرحهای اشتغال زا به جوانان جویای کار و  هدایت آنها در این زمینه.

3-  پیگیری جهت زمینه سازی برای اجرای طرحهای اشتغال زا .

4-  بررسی و رفع اشکالات و وقفه های احتمالی که در اجرای این طرحها پیش می آید.

5- جلب همکاری افراد متخصص و توانمند در این زمینه از اهالی یا دیگر مناطق.

6- یکی از هدفهایی که این طرح دنبال می کند این است که به محض اینکه جوانی در روستا به سن اشتغال رسید، شغل مناسب برای وی آماده باشد و بتواند به کار مشغول شود و این یکی از وظایف کمیته اشتغال است.

7-...

 

ب- وظایف کمیته عمرانی

1- بررسی و نیازسنجی اقدامات عمرانی و رفاهی مورد نیاز روستا به تناسب افزایش جمعیت و بزرگ شدن روستا (علاوه بر مواردی که در قسمت اقدامات عمرانی این ذکر شده است.)

2- پیگیری اجرای طرحهای عمرانی از مراجع ، ادارات و سازمانهای ذیربط.

3- پیگیری جهت تأمین بودجه و امکانات مورد نیاز طرحها از طرق مختلف( دولتی، مؤسسات خیریه و عام المنفعه، اشخاص خیر، خودیاری اهالی و غیره.)

4- تهیه نقشه جامع شهرسازی با استفاده از طرح هادی روستا.

5- جلب همکاری افراد متخصص و توانمند در زمینه برنامه های عمرانی از اهالی روستا یا دیگر مناطق.

6- ...

 

ج- وظایف کمیته فرهنگی

1- بررسی و تهیه لیست نیازمندی های فرهنگی روستا و ارائه به مدیر اجرای طرح (علاوه بر مواردی که در بخش اقدامات فرهنگی این طرح ذکر شده است.)

2- پیگیری اجرای برنامه های فرهنگی تصویب شده توسط شورای روستا.

3- تأمین بودجه مورد نیاز طرحهای فرهنگی از طریق ذکر شده در قسمت قبلی.

4- جلب همکاری افراد با ذوق، متخصص و توانا در امور فرهنگی برای اجرای برنامه های مربوطه.

5- استفاده از تجارب موفق روستاها و شهرهای دیگر در امور فرهنگی.

6- ...

 

د- وظایف کمیته کشاورزی و دامپروری

1- بررسی و تهیه لیست برنامه های مورد نیاز برای پیشرفت روستا در زمینه کشاورزی و دامپروری و ارائه آن به مدیر اجرای طرح.

2- زمینه سازی برای اجرای برنامه های مربوطه که توسط شورای روستا تصویب شده است.

3- بررسی و تهیه دستورالعمل حقوقی و شرعی نحوه بهره برداری از صحرا، آب و ...

4- ...

 

ه- وظایف کمیته فن آوری اطلاعات و ارتباطات (IT)

1- تهیه آخرین فن آوری و اطلاعات جهت اجرای قسمتهای مختلف این طرح، که در روستای ما قابل اجرا باشد.

2- تهیه لیست مشاغلی که از طریق فضای مجازی و اینترنت برای جوانان در روستا بتوان شغل ایجاد نمود.

3- جلب همکاری افراد متخصص و توانا در زمینه IT برای اجرای برنامه های مربوطه.

4- تهیه نرم افزار و سخت افزار مورد نیاز برای اجرای طرح .

5- ...

 

و- وظایف کمیته خواهران

1- بررسی و تهیه برنامه های مورد نیاز جهت ارتقای مادی و معنویخواهرانو ارائه جهت تصویب.

2- تهیه برنامه های متناسب با خانواده سالم و پیشگیری از آسیب های فردی و اجتماعی مانند انحرافات، بزه کاریها، اعتیاد و ... در کودکان و نوجوانان.

3- کمک به سایر کمیته ها با توجه به توانمندیهای خاص خواهران مانند ظرافت و تیز بینی، بالا بودن سطح عاطفی، نظم و انضباط و ...

4- ...

 

ز- وظایف کمیته جوانان

1- تهیه نیازمندیهای جوانان از نظر تحصیل ، ورزش، اوقات فراغت، مهارت های شغلی، مهارتهای زندگی، شناخت آسیبها و انحرافات در ایام نوجوانی و جوانی و روشهای مقابله با آن و  ...

2- پیگیری ایجاد امکانات آموزشیو پرورشی با همکاری کمیته عمرانی.

3- پیگیری ایجاد اشتغال با همکاری کمیته اشتغال، کمیته کشاورزی  و کمیتهIT

4-ایجاد زمینه مناسب برای ازدواج جوانانی که در آستانه ازدواج قرار دارند.

5- پیشگیری از آسیبهای دوران نوجوانی و جوانی با همکاری کمیته فرهنگی.

6- کمک به افرادی که دچار اعتیاد به مواد مخدر هستند جهت ترک مصرف این مواد خانمان سوز و کاهش عوارض این معضل بر خانواده این عزیزان و بازگشت به زندگی سالم و تعالی معنوی.

7- ...

 

ح- وظایف کمیته پیشکسوتان و بازنشستگان (رحمت آبادیهای بالای 55 سال)

1- تشکیل کانون بازنشستگان و پیشکسوتان با هدف ارائه خدمات به این عزیزان.

2- برگزاری مجمع بازنشستگان و پیشکسوتان سالی یک بار با شرکت این عزیزان، در ایامی مانند تعطیلات عید نوروز.

3- ایجاد زمینه مهاجرت آنها از شهر به روستا و تلاش و کوشش برای فراهم نمودن یک زندگی همراه با آرامش و آسایش برای آنان در روستا و به دور از مشکلات شهری.

4- ایجاد زمینه برای استفاده از تجربیات و اندوخته های این عزیزان برای پیشرفت روستا و ایجاد شغل برای آنهایی که توان و تمایل برای کار کردن دارند.

5- پیگیری احداث مکان مناسب برای تجمع روزانه بازنشستگان و گپ و گفتگو با دوستان و هم قطاران.

6- ...

 

نقاط قوت روستا ، قابلیتها و استعداد ها جهت اجرای این طرح

1- وجود امامزاده ها در این روستا تاکنون باعث خیر و برکت زیادی بوده و اگر برنامه ریزی خوبی بشود می تواند برکات بیشتری داشته باشد و می تواند باعث جذب گردشگران نیز بشود. همچنین آثار تاریخی و طبیعی روستا منبع خوبی جهت جذب گردشگران و ایجاد درآمد برای هم ولایتی هاست.

2- روستایی که به نسبت جمعیت خود تعداد زیادی شهید تقدیم اسلام نموده قطعاً می تواند در زمینه های دیگر نیز موفق شود؛ همچنین باید جهت خدمت به هم ولایتیها و توفیق در توسعه و آبادانی روستا از شهدا استمداد نماییم.

3- این روستا به دلیل اینکه مهمتر ، بزرگتر و پرجمعیت تر از روستاهای اطراف بوده به عنوان مرکز دهستان انتخاب شده و امکانات اداری و خدماتی مانند دهداری، پاسگاه، اداره برق، پمپ بنزین، بانک و بهداری در این روستا قرار گرفته است.

4- اهالی روستا به دلیل اینکه از قدیم روحانی و عالم داشته اند از نظر فرهنگی و مذهبی در سطح بالایی هستند. همچنین از اول انقلاب در صحنه های انقلاب حضور فعال داشته اند که این مسئله از تعداد 36 شهیدی که در راه اسلام و انقلاب تقدیم کرده اند و نیز حضور در صحنه و راهپیماییها مشخص است که وقتی تصویر آن را از تلویزیون می بینیم احساس غرور می کنیم. این روستا با وجود مشکلاتی که دارد به دلیل همان فرهنگ بالا، خیلی از مشکلاتی که بعضی مناطق دیگر دارند را ندارد مانند تعصبات جاهلی و کورکورانه، دشمنی ها و کینه های طایفه ای و ...

5- اهالی روستا و کسانی که به شهر رفته اند عموماً به روستا و سرنوشت آن علاقمند هستند. اکثر افراد ساکن شهر، در روستا نیز خانه ساخته اند و در ایامی از سال، تعطیلات عید نوروز، عید فطر و ایام محرم و ... به روستا می آیند وهمین که ارتباط خود را با وطن خود قطع نکرده اند یک امتیاز مثبت است.

6- این روستا جوانان خوب و با استعدادی دارد که متأسفانه به دلایل مختلف به شهر و حتی روستاهای دیگر رفته اند و دیگران دارند از وجود آنها استفاده می کنند.

6- در بین رحمت آبادیها افراد خیر و نیکوکاری وجود دارند که جهت امور عمرانی و عام المنفعه کمک می کنند و اگر زمینه مناسب وجود داشته باشد کمکهای بیشتری نیز می کنند.

7- وجود امکانات زیر بنایی مانند، آب لوله کشی، برق، گاز، تلفن، راه آسفالته، بانک،پاسگاه انتظامی و ... امکان توسعه و پیشرفت را بهتر فراهم می کند.

8- در حال حاضر افراد بازنشسته ای در روستا هستند که تاکنون نتوانسته ایم از وجود و تجربیات آنها به درستی استفاده کنیم و انرژی آنها دارد به هدر می رود.

9- قطب صنعتی که انشاء ا... قرار است ایجاد شود کمک شایانی برای توسعه روستا خواهد بود

10- طرح انتقال آب از سرشاخه های دز به روستا که قسمتی از لوله کشی آن قبلاً اجرا شده است.

11- ...

مشکلات و مانع در اجرای طرح و رسیدن به اهداف

1- رحمت آبادیها معمولاً از نظر اتحاد و همبستگی و کار جمعی ضعیف هستندو فرد گرایی رواج بیشتری دارد . اکثر ما منافع فردی را بر منافع جمعی ترجیح می دهیم. تا زمانیکه ما طرز فکر و رفتار خود را اصلاح نکنیم وضعیت روستا همینطور است و بدتر از این هم خواهد شد؛ قطعاً توسعه و پیشرفت روستا زمانی اتفاق می افتد که ما منافع جمعی را بر منافع فردی ترجیح بدهیم ، لذا در این زمینه نیاز به کار و تلاش جهادی و فرهنگ سازی بیشتری می باشد تا این پراکندگی را به وحدت و همدلی و همبستگی تبدیل کند.

2- اجرای این طرح نیاز به بودجه دارد که باید از طریق کمکهای دولتی، افراد خیر، نهادهای خیریه و غیره تأمین شود.

3- بعضی افراد ممکن است دچار سوء تفاهم شوند ویا طرح درست برایشان جا نیفتد و تصور کنند  که اجرای بخشهای مختلف این طرح ممکن است ضرری به آنها بزند یا منافعی از آنها را به خطر بیندازد و در مقابل آن مقاومت کنند. البته ممکن است در کوتاه مدت و در ظاهر این مسأله وجود داشته باشد ولی در بلند مدت، توسعه و آبدانی روستا قطعاً به نفع همه اهالی است. کیست که از پیشرفت و آبادانی روستا ناراحت باشد.کیست که وجود شغل برای جوانان، وجود امکانات خوب زندگی، وجود فرزندان و فامیلش در کنارش ناراحت باشد. کیست که از وجود زمینه برای پیشرفت مادی و معنوی در روستا ناراحت باشد. قطعاً هیچ کس از این چیزها بدش نمی آید، فقط بایدافق دیدمان را تغییر بدهیم وبه هدفهای برتر و بالاتر نگاه کنیم

4- معمولاً انسانها در مقابل تغییر مقاومت می کنند وبه راحتی تغییرات را نمی پذیرند که این نیاز به روشنگری و کار فرهنگی و تبلیغاتی دارد.

5- کارهای عمومی معمولاً کارهای سخت و دشواری است و مشکلات زیادی دارد و نیاز به همت و پشتکار و خستگی ناپذیری دارد. یک مثال که در مورد پشتکار می شود زد درباره ادیسون است. ادیسون وقتی در کودکی به مدرسه رفت به دلیل اینکه درس را خوب نمی فهمید یا به قول معلمش به دلیل کودن بودن از مدرسه اخراج شد. مادرش که زن فهمیده ای بود در خانه شروع به درس دادن به او کرد و پس از مدتی چون دید که وی کودک کنجکاوی است و به کارهای فنی علاقه دارد، اتاقی را با وسایل لازم جهت آزمایشات برای او فراهم کرد. ادیسون بیشتر وقت خود را به مطالعه و تحقیق و آزمایش در این کارگاه کوچک می گذرانید تا موفق شد به اختراعات بزرگی دست یابد. وی هیچ گاه ناامید نمی شد و بارها آزمایشات خود را تکرار می کرد و از نظر او شکست معنا نداشت. او وقتی جهت اختراع لامپ روشنایی 99 بار آزمایش کرد و موفق نشد، گفت من در حقیقت 99 بار شکست نخوردم بلکه 99 راه را پیدا کردم که به ساخت لامپ منجر نمی شود.

 

حسن ختام

به دلیل اینکه خانه ما نزدیک قلعه و کنده ها وغالای نوکل! است، بعضی ها از ما می پرسند آیا تا بحال گنجی در این منطقه پیدا نکرده اید؟

 باید به این افراد گفت که گنج واقعی را خداوند در درون شما قرار داده است که اگر آن را کشف کنید از هر گنجی بی نیاز می شوید! 

 

   با آرزوی موفقیت و سلامتی شما

والسلام